
جهان در آیینه ء رویداد های تاریخ
( از اول تا 30 ماه نومبر)

س. اديب
روز شمار اول ماه نومبر
= = = = = = = = = =
1 ـ روز مؤلف :- به تاریخ اول نومبر سال 1928 میلادی : هر سال در امريكا به منظور تشويق مؤلفان كتاب روز مؤلف اعلام شده است و به تدريج ساير كشورها هم يك روز سال را به روز بزرگداشت مولفان و دادن جايزه به آنان اختصاص داده اند، از نيمه قرن 20 بسياري از کشورها يک مرکز دولتي به منظور تسهيل امر تأليف و قرار دادن وسائل تحقيق و تاليف و دادن قرض و کمک به چاپ و توزيع اين تاليفات زير نظر مستقيم رئيس دولت ویا حکومت داير کرده اند، درقدیم پادشاهان و اميران مشوق و متولي تحقيق و تاليف بودند .
2 ـ كودتا درسايگون و مرگ « نگو دين ديم »:ـ به تاریخ اول نومبر سال 1963 میلادی : چند واحد قوای مسلح بر ضد دولت « نگو دين دي ام» كه در سال 1955 بابركنار كردن «بائو داي» امپراتور اسمي ويتنام جنوبي رئيس اين كشور شده بود دست به كودتا زدند كه ضمن اين كودتا دين و برادرش كشته شدند و يك شوراي نظامي زمام امور را به دست گرفت كه ضد كمونيست تر از« نگو دين دي ام» بود، دولت امريكا هفتم نومبر رژيم تازه را به رسميت شناخت، همسر «نگو دين دي ام» كه در زمان كودتا در امريكا بود دولت جان اف كندي رئيس جمهوري وقت امريكا را كه خود 22 روز بعد در شهر دالاس ترور شد متهم به حمايت از نقشه كودتا و مرگ شوهرش كرد، در پي اين كودتا، جنگ ويتنام و در نتيجه مداخله امريكا در اين جنگ گسترش يافت «نگودين دي ام» يك كاتوليك بود كه پيروان اين مذهب در ويتنام جنوبي در اقليت هستند، فرانسويان در طول استعمار ويتنام، مذهب كاتوليك را درآنجا ترويج كرده بودند، نگو دين ديم باحمايت جنرال آيزنهاور رئيس جمهوري وقت امريكا بود كه موفق شد در ويتنام نظام جمهوري برقرار كند، حال آنكه طبق قرارداد ژنیو قرار بود تا انجام رفراندم وحدت دو ويتنام، بائو داي رئيس قسمت جنوبي اين كشور باشد، نگو دين ديم هنگام مرگ 54 ساله بود.
3 ـ سرزمين پاناما به كلمبيا پيوست:- به تاریخ اول نومبر سال1821ميلادي: سرزمين پاناما پس ازرهائي ازسلطه هسپانیا به كلمبيا پيوست، پاناما دراوائل قرن16ميلادي به تصرف هسپانیايها درآمد و بعد از كشف معادن طلا دراين كشورامريكاييها نيزتوجه خود را به اين منطقه زرخيزمعطوف كردند، اين كشوردرسال1903ميلادي موفق به كسب استقلال شد، جمهوري پاناما واقع درجنوب امريكاي مركزي است و كانال پاناما اقيانوس اطلس و آرام را به هم متصل مي كند.
4 ـ آغاز جنک در الجزایر:ـ به تاریخ اول نومبرسال1954ميلادي: با شكل گرفتن نهضت آزاديبخش الجزايربه همت احمدبن بلا جنگهاي استقلال اين كشور نيزآغازشد، الجزايردراوائل قرن20ميلادي كاملاً درسلطه فرانسه قرارگرفت و دراين مدت مبارزات آزاديخواهانه مردم الجزائربصورت پراكنده ادامه داشت، درسال1954ميلادي با آغازجنگهاي استقلال طلبانه الجزائردولت مصربه رياست جمال عبدالناصركمكهاي مالي و نظامي فراواني به اين نهضت كرد و پس از اعلام موجوديت دولت موقت الجزائر درقاهره نبرد مسلحانه ميان نيروهاي قوای آزاديبخش الجزائرو نيروهاي فرانسوي جنرال دو گل آغازشد، سرانجام پس ازمذاكره نمايندگان اين دو كشور، الجزايردرسال1961ميلادي استقلال خود را بازيافت.
روز شمار دوم ماه نومبر
= = = = = = = = = =
1 ـ اعلاميه تاريخي بالفورمنتشرشد :ـ به تاریخ 2 نومبرسال1917ميلادي:.با اعلام انتشار اعلاميه با لفور 30 سال بعد سبب تشكيل اولين دولت يهودي درفلسطين شد، بالفوردرآن زمان وزيرامورخارجه انگلستان بود و فلسطين با نظارت دولت استعماري انگليس اداره ميشد، اعلاميه بالفورحاكي ازاين بود كه دولت انگلستان با تشكيل دولت يهودي درفلسطين موافق است و همه كوشش خود را براي تأسيس چنين دولتي بكارخواهد برد، سرانجام 30سال بعد از صدوراين اعلاميه استعماري كه حقوق كليه فلسطينيهاي مسلمان آزاده را ناديده گرفته بود دولتي صهيونيستي درفلسطين روي كارآمد و ازآن زمان تاكنون مبارزات دراين سرزمين بین اسرائیلیان و فلسطینیان ادامه دارد.
2 ـ استقلال کشوراندونزی:ـ به تاریخ 2 نومبرسال1949 ميلادي: استقلال طلبان اندونزي و نيروهاي هالندی موافقت نامه معروف به موافقت نامه نيروهاي" هالندی" كه ازاگست سال1945ميلادي با قيام آزاديخواهانه دكتر«احمد سوكارنو» و« محمد حتي» رهبران استقلال اندونزي روبرو شده بودند بناچار خاك اين سرزمين را ترك كردند، گفتني است كه جنگ استقلال مردم اندونزي چهارسال بطول انجاميد و سرانجام به موجب اين موافقت نامه جنگ پايان پذيرفت تاهنگام خاتمه اين جنگ اين سرزمين هند هالند خوانده مي شد و پس از پيروزي استقلال طلبان اين كشور به نام اندونزي خوانده شد، اندونزي بطوررسمي دردسمبر سال1949 ميلادي مستقل شد.
3 ـ استقلال کشور الجزایر:ـ به تاریخ 2 نومبرسال1961ميلادي: كشورالجزايرازفرانسه مستقل شد، اين كشورازسال1830ميلادي مورد هجوم قواي فرانسه قرارگرفت كه همزمان با اين تهاجمات مقاومتهاي وسيع و پيگیرانقلابيون الجزايري نيزبرضد استعمارآغازشد، درسال1882 م ،
الجزايربخشي ازفرانسه اعلام شد و متعاقب آن جنبش استقلال طلبانه مردم الجزايربه رهبري اميرعبدالقادر شدت بيشتري يافت بطوري كه تشنجات ناشي از آن به اعلام خودمختاري وسپس استقلال و برقراري حكومت جمهوري دراين كشور منتهي شد.
4 ـ انتخابات نومبر 2004 امريكا :ـ به تاریخ 2 نومبر 2004میلادی: آخرين ارقام مربوط به انتخابات امريكا كه تقريبا نهايي شد از اين قرار اعلام گردید: جمع آراء جورج بوش 59 ميليون و 640 هزار و 394 (51 درصد ) و جمع آراء جان كري 56 ميليون و 144 هزار و 712 ( 48 درصد ) بيش از بيست ميليون از كساني كه به كري راي داده بودند جوانان و افراد زير 30 سالگي بودند، در سناي صد نفري تعداد كرسي هاي جمهوريخواهان 51 ، دمكراتها 48 و يك كرسي هم غير حزبي است، در مجلس نمايندگان( دوره دو ساله ) تعداد كرسيهاي جمهوريخواهان 228 و دمكراتها 206 است با يك كرسي غير حزبي، آراء جورج بوش در ايالت اهايو 136 هزار بيش از جان كري بود و دمكراتها معترض بودند كه چرا «كري» به جاي درخواست دوباره شماري، به شكست خود اعتراف كرد و همين طور در «آيوا» كه تفاوت آراء 13 هزار بود، در هر دو ايالت ماشين هاي راي گيري ضمن كار دچار نقص فني شده بودند، مفسران برخي روزنامه ها نوشته اند كه قابل قبول نيست كه امر راي گيري در امريكا در ده ها نوع مختلف باشد و از روشها و ماشين هاي گوناگون استفاده شود كه از ضريب دقت مي كاهد و جاي ترديد و اعتراض باقي مي گذارد، تحليلگران امريكايي گمان نمي كنند كه حزب دمكرات جان كري را بار ديگر نامزد مقام رياست جمهوري كند زيرا كه در جامعه امريكا آراء جوانان و روشنفكران به آن اندازه نيست كه فردي با عقايد و روش جان كري را به كاخ سفيد بفرستد، انتخابات اخير نشان داد كه عوام امريكايي محافظه كار و مذهبي است و ليبراليسم چپ را نمي پذيرد، از تحليل انتخابات اخير امريكا چنين بر مي آيد كه بر عده محافظه كاران اين كشور افزوده شده است. پاره اي از جامعه شناسان 59 ميليون و 640 هزار راي داده شده به جورج بوش را نشانه تاييد سياست جهاني تهاجمي دولت او و رفتار يكجانبه و دستوري شخص وي در قبال مسائل بين المللي دانسته و گفته اند كه سياست هاي دولت بوش انعكاس خواست اكثريتي است كه در انتخابات دوم نومبر 2004 به حوزه ها رفتند و شمار آنان به مراتب بيش از انتخابات سال 2000 بود.
روز شمار سوم ماه نومبر
= = = = = = = = = =
1 ـ تولد آندْره مالْرو نويسنده فرانسوي:ـ به تاریخ 3 نومبرسال1901ميلادي:. آندْره مالْرو Andre Malraux هنر شناس و انديشمند فرانسوي درپاريس به دنيا آمد« مالرو» بعد از اتمام تحصيلات متوسطه به مدرسه زبانهاي شرقي وارد شد « مالرو» از19 سالگي نوشتن آثارش را آغازكرد و ازاولين آثاراو مي توان سرزمين بيگانه را نام برد، آندره مالرو درطول عمر 75ساله خود سفرهاي متعدد به كشورهاي مختلف كرد و دراين سفرها بيش ازهمه شيفته تمدن آسیا و شهر زيبا و ديدني آن شد، و در هندوچين به مخالفان استعمار که اروپاييان اعمال مي کردند پيوست و جنبش جوانان " آنام " را سازمان داد و روزنامه اي تحت عنوان " هند و چين در زنجير " منتشر ساخت« مالرو» در جنبش آزاديخواهي و استقلال طلبي ويتنام، انقلاب چين، همچنين مبارزه با هيتلر شركت كرد و هميشه براي آزادي جنگيد، وي در بازگشت به فرانسه چهار کتاب برضد استعمار نوشت که عناوين آنها از اين قرار است:( فاتحان ، راه و رسم سلطنتي ، سرنوشت انسان ، فريبکاري غرب)، « مالرو» سپس به حمايت از جمهوريخواهان هسپانيا برخاست و به دولت فرانسه اصرار کرد که به آنها که سرگرم جنگ با سلطنت طلبان به رياست جنرال فرانکو بودند طیارات نظامي بفروشد، پس از اين که تعداد طیارات فروخته شده به 20 بال رسيد به يافتن داوطلب براي کپتان آنها سرگرم شد و 20 پیلوت داوطلب به دست آورد، آنگاه به امريکا رفت و به جمع آوري اعانه براي جمهوريخواهان هسپانيا پرداخت، وي کتاب تازه خود " اميد بشر " را به اين موضوع اختصاص داده که فيلم سينمايي شده است« مالرو» در جريان جنگ جهاني دوم وارد سازمانهاي مقاومت فرانسه شد، يک بار توسط الماني ها دستگير و نزديک بود اعدام شود، پس از پايان جنگ به سمت وزير اطلاعات و سپس وزير امور فرهنگي فرانسه منصوب شد، کتابهاي معروف ديگر او عبارتند از: (صداهاي سکوت ، روانشناسي هنر، اميد، عصربياعتنايي، ضدخاطرات و سرنوشت بشر.و ....) رانام برد« مالرو» 23 نومبر 1976 در گذشت.
2 ـ استقلال پانامه :ـ به تاریخ 3 نومبرسال1903ميلادي: جمهوري پانامه استقلال كامل خود را اعلام كرد، پانامه درسال1501ميلادي بدست كاشفان هسپانيايي كشف شد و دراوايل قرن19ميلادي به تصرف كلمبيا درآمد، مردم پانامه ازهمان زمان جنبش آزاديخواهي خود را آغازكردند، چندي بعد با ارائه طرحي براي تأسيس آبراه پانامه انقلاب مردمي درپانامه شدت گرفت، درابتداي دهه1960ميلادي مردم پانامه دربرابر نفوذ و سلطه امريكاييها مبارزه را آغازكردند و همين امرموجب قطع رابطه پاناما و امريكا شد.
3 ـ سگي به نام لايكا در مدار زمين :ـ به تاریخ 3 نومبر سال 1957 میلادی:دانشمندان فضايي شوروي با، قمرمصنوعی( ماهواره) "سپوتنيك ــ 2 " سگي به نام لايكا را در مدار زمين قراردادند، قمرمصنوعی( ماهواره) اسپوتنيك ــ 2 دومين سفينه فضا پيماي شوروي بود كه در مدار زمين قرار گرفته بود و در ارتفاع 937 مايلي هر يك ساعت و 42 دقيقه يكبار كره زمين را دور مي زد و وضعيت سگ به زمين مخابره مي شد، اين قمر مصنوعی همچنين او ضاع جوي را به زمين مخابره مي كرد، اخبار مربوط به فعاليت اين ماهواره مردم امريكا را نگران ساخته بود كه آيزنهاور رئيس جمهوري وقت براي رفع نگراني انان مجبور شد اعلام كند كه پيشرفت فضايي شوروي و پيشي گرفتن ان بر امريكا از اين لحاظ فاقد ارزش نظامي است .
روز شمار چهارم ماه نومبر
= = = = = = = = = = =
1 ـ تأسيس یونسکو:ـ به تاریخ 4 نومبرسال 1946ميلادي: يونسكو سازمان علمي- فرهنگي و تربيتي وابسته به سازمان ملل متحد با عضويت بيست كشور جهان تشكيل شد، هدف از تأسيس يونسكو برقراري ارتباط علمي- فرهنگي بين ملتها و انتشار كتابها و نشريات متعدد به زبانهاي گوناگون دنيا بود تا از اين طريق همبستگي فرهنگي ميان ملتهاي جهان افزايش يابد، ازموارد جالب و مهم درمنشور يونسكو احترام همگاني به عدالت، حكومت قانون، حفظ حقوق بشر و آزاديهاي اساسي است، در يونسكو(منشی عمومی، هيئت اجرايي و كنفرانس عمومي) سه ركن اساسي بشمارمي روند، فعاليتهاي يونسكو، آموزش و پرورش، علوم اجتماعي، ارتباط همگاني و فراگير، نوسازي و توانبخشي، فعاليتهاي فرهنگي و كمكهاي فني را دربرمي گيرد، مقرسازمان يونسكو شهرپاريس است.
2 ـ اولین فراشوتیست هوایی :ـ به تاریخ 4 نومبرسال 1956 میلادی: اولين دسته هاي" فراشوتیست "نيروهاي هوایی دو كشور انگلستان و فرانسه در مصر فرود آمدند، و به اين ترتيب جنگ" كانال سوئز "بين مصر از يك طرف و نيروهاي فرانسه و انگليس و اسراييل از طرف ديگر آغاز شد، فراشوتیست، فرانسوي و انگليسي با وجود دفاع مصريها در پورت سعيد و پورت فوئاد فرود آمده و هر دو شهر را تصرف كردند، در اين عمليات نيروهاي اسراييلي متحد فرانسه و انگليس شركت نداشتند.
3 ـ گروگانگيري کارکنان سفارت امريکا در تهران:ـ به تاریخ 4 نومبر سال 1979 میلادی (13 عقرب1358 خ ): نماينده پنجصد محصل از جوانان كه خود را« دانشجويان پيرو خط امام خمینی » معرفي مي كردند، ساختمان سفارت امريكا در تهران رامتصرف شدند و كاركنان امريكايي حاضر در ساختمان را به گروگان گرفتند و آنجا را لانه جاسوسي ناميدند، آنان خواهان استرداد شاه شدند كه در امريكا بستري بود، محصلان در دومين روز تصرف سفارت امريكا در تهران ( 14عقرب 1358 خورشیدی ) اعلام داشتند كه كاركنان سفارت را تا استرداد شاه آزاد نخواهند كرد و اضافه كردند كه در ساختمان سفارت اسنادي را در رابطه با حوادث كردستان و خوزستان به دست آورده اند، آخر وقت همين روز اعلام شد كه انجنیر« بازرگان» پس از 268 روز حكومت ، كناره گيري دولت خود رااعلام و تسليم كرده است و دليل آن رويدادهاي انتقاد افراد و گروهها به ويژه اعتراض به ملاقات او با برژينسكي مشاور امور امنيت ملي رئيس جمهوري امريكا بوده است، تصرف سفارت امريکا و گروگانگيري کارکنان آن که 444 روز طول کشيد که یکی از رويداد هاي مهم ربع قرن آخر سده بيستم بود، در جريان محاصره سفارت دیپلوماتهای سفارت با چند عضو ارشد به وزارت امور خارجه پناهنده و شماري هم پنهان شدند که بعدا معلوم شد به سفارت کانادا پناه برده بودند، و این مسایل بار دیگر با انتخاب احمدی نژاد بحیث رئیس جمهور امریکا در سال 1384 خورشیدی سر و صدا های زیادی را مبنی بر اینکه بعضی از ارگانهای امریکا ادعا نمودند که : در حادثه گروگانگیری سال 1358 خورشیدی ، احمدی نژاد نیز در بین محصلان دیده شده و در آن نقش داشته است که این مسایل در مرور کوتاهی فروکش کرد.
4 ـ سفرمك فارلين به تهران و فروش اسلحه:ـ به تاریخ 4 نومبر سال 1986 میلادی : فاش شد كه « مك فارلين» مشاور ويژه امنيت ملي رونالد ريگن رئيس جمهوري امريكا با چهار امريكايي ديگر به طور محرمانه وارد تهران شده و مذاكراتي انجام داده بودند، ريگن رئيس جمهوري وقت امريكا حاضر نشد جزئيات قضيه را فاش سازد، وي از اين اقدام خود (فروش اسلحه به ايران ) دفاع كرد، وي در عين حال گفت که در اين زمينه اشتباهاتي هم روي داده است، گزارش گروهای رسانه حكايت از آن داشت كه طیارهء حامل مك فارلين حامل مقداري اسلحه بود، درپي افشاي اين قضيه، قضیه اي كه به «ايران ــ كنترا» معروف شده بود تشكيل شد و مدتها بحث روز بود، اين قضيه در گرما گرم جنگ ايران و عراق اتفاق افتاد، اين موضوع براي نخستين بار در يک نشريه لبناني افشاء شده بود.
روز شمار پنجم ماه نومبر
= = = = = = = = = =
1 ـ قتل "ژان ژورس" پيشواي سوسياليست فرانسه:ـ به تاریخ 5 نومبر سال 1859 میلادی : " ژان ژورس " سياستمدار و پيشواي سوسياليسم فرانسه كه در جريان يك توطئه در 1914 ميلادي به قتل رسيد، در"كاسترس" قدم به عرصه وجود گذاشت، وي بعد از ختم تحصيلات و اشتغال به امور سياسي ،همه جا به جنگ و تقويت تعصب ملي مخالفت ميكرد و چون اولياي فرانسه براي جبران شكستهاي خود از المان در 1870 ميخواستند دوباره جنگ را بر قرار كنند، روز 31 جولای 1914 ميلادي او را كشتند.
2 ـ اختراع تلویزیون کامل :ـ به تاریخ 5 نومبر سال 1905 میلادی: تلويزيون كامل، توسط يك مخترع 47 ساله الماني به نام" پل نيپكو "عرضه شد، پل نيپكو كه به سال 1860 ميلادي متولد شده بود، در 27 سالگي با تلويزيوني كه يك صنعتگر امريكايي به نام" جيمز كاري "اختراع كرده بود روبرو شد كه صدا نداشت و عكسها را نيز متقاطع نشان ميداد، پل نيپكو براي رفع اين دو عيب، سالها زحمت كشيد تا در توانست تلويزيون امروزي را اختراع كند.
3 ـ كشتار وحشتانك " آنفلوآنزا " در اروپا : ـ به تاریخ 5 نومبر سال 1918 میلادی: بيماري مسري" آنفلوآنزا "كشتار وحشتانك خود را در اروپا آغاز كرد، اين بيماري به سرعت مردم يكايك ممالك اروپايي را مبتلا كرد و در اندك مدت تعداد تلفات آنفلوآنزا از يك ميليون نفر نيز تجاوز كرد ،هنگامي كه تب آنفلوآنزا در اروپا فرونشست، مجموعأ 21640000 نفر از مردم اروپا را به کام مرگ فرستاده بود، علت اين افزوني كشتار آنفلوآنزا اين بود كه هنوز آنتيبيوتيك هاي امروزي كشف نشده بود، و هم اکنون که این گزارش را مینویسم در بسیاری از کشور ها در طی هشت روز گذشته (2005/10/ 26) این سومین بار است که شيوع آنفلوآنزای مرغی H5N1 روی می دهد و مقامات روز چهارشنبه گفتند آنفلوآنزا بیش از500 مرغ و غاز را روز شنبه در ولایت مرکزی"هونان" کشت، در اروپا، مسئولان صحت عامه می گويند آزمایش هائی که انجام گرفته است تائيد می کند ویروس مرگبار آنفلوآنزای مرغی H5N1 به کرواسی سرایت کرده است در آنجا مقامات کشتن دسته های پرندگان را در نزدیکی محلی که اجساد قوهای آلوده پيدا شد، آغاز کرده اند، این ویروس در چندین کشور در شرق آسيا و نیز در روسیه، رومانی و ترکیه پيدا شده است، اکثر کشورهای اروپائی اینک پرندگان وحشی را از نظر ابتلا به ویروی معاینه می کنند، تا کنون بیش از 60 انسان، و همه آنها در آسیا، در اثر ابتلا به آنفلوآنزای مرغی جان سپرده اند.
روز شمار ششم ماه نومبر
= = = = = = = = = ==
1 ـ اشغال شهر کیف توسط ارتش سرخ :ـ به تاریخ 6 نومبر سال 1943 میلادی : شهر زيبا و تاريخي" كيف " پايتخت اوكراین از جمهوريهاي اتحاد جماهير شوروي سابق، پس از نبردي خونين بدست سپاهيان ارتش سرخ شوروي اشغال شد و به اين ترتيب به اشغال سه ساله المان نازي در كيف پايان داده شد، تصرف كيف آخرين فتح و پيروزي ارتش سرخ شوروي در سال 1943 ميلادي محسوب ميشود، مجموع تلفات المانيها در جنگ اوكراين بالغ بر 400 هزار نفر سرباز و افسر بود.
2 ـ سالروز انتشار كتاب «امريكاي دمكرات» :ـ به تاریخ 6 نومبر سال 1838 میلادی : جيمز فنيمور كوپرJames F. Cooper(متولد 1789 و وفات در 1851 میلادی) كه پنجاه اثر جالب از خود به يادگار گذارده پس از يك اقامت نسبتا طولاني در فرانسه در بازگشت به ميهن خود امريكا و مشاهده سياستبازي ها، كتاب «امريكاي دمكرات» را نوشت و در آن ضمن انتقاد از سوء استفاده از دمكراسي در امريكا به دفاع از ارزشهاي انقلاب استقلال امريكا و آرزوها و هدفهاي موسسان اين كشور كه به « پدران موسس» شهرت يافته اند پرداخت، آثار بعدي او كه متاثر از همين احساس بود انتقاد از وضعيت روز و نيز دفاع از حقوق سرخپوستان (بوميان) امريكا بود، سبك او در نوشتن، پرداختن به جزئيات يك مسئله واقعي روز در قالب داستان بود، در آغاز كار نويسندگي و پيش از نوشتن كتاب امريكاي دمكرات، كوپر يك ماجراي واقعي را به صورت داستان نقل مي كرد و بهترين نمونه اين نوع تاليف او كتابي است كه در ان نقش جاسوسي در جنگ انقلاب استقلال امريكا منعكس است، کوپر نخستين داستان نگار امريکايي است که از اين لحاظ شهرت جهاني يافته است، داستانهاي او به محض انتشار، به زبانهاي ديگر ترجمه و چاپ مي شد.
3 ـ بوجود آمد ن محورتاريخي- سياسي( برلین- توكيو- روم) :- به تاریخ 6 نومبر سال 1937ميلادي: كشور ايتاليا به رياست بِننيتوموسولِني به قرارداد دو جانبه المان وجاپان ملحق شد، بدين ترتيب محورتاريخي- سياسي (برلین- توكيو- روم) بوجود آمد و ازاين رو درجنگ جهاني دوم به اين سه كشور متحد وبه ديگرياران آنها دول محور ميگفتند، اين قرارداد سياسي و نظامي درهمان سال يعني 1937ميلادي ميان المان نازي و امپراتوري جاپان به امضا رسيد.
روز شمار هفتم ماه نومبر
= = = = = = = = ===
1 ـ آغاز جنگهای فنلند :ـ به تاریخ 7 نومبر سال 1939 میلادی : با حمله قوای نظامی سرخ شوروي به مرزهاي فنلند، دوره اول جنگهاي معروف به" جنگهاي فنلند "آغاز شد" جنگهاي فنلند "يكي ازعجيب ترين جنگهايي بود كه در جريان پيكارهاي بين الملل دوم اتفاق افتاد زيرا نسبت نيروهاي طرفين 1 به 10 يعني روسها ده برابر فنلندیهاي بودند ،ولي با اين وصف فنلانديها با كمال شجاعت تا 2 مارچ 1940 میلادی مقاومت كردند و در اين روز مغلوب قوای نظامی سرخ شوروي شدند.
2 ـ سالروز «انقلاب اكتبر» روسيه :ـ به تاریخ 7 نومبر سال 1917 میلادی: درصبحگاهان گاردهاي سرخ مركب از كارگران و دهقانان كمونيست وارد كاخ زمستاني تزارها در سن پترزبورگ شدند و درحالي كه کشتی های جنگی تند رو، بنام «اورورا» به اطراف كاخ گلوله مي زد به عمر دولت موقت روسيه مركب از ليبرالها و سوسياليستهاي ميانه رو به رياست كرنسكي پايان دادند، دسته هاي ديگر گارد سرخ و متعاقب آنان مردم ايستگاه راه آهن ، تیلفونخانه ، دوقرارگاه نظامي شهر و ادارات دولتي را متصرف شدند و به اين ترتيب 34 سال پس از مرگ كارل ماركس ، نظامي بر پايه انديشه و فرضيه هاي او در روسيه ( كشوریکه وضعيت و شرايط آن براي پياده كردن فوري چنين فرضيه هايي آمادگي نداشت ) روي كار آمد و 74 سال دوام آورد وجنگ جهاني دوم را از سر گذراند، كرنسكي درفبروری سال 1917 میلادی ، در زماني كه روسهاي ناموفق در جنگ جهاني اول از تبعيض و فقرو بي ثباتي كشور شان به جان آمده بودند روي كار آمده بود و تزار نيكلاي دوم اختياراتش را به او سپرده بود تا به اوضاع روسيه سر و سامان بخشد كه موفق نشده بود.
رهبري انقلاب بلشويكي روسيه را، ولادیمیر ایلیچ " لنين" برعهده داشت كه تا چندماه پيش از انقلاب در سويس به حالت تبعيد به سر مي برد و باكمك الماني ها به وطن باز گشته بود، جوانان و طبقه تحصيلكرده روسيه با خواندن داستانهاي « تولستوي » كه درست هفت سال بيش از انقلاب در 82 سالگي درگذشته بود از وضعيت موجود روسيه بيزار شده بودند و بي صبرانه در انتظار يك تحول اساسی (انقلاب) بودند 9 روز پس از سقوط سن پترزبورگ ، مسكو نيز به تصرف بلشويكها در آمد، لنين ماه بعد مذاكرات صلح را با المان واتريش آغاز كرد، انقلاب روسيه ظرف دو ــ سه سال بر همه مخالفان داخلي و خارجي از جمله دولتهاي انگلستان ، فرانسه ، جاپان و امريكا كه نيرو به كمك مخالفان داخلي فرستاده بودند پيروز شد، اين نيروهاي شوروي بودند كه درسال 1945 میلادی برلین پايتخت المان را گرفتند و به جنگ جهاني دوم در اروپا پايان دادند، درپي جنگ جهاني دوم ، ميان دو نظام اقتصادي جهان{ سوسياليسم و ــ كاپيتاليسم } و دولتهايي كه اين دو نظام را نمايندگي مي كردند يك معارضه كه به جنگ سرد معروف شد ونزديك به پنج دهه طول كشيد جريان داشت، شوروي در اين مدت در موارد متعدد در ساخت سلاحهاي تازه ازجمله موشك از رقيب خود جلو افتاد و با كمكهاي آن ، رقيب در دوجنگ منطقه اي ( كره و ويتنام ) ناموفق شد، ولي نظام شوروي نتوانست با آموزش و پرورش، نسلي وفادار را به بار آورد و تامين نيازهاي اقتصادي مردم خود را دست كم گرفت و اميد آنان رابه آينده نظام متزلزل ساخت .
گردانندگان نظام شوروي بعد از نيمه دهه 1980 میلادی قاطعيت خود را ازدست دادند و با چند دو دلي و اشتباه آنان، نظام شروع به ريزش از درون كرد به گونه اي كه بوريس يلتسين كه روزگاري خودرا از كمونيستهاي وفادار نشان مي داد و از پلكان حزب كمونيست بالا آمده بود در سال 1991 میلادی ، درسالروز انقلاب بلشويكي ، حزب كمونيست را كه خود زماني رئيس يك شعبه ان بود پس از 74 سال حاكميت غير قانوني اعلام كرد! و نزديك به دوماه بعد هم با دومقام ديگر ، اتحاد شوروي را بدون توسل به رفراندم و يا راي پارلمان منحل كرد و.... به سبب كمبود شديد روزنامه نگار واقعي و تاريخنگار مستقل ( غير وابسته به يك دولت ) كه جهان از اوايل قرن 20 از ان رنج مي برد هنوز تحقيق بي طرفانه در باره انحلال شوروي و راههايي كه به اين انحلال ختم شد صورت نگرفته است، كشف حقايق در ادوار تاريخي سابق به مراتب آسان تر از قرن 20 و ادامه ان بوده است.
3 ـ همه جرمن ها در زير يک پرچم :ـ به تاریخ 7 نومبر سال 1937 میلادی: هيتلر در جلسه شوراي وزيران المان اعلام داشت كه تامين وحدت همه الماني هاي اروپا ( جرمن ها )را در يك كشور و زير يك پرچم هدف عمده خود قرار داده است و تاكيد كرد كه از اين پس همه برنامه هاي دولت المان بايد بر اين محور بچرخد و از آنجا كه قدرتهاي اروپايي كه خود باعث پراكندگي الماني ها شده اند با اين هدف مقابله خواهند كرد ، ما از همين لحظه بايد خود را براي تامين اين هدف از راه بکار گيري ارتش نيز آماده كنيم، هيتلر به وزيرانش گفت كه نخست از راههاي سياسي خواهد رفت ، ولي رفتن به راه سياسي جز از موضع قدرت و داشتن يك اتكاي نظامي استوار بيهوده و كاري عبث است، اگر راههاي سياسي به نتيجه نرسد ما راه جنگ را براي رسيدن به هدف از دست نخواهيم داد كه راهي پرمصرف است، بايد خودرا مهيا كنيم و خطر را بپذيريم .
روز شمار هشتم ماه نومبر
= = = = = = = = =
1 ـ اشعه ايكس را" رونتگن: كشف کرد:- به تاریخ 8 نومبرسال1895ميلادي: كُنراد رونتگِن فيزيكدان الماني اشعه ايكس را كشف كرد، رونتگن چون بدرستي اشعه كشف شدهاش را نميشناخت نام آن را ايكس يعني اشعه مجهول گذاشت، اين اشعه كه ازبدن انسان عبور ميكند بهترين وسيله براي تعيين ضايعات و شكستگي هايي است كه دربدن انسان ايجادشده است، رونتگن درسال1901ميلادي به علت كشف اين اشعه مهم و حياتي جايزه نوبل را دررشته فيزيك بدست آورد.
2ـ خود مختاري داخلي كشوركامبوج:- به تاریخ 8 نومبرسال1949ميلادي: كشوركامبوج ازممالك آسياي جنوب شرقي به خودمختاري داخلي رسيد، اين سرزمين ازسال1863ميلادي درتحت الحمايه فرانسه شد و ازسال1941ميلادي سِهانوك به پادشاهي اين كشوردست يافت، او پس از به قدرت رسيدن وعده حكومت پارلماني را به مردم كامبوج داد، سرانجام به سال1949میلادی مبارزات مردم اين كشور به خودمختاري داخلي منتهي شد و دوسال بعد نيز كامبوج استقلال كامل خود را بدست آورد، جالب توجه است كه سِهانوك درسال1970ميلادي كودتاي نظامي ازكاربركنارشد اما با با خِمِرهاي سرخ ائتلاف كرده، نقاط مرزي كامبوج و تايلند را رهبري ميکرد.
3 ـ نخستين جراحي عمل پيوند قلب:ـ به تاریخ 8 نومبر سال 1969میلادی : دکتور " كريستيان بارنارد" در يك بيمارستان زادگاه خود( فدراسيون افريقاي جنوبي ) براي نخستين بار در تاريخ بشر دست به عمل پيوند قلب زد و راه را براي اين كار باز كرد، كريستيان بارنارد هشتم نومبر سال 1922میلادی به دنيا آمد و دوم سپتمبر سال 2001 در گذشت،دکتور" بارنارد" تا سال 1983میلادی ، ظرف 14 سال 79 عمل پيوند قلب انجام داد كه يكي از اين افراد 20 سال ديگرعمركرد و براثر كهولت در گذشت، كارمهم ديگر او كه دومين پيشتازي وي بشمار آمده است انجام عمل جراحي روي قلب نوزداني بود كه با قلب ناقص يا بيمار به دنيا آمده بودند، دکتور" بارنارد" در سال 1983 به علت ابتلا ء به بيماري تورم مفاصل دست از جراحي دست كشيد و از آن پس به نوشتن كتب راهنماي بيماران دست زده بود، وي درتاريخ طب جايگاهي رفيع دارد.
4 ـ ترور محمد نادر پادشاه افغانستان :ـ به تاریخ 8 نومبر سال 1933 میلادی( 17 عقرب 12 13 خورشیدی): نادرخان پادشاه افغانستان در اثنای توزیع جوایز در مکتب نجات ( امانی ) توسط جوانی بنام عبدالخالق به ضرب گلوله کشته شد، برادران نادر زمینه ای بقدرت رسیدن برادرزادة خویش محمد ظاهر را مساعد ساخته و هیچکدامشان ادعای تخت و تاج را نکردند، زیرا که آنها بخوبی میدانستند، که نفاق و پراگندگی خانوادگی زمینه تضعیف پایه های سلطنت و نابودی شانرا فراهم خواهد ساخت.
قضیه ترور نادر خان طوریکه در تاریخ درج است چنان است که: در مکتب حبیبیه، شهزاده محمدظاهر خان ولیعهد سلطنت برای تقسیم انعامات جلسه ای بر گذار نمود و از پدرش اعلحضرت محمد نادر شاه خواسته بود تا برای تشویق شاگردان مکتب و برای ترسیخ محبت در دلهای اتباعش، جوایز را بدست خویش تقسیم کند، از قضا و یا بخت بدش بعضی مردم در دل با محمد نادر شاه دشمنی داشتند، دشمنی زیاد به خانواده سپه سالار چرخی بر می گردد، موصوف در عصر عبدالرحمن خان فرمانده نیروهای رزمی بود، آغاز این دشمنی در زمان امیر حبیب الله خان پسر امیر عبدالرحمن خان اوج گرفت و علت آن این بود که پسر ارشد سپه سالار چرخی، غلام نبی خان که او نیز یک فرمانده نظامی بود، خویشتن را وارث وظیفه پدر می نگاشت، در حالی که امیر حبیب الله خان، محمد نادر خان را به حیث فرمانده کل ارتش ( لوی درستیز ) مقرر کرد، زیرا وظیفه فرمانده کل ارتش ( لوی درستیز ) به مسئله وراثت ارتباطی ندارد و بایست کسی را به این وظیفه گماشت که استعداد ولیاقت آنرا داشته باشد، در عهد امیر امان الله خان غلام نبی خان بحیث سفیر در مسکو و برادر کوچکش که او هم فر مانده نظامی بود به حیث سفیر در ترکیه گماریده شد.
امیر امان الله خان در سال 1929 میلادی بخاطر بغاوت بچه سقاء از تاج و تخت دست بردار گردید و مجبور شد افغانستان را ترک گوید، محمد نادرخان در سمت جنوبی و غلام نبی خان در سمت شمالی بر خلاف امیر حبیب الله کلکانی مشهور به( بچه سقاء ) رزمیدند، محمد نادر خان پیروز شد و پادشاه گردید اما غلام نبی خان از دست طرفداران ( بچه سقاء) در سمت شمالی شکست یافت ، پس ار اعدام حبیب الله( بچه سقاء) غلام نبی خان و برادرش غلام جیلانی خان به کابل آمدند و به محمد نادر شاه بعیت کردند و او را به حیث پادشاه پذیرفتند.{ در صفحه 391 کتاب " خاطرات ظفر حسن آیبک " بنام ( افغانستان از سلطنت امیر حبیب الله تا صدارت سر دار محمد هاشم خان ـ ترجمه : فضل الرحمن فاضل ) آمده که:.. رقابت دیرینه و دشمنی خویش را ( هدف از غلام نبی خان و برادرش غلام جیلانی خان است ) فراموش نه نمودند، آنها بر خلاف نادر شاه به توطئه دست یازیدند، خویشتن را طرفدار، امیر امان الله خان معرفی می داشتند و مردم را به شورش و بغاوت وا میداشتند که به همین اساس هر دو به اعدام محکوم گردیدند، یکتن از دست پروردگان غلام نبی خان در روز تقسیم جوایز حضور داشت و او ( هدف از یک متعلم مکتب نجات بنام عبدالخالق است ) مخفیانه و مسلح آماده انتقام برای خانوادهء غلام نبی خان، ازنادر خان بود و در همین جلسه بوسیله تفنگچه به نادر خان آتش گشود که به مرگ نادر خان انجامید.}
در زمینه نادر خان درصفحه 222 و 223 کتاب ( سر گذشت یک ملت مظلوم در مسیر سدۀ بیستم ـ تأ لیف مرحوم حضرت کوشان ) از زاویه دیگری تحریر شده که: {.. چطور امیر حبیب الله را نادر خان به قید دست خط سوگند به قرآن مجید، فریبکارانه، با همراهانش را بحیث مهمانی از شمالی بکابل دعوت داد؟ چگونه بعد ازچند روز مهمانی، عریضهء از جانب اقوام جاجی و منگل بدون رضایت و خبر داشتن جعل وترتیب کرد تا زاده شمال کشور، امیر حبیب الله جوانمرد و روستائی، به آنها سپرده شود تا به قتل بر سانند ؟؟ چطور در ظرف نه ماه سلطنت امیر حبیب الله، آتش بی اعتمادی و دشمنی را بین ساکنین شمال و پشتون جنوب و جنوبی در داد؟ و یا چطور به قید دستخط سوگند به قرآن مجید، مقابل غلام نبی خان سپه سالار چرخی را به دام آورد و کشت و تمام خانواده اش اعم از طفل و جوان و پیر را به محبس انداخت؟ چطور در ادای چندین بار سوگند به قرآن و حلف وعده یی روشنفکران وطن را اعدام نمود؟ چطور قشر مکتب دیده و منور در مقابل گرفتن امداد نقدی و اسلحه از بریتانیای عظمی توسط سپه سالار نادر خان و افشای راز های درونی و پنهانی و ساخت و بافت با انگریز و نفاق اندازی و سوگند شکنی و قرآن خوری او را کشف نمود و عاقبت یک شاگرد معارف و متعلم مکتب نجات بنام عبدالخالق را خلاف امر قصاص شرعی و خلاف امر قرآن، بند از بند بریدند و شهیدش کردند، نه تنها این، بلکه جرم یک شخص را به خانواده اش نسبت داده پدر و همه اعضای ذکور خانواده عبدالخالق شهید را هم شهید ساختند و حتی همصنفان و معلمان او را هم!؟}.
....چه خوش گفت سعدی سخنور : (( رعیت زمین است و سلطان درخت .............بماند زمین و نماند درخت ))
روز شمار نهم ماه نومبر
= = = = = = = ==
1 ـ تولد ايوان تورگنيف رماننويس روسي :ـ به تاریخ 9 نومبر سال 1818 میلادی : " تورگنيف رماننويس مشهور روسي در" اورال "بدنيا آمد، خانوادهایش مردم اشرافي بودند و پدرش صاحب منصب بود ، هنگام تحصيل در رشته زبانشناسي، به فعاليت ادبي پرداخت و اولين اثرش" كاج كهن "نام داشت و اولين كتابش" خاطرات يك ورزشكار بود " تورگنيف كه هميشه طرفدار آزادي دهقانهاي روسي بود، روز3 سپتمبر 1883 ميلادي وفات کرد.
2 ـ مرگ "كارل" سیاستمدار امریکایی :ـ به تاریخ 9 نومبر سال 1908 میلادی : شورتز "سياستمدار معروف و يكي از سرداران برجسته امريكايي، بعد از 79 سال زندگي سراسر مبارزه و هيجان بدرود حيات گفت ، وي روز8 اکتوبر 1827 ميلادي در" راشتات "المان متولد شده بود و مدتها صاحب منصب نظامی پروس ( المان ) بود ولي بعد به امريكا رفت و تبعه آن كشور شد و بعدها به مقام سناتوري ميسوري و سپس وزیر داخله رسيد و در آخر عمر نيز روزنامه نويس مشهوري بود.
3 ـ انتخاب «جان اف كندي» بحیث رئیس جمهور :ـ بتاریخ 9 نومبر سال 1960 میلادی: نخستين رئيس جمهوري كاتوليك امريكا در انتخابات عمومي سال 1960 اين كشور كه نتايج آن 9 نومبر اعلام شد براي نخستين بار يك كاتوليك ايرلندي تبار را به رياست اين كشور فدرال برگزيدند، از زمان استقلال ايالات متحده از انگلستان ، رؤساي جمهوري آن كشور از ميان «سفيديان پروتستان انگلوساكسون تبار» انتخاب شده بودند كه در انتخابات نومبر 1960 اين قاعده را شكست «جان اف كندي» يك دمكرات چپگرا و با توجه به سوابقش مردي ميهن دوست بود.
4 ـ وفات شارل دوگل:ـ به تاریخ 9 نومبر سال 1970 میلادی: شارل دوگل ــ مردي كه عاشق بي قرار ميهنش فرانسه بود ــ ديده از جهان فرو بست، وي 22 نومبر سال 1890 در «ليل» به دنيا آمده بود و پدرش مدرس فلسفه و ادبيات بود، مورخان در اين نكته متفق القولند كه فرانسوياني كه به اندازه دوگل در انديشه بزرگي و حفظ شئونات فرانسه و خدمت به آن بوده به شمار انگشتان دست نمي رسند، به گفته فرانسوا ميتران رقيب سياسي دوگل، هيچ فرانسوي به اندازه دوگل فرانسه را دوست نداشت؛ دوگل سخنگو و نماد شخصيت و وجدان فرانسه بود.
در مراسم ترحيم دوگل كه 12
نومبر 1970 بر گزار شد هشتاد رئيس كشور و رئيس دولت شركت كردند، ولي طبق وصيت او به
هيچكدام اجازه داده نشد كه در مراسم تدفين او در دهكده محل اقامتش حضور يابد، دوگل
از جواني عاشق خواندن تاريخ ونوشتن بود، او در جنگ جهاني اول در جبهه «وردن» زخمي
شد و به اسارت در آمد، پس از جنگ خاطرات اسارت نسبتا طولاني خودرا به صورت كتاب
منتشر ساخت ، با ايجاد خط دفاعي «ماژينو» مخالفت كرد و در عوض نظر دادكه فرانسه
براي دفاع از خود واحدهاي زرهي و مكانيزه با تحرك زياد داشته باشد، دولت وقت فرانسه
نظر اورا نپذيرفت، ولي الماني ها آن فرضيه را وارد دروس مدارس نظام خود كردند و
همان را به اجرا در آوردند و با همان تاكتيك فرانسه را تصرف كردند، پس از آغاز جنگ
جهاني دوم و موفق نبودن فرانسه در آن، دوگل با سازش با المان مخالفت كرد و به
انگلستان رفت و فرانسه آزاد و جنبش مقاومت را به وجود آورد، دراگست سال 1944 میلادی
به فرانسه بازگشت و در آزاد كردن پاريس مشاركت كرد.
پس از جنگ ، رهبري فرانسه را به دست گرفت، ولي از بازي هاي احزاب متنفر بود و
يك جبهه ناسيوناليست مافوق احزاب تاسيس كرد، باني جمهوري پنجم بود و در دور دوم به
قدرت رسيدن خود به الجزاير استقلال داد و با اعتقاد به استقلال عمل فرانسه و اروپاي
قاره اي دفاتر «ناتو» را از فرانسه اخراج و فرانسه را از فعاليت هاي نظامي «ناتو»
كناركشيد و تا زنده بود با عضويت انگلستان در بازار مشترك مخالفت ورزيد، رشته هاي
دوستي فرانسه با شوروي و المان را مستحكم ساخت و ميان سران فرانسه و اين دو دولت
ملاقاتهاي منظم سالانه ترتيب داد و بالاخره فرانسه را به يك قدرت اتمي مستقل مبدل
ساخت.
از آنجا كه با حكومت پارلماني به دليل سياسي با احزاب و نمايندگان پارلماني ميانه خوب نداشت بر اختيارات رياست جمهوري افزود، باوجود اين در سال 1968 میلادی با اعتصابات و تظاهرات محصلان و كارگران كه محرك آنان كمونيستها و سوسياليستها بودند رو به رو شد، اما شكست نخورد، هنگامي احساس شكست كرد كه با خواست او مبني بر محدود شدن اختيارات سناي فرانسه موافقت نشد كه انتظار آن را نداشت و در اپریل 1969میلادی كناره گيري كرد و به نوشتن كتاب روي آورد كه 17 ماه بعد در گذشت، وي رتبه نظامی خود را كه اوايل جنگ به او داده شده بود ارتقاء نداد.
روز شمار دهم ماه نومبر
= = = = = = = ==
1 ـ پناهنده شدن ويلهلم دوم در هالند:ـ به تاریخ 10 نومبر سال 1918، ويلهلم دوم قيصر المان (قيصر ـ لقب سابق پادشاهان روم) كه دو روز پيش از آن كنا ره گيري كرده بود و وارد هالند شده بود از اين دولت درخواست پناهندگي كرد كه پذيرفته شد و تا پايان عمر ( چهارم جون سال 1941میلادی) در آن كشور بسر برد و دوكتاب خوب نوشت، نخستين كتاب او كه درسال 1922میلادی انتشار يافت «خاطرات 1878 تا 1914» عنوان دارد كه حاوي راههايي است كه به جنگ جهاني اول منجر شد و نيز جريان جنگ در اين كتاب، قيصركوشيده است ثابت كند كه منظور او يك جنگ محدود بود كه پس از آغازشدن ، از كنترل خارج شد و جهاني گرديد، كتاب دوم قيصر شرح افكار و كارهاي ايام جواني او و تمايلات ناسيوناليستي اش است.
ويلهلم دوم با اين كه از جانب مادر نواسهء ملكه ويکتوريا پادشاه انگلستان بود بيش از هر كس ديگر از انگلستان متنفر و از سياست خارجي آن دولت منزجر بود و تحت تاثير همين بيزاري دست به ساختن کشتی جنگی بزرگي براي المان زد كه بتواند كمر انگلستان را بشكند، او كه در سال 1859 میلادی به دنيا آمده بود در سال 1888میلادی قيصر همه المان شد و دو سال بعد بيسمارك صدر اعظم آن كشور را بركنار كرد كه خود در کتابش به اين اشتباه اعتراف كرده است، ويلهلم با حكومت پارلماني و نيز سوسياليسم هردو مخالف بود و هر دو را مانع از ابر قدرت شدن المان مي دانست، از مذاكرات و بحثهاي طولاني مجلس چنان بيزار بود كه اجازه نمي داد روزنامه هاي حاوي اين مطالب را روي ميز او بگذارند، اين مذاكرات را اتلاف وقت ملت مي دانست، وي در مصاحبه با ديلي تلگراف چاپ لندن كه مشروح آن در شماره 28 اکتوبرسال1908 میلادی اين روزنامه به چاپ رسيد دشمني خود با انگلستان را با دفاع از ايجاد يك بحريه نيرومند براي المان علني ساخت، او ضمن دفاع از عمل خود گفته بود كه خاور دور در حال بيدار شدن از خواب و قدرت گرفتن است و المان براي حفظ منافع جهاني خود ناچار است يك نيروي دريايي وسيع داشته باشد كه بتواند در درياهاي دور دست وارد عمل شود، ويلهلم دراين مصاحبه مشهور كه به اتحاديه سازي ها در اروپا دامن زد پيش بيني روزي را كرده بود كه چين بيدار شود و قدرت را بگيرد.
ويلهلم كه تاريخ از او به عنوان يك ناسيوناليست الماني ياد مي كند آنقدر زنده ماند كه قدرت گيري دوباره المان شكست خورده را به چشم ببيند و شاهد پيروزي هاي نظامي آن در سالهاي اول جنگ جهاني دوم باشد، با وجود اين گفته بود که تا سلطنت اعاده نشود وي به المان باز نخواهد گشت، ويلهلم در منطقه "دوم Doom " هالند عمارتي را با اراضي اطرافش براي سکونت خود خريداري کرده بود و براي اين که دچار ضعف جسماني نشود هر روز به بريدن درخت مي پرداخت و تا زمان مرگ نزديک به چهل هزار درخت را قطع کرده و اراضي اطراف ساختمان را عريان ساخته بود، دولت هالند در سال 1945 محل سکونت قيصر پيشين المان را ملي اعلام کرد و اينک از آن به عنوان موزه استفاده مي شود و براي بازديد عموم باز است، مقابل اين عمارت مجسمه ويلهلم قرار داده شده است.
2 ـ "پليس صلح بين المللي "تأسيس شد :ـ بتاریخ 10 نومبر سال 1956 میلادی: نيروی "پليس صلح بين المللي " در يك لحظه بحراني به سبب روز جنگ كانال سوئز بين مصر و انگليس - فرانسه و اسرائيل توسط سازمان ملل متحد تشكيل شد و وظيفه آن حفظ صلح و برقراري نظم و آرامش در مناطقي است كه احتمال تصادم ميان نيروهاي مسلح و آماده دو طرف ميرود، در اين نيرو افراد كليه ممالك مختلف عضو سازمان ملل متحد شركت دارند و اولين فرمانده آنان نيز جنرال برنز افسر كانادايي بود.
3ـ كودتاي 18برومِردرفرانسه:ـ بتاریخ 10 نومبرسال 1799ميلادي: برومرنام دومين ماه درتقويم انقلابي فرانسه بود كه برابربا ماه نومبردرتقويم ميلادي است، درچنين روزي ناپلئون بناپارت كه قدرت را درفرانسه دردست داشت به دعوت پنهاني يكي ازاعضاي هيئت مديره حكومتي سفرخود را به شمال اِفريقا ناتمام گذاشت و به فرانسه بازگشت، ناپلئون با اتكا به نيروي نظامي، پارلمان و هيئت مديره را منحل كرد و خود بطور رسمي و علني قدرت و زمام اموررا بدست گرفت، ناپلئون با نام قونسل درمجمع قونسلا حكومت خود را آغازكرد و درسال1802ميلادي به عنوان قونسل اول مادامُ العمربرگزيده شد، گفتني است كه ناپلئون يك سال بعد با برچيدن مجمع قونسلا خود را امپراتور خواند و اين مقام را درخانوادهاش موروثي اعلام كرد.
4- مراكش تحت الحمايه فرانسه وهسپانیا در آمد:ـ به تاریخ 10نومبرسال1912ميلادي: مراكش ازآغازقرن بيستم ميلادي مورد توجه قدرتهاي بزرگ استعماري قرارگرفت اما سرانجام درسال 1912 میلادی پس ازبحرانهاي متعدد، براساس معاهده تماس مراكش ميان فرانسه و هسپانیا تقسيم شد، درهمان زمان مقاومت مسلحانه مردم مراكش آغازشد و عاقبت پس از سالها جنگ درسال 1956ميلادي مراكش به استقلال رسيد.
روز شمار یازدهم ماه نومبر
= = = = = = = ===
1 ـ تولد فنّ عكا سي :ـ به تاریخ 11 نومبرسال1765ميلادي:« نيسفورني يه پْس» شيميدان فرانسوي و ازبانيان فنّ عكاسي متولد شد،" ني يه پس" درمقام كسي كه به تهيه تصاويرپايدار درعكاسي موفّق شده شهرت دارد، ،" ني يه پس" صفحه آغشته به ماده حساس به نور را دراتاق تاريكي قرارداد و سپس براي تثبيت تصويرازطريقه معمول درگراورسازي استفاده كرد،،" ني يه پس" اولين كسي است كه با اين روش عكس گرفت و عكسي كه او درسال1836ميلادي برداشته بود سالها مفقودُ الاَثَر بود تااينكه درسال 1952ميلادي آن را درلندن يافتند،" ني يه پس" همچنين با همكاري داگِر اولين دستگاه دوربين عكاسي را درسال 1838ميلادي طراحي كرد.
2 ـ متارکه نخستين جنگ جهاني:ـ به تاریخ 11 نومبرسال1918ميلادي: نخستين جنگ جهاني با امضاي پيمان نامه متاركه، جنگ پايان يافت جنگ جهاني اول طي سالهاي 1914تا1918ميلادي ميان متفقين و دول محور ادامه داشت، براساس آمارذكرشده درمنابع درجنگ جهاني اول11 ميليون تن كشته و 20ميليون نفرمجروح و معلول شدند، همچنين خسارات فراوان مالي به كشورهاي درگيرجنگ وارد آمد، گفتني است كه دولتهاي (انگليس، فرانسه، روسيه و ايتاليا ) متفقين و( الماني، عثماني و بلغارستان) دول محور را تشكيل ميدادند.
3 ـ استقلال کشور زيمبابوه :ـ به تاریخ 11 نومبرسال1965ميلادي: دولت رودزياي جنوبي( که امروزه زيمبابوه خوانده ميشود) بطور يكطرفه استقلال خود را اعلام كرد،اين كشوردرآن ايام حكومت نژادپرست " يان اسميت" رهبرسفيد پوستان رودزياي جنوبي دراين كشور با قدرت بسيارنهضتهاي امورمقاومت سياه پوستان را سركوب كرد ولي سياه پوستان به جنگ با حكومت " يان اسميت" ادامه دادند، سياهپوستان با سازماندهي گروههاي مسلح ضربههاي كوبندهاي بر حكومت " يان اسميت" وارد آوردند و سرانجام درسال1965ميلادي دررودزياي جنوبي نظام جمهوري برقرارشد و در سال1980ميلادي با برگزاري انتخابات « رابرت موگابه» به رياست جمهوري اين كشور برگزيده شد و ازآن پس "رودزياي جنوبي" به ( زيمبابوه ) تغييرنام داد.
روز شمار دوازدهم ماه نومبر
= = = = = = = ====
1 ـ انتشاركتاب: فرهنگ مدني ـ به تاریخ 12 نومبر سال 1963 میلادی : كتاب « سيويك كالچر ــ فرهنگ مدني» تاليف« پروفسور گابريل آلموند» و « سيدني وربا» كه محتواي آن در جهان به صورت يك فرضيه سياسي شناخته شده و اصول و تعاريف آن رسميت يافته است انتشار يافت كه در باره تكامل دمكراسي و رفتار سياسي بشر است، در اين تاليف مهم، نفوذ افكار ارسطو به خوبي ديده مي شود، طبق اين فرضيه، دمكراسي واقعي بدون درك كامل آن از سوي مردم و مشاركت وسيع و دلسوزانه در آن به وجود نخواهد آمد، بنابراين مردمي كه از فرهنگ مدني بر خوردار نباشند «دمكراسي واقعي» نخواهند داشت، بايد مردم به دمكراسي وفادار و اصحاب دمكراسي اعتماد مردم را به كارايي چنين نظامي جلب كنند، و تا اين دو اصل تحقق نيابد؛ مردم داوطلبانه آماده دفاع از دمكراسي خود نخواهند بود طبق این فرضیه فرصت طلبان سوءاستفاده گر، چاپلوسان و آزمندان سه دشمن اصلي رسيدن مردم به يك «فرهنگ مدني»هستند، اين دو استاد مردم را سه دسته كرده اند : يك دسته كساني هستند كه از دمكراسي و امور حكومت بي اطلاع اند و در نتيجه مشاركت واقعي و صادقانه در آن ندارند؛ دسته ديگر اطلاع دارند ولي به دليل بدبيني و يا بي اعتمادي، در امور سياسي جامعه خود غير فعال هستند و دسته سوم كه هم آگاهند و هم فعال، وقتي كه دسته اول به حد اقل خود برسد و دسته دوم نيز فعال شود، جامعه داراي«فرهنگ مدني» خواهد شد كه البته رسيدن به اين هدف آسان نيست و بدون داشتن تعلیم و تربیه و همچنان آموزش وپرورش خوب (مکتب و رسانه) نيل به آن امكان پذير نخواهد بود، طبق اين فرضيه مراجعه به صندوقهاي راي گيري درروز انتخابات ـ بعضأ به اصرارـ براي رسيدن به فرهنگ مدني كافي نيست و جامعه اي از فرهنگ مدني برخوردار خواهد بود كه در آن، مردم ازمنافع عمومي دفاع كردن راعادت کنند و به يك امر طبيعي شان مبدل شود، مثلا نخريدن از فروشگاهي كه گرانفروشي مي كند و یا مخالفت با انتخاب مجدد نماينده اي كه خوب كار نكرده و کار شکن است و به زیر کشیدن کسانی که مانند جوکها در دامان دسترخوان ملت چسپیده اند و از خود ابتکار و شایستگی برای پیشبرد امور نشان داده نمی توانند.
2 ـ پيروزی حزب نازي :ـ به تاریخ 12 نومبر سال 1933 میلادی: پيروزی حزب نازي اعلام شد كه درانتخابات همان هفته المان، حزب سوسياليست ملي كارگران (نازي) 92 در صد آراء را به دست آورده است و زمام امور اين كشور را به دست خواهد گرفت، هيتلر رهبر اين حزب بود، تاريخنگاران اين پيروزي شگفت انگيز را كه نقطه عطفي در تاريخ اروپا در قرن 20 به شمار مي ايد نتيجه شعارهايي دانسته اند كه كه المانيها از دير باز تشنه شنيدن آن بودند، هيتلر در نطقهاي خود با سر دادن اين شعارها آنان را اميدوار، و به اصطلاح ذوق زده كرده بود، هيتلر مي دانست كه شعارها بايد مرهمي بر زخمهاي مردم باشد تا بردلهايشان بنشيند و نظرشان را به گوينده شعار به عنوان نجات دهنده جلب كند، المانيها در قراردادهاي پايان جنگ جهاني اول(ورساي) تحقير شده بودند و غرامات و تعهدات سنگيني بر انها تحميل شده بود، اقتصاد المان فلج شده بود و «مارك» پول ملي المان تقريبا بي ارزش شده بود، نظم سابق كه المانی ها به آن عادت كرده بودند وجود نداشت و احزاب و گروههاي سياسي اميدي به بهبود اوضاع نداشتند، در اين شرايط تنها با شعارهاي ناسيوناليسي و تحريك احساسات ملي و معرفي فردي به عنوان «منجي» مي توان همگان را جلب و پشت سر او متحد كرد كه هيتلر و حزب نازي موفق به اين كار شده بودند.
3 ـ تظاهرات در مسکو بر ضد پوتین:ـ به تاریخ 12 نومبر سال 2002 میلادی: به مناسبت سالروز انقلاب بلشويكي روسيه دهها هزار تن در خيابانهاي مسكو بر ضد پوتين شعار دادند و ماسك زده بودند تا به قول خودشان بوي كاپيتاليسم روسيه را استشمام نكنند، تحليلگران چيگرا در تفسير اين رويداد نوشته بودند که يازده سال از انحلال شوروي گذشته ولي هنوز از پيشرفت در كشور هاي سابق اين اتحاديه از جمله روسيه خبري نيست و اضافه کرده بودند که وعده داده شده بود كه با برچيده شدن كمونيسم در روسيه ، توليدات آن همانند صادرات چين بازار هاي جهان پر کند كه هنوز اثري از آن نيست ؛ نه موتر و تراكتور، نه ساعت و حتي زير پيراهني، محصولات بنگلادش و سريلانكا در بازار ساير کشورها ديده مي شود ولي از روسيه اثري نيست، در عوض ، خبر از بد بختي هاي روسها است: از خرابي بيمارستانها ، حراج اموال دولت و کارخانه هاي ملي تا گسترش مافيا ، مهاجرت مردم ، اعتياد به مواد مخدر ، و حتي قاچاق زنان و گسترش ولگردي و .... پس چه شد آن كشوري كه در جنگ دوم ويران شد و افزون بر 26 ميليون كشته داد و خم به ابرو نياورد، اولين انسان را در مدار زمين قرار داد و بمب هيدرجنی پنجاه و هشت مگاتني آزمايش كرد، براي مصر سد اسوان و براي ايران كارخانه فولادسازي ساخت و .... برخي نوشته بودند که دقيق شدن در رويدادهاي 11 سال اخير( از 1991تا 2002 ) ، پژوهشگران را متوجه اين نکته مي سازد که در دهه 1980 میلادی بر ضد شوروي که توانست بيش از 45 سال در جنگ سرد دوام آورد توطئه شده بود ــ توطئه اي كه به نظر مي رسد ادامه دارد و تعجب در اينجاست كساني كه مي توانند دهها هزار نفر را به سرکها بکشانند و شعار مرگ بر اين و آن بدهند چرا نمي روند اين توطئه را كه در وجود آن ترديد نيست افشاء كنند و روسها و ديگران را روشن سازند تا چشم و گوششان را باز كنند، اين جماعت تا به امروز حتي يک کتاب جامع و روشن در اين زمينه منتشر نساخته اند و ....
4 ـ اشغال پرتگال توسط ناپلئون:ـ به تاریخ 12نومبرسال1807ميلادي: سربازان ناپلئون بناپارت شهرليبسون پايتخت پرتگال را اشغال كردند و به اين ترتيب تسخير پرتگال كامل شد، طي مبارزات اقتصادي فرانسه و انگلستان و به سبب تعلّل دولت پرتگال درقطع روابط تجاري با انگلستان ليبسون به تصرف فرانسه درآمد، بدين ترتيب با تصرف پرتگال يكي ازكشورهاي همجوار فرانسه كه برا ي دولت فرانسه خطراحتمالي داشت ازصحنه سياسي- نظامي اروپا خارج شد، گفتني است كه پس از اشغال پرتگال بدست نيروهاي فرانسوي، اعضاي خاندان سلطنتي پرتگال به كشور برازيل گريختند.
5 ـ استقلال کشور مالت :ـ به تاریخ 12نومبر سال1964ميلادي: سرزمين مالت به استقلال كامل رسيد، مالت از1800ميلادي مستعمره انگليس شد و ازسال1947ميلادي مرکز فرماندهي نيروهاي اروپايي پيمان ناتو گرديد، كشور مالت سرانجام درسال1964ميلادي به استقلال كامل رسيد.
روز شمار سیزدهم ماه نومبر
= = = = = = = = = = =
1 ـ تولد: آنتوان دولاووازيه :ـ به تاریخ 13 نومبرسال1743ميلادي: « آنتوان دولاووازيه» شيميدان فرانسوي درپاريس متولد شد« لاووازيه» به سبب علاقه فراوانش به علم شيمي، دراين رشته به تحقيق پرداخت و نخستين كسي بود كه اساس طريقه علمي تبديلات و تغييرات شيميايي را كشف كرد و علم شيمي را برپايه درستي استوارساخت، تركيب آب ازدو عنصرگازي اکسیجن و هيدروجن و چگونگي تجزيه آن؛ همچنين اهميت اکسیجن دراحتراق ازجمله اكتشافات مهم « لاووازيه» بشمار ميرود،« لاووازيه» درسال1794ميلادي به جرم مخالفت با انقلاب فرانسه به تيغ گيوتين سپرده شد.
2 ـ تولد ماكسوِل رياضيدان:ـ به تاریخ 13 نومبرسال1831ميلادي: جيمزكلارك ماكسوِل رياضيدان و فيزيكدان اسكاتلنديُ الاَصل به دنيا آمد، ماكسول دردوران تحصيل براثرهوش و استعداد سرشارخود دررياضي دانشمندي برجسته شد بطوريكه در15سالگي روشي به منظور ترسيم منحنيهاي بيضوي كامل به انجمن سلطنتي انگليس ارائه داد، ماكسول درپايان تحصيلات خود دررشته رياضي دردانشگاههاي كمبريج و ادينبورگ ، به تحقيق و مطالعه درعلم نجوم پرداخت، ماكسول دركنار اين مطالعات جدي درباره حركت مولكولهاي گازها ازنظررياضي تحقيق كرد، او سرانجام ثابت كرد كه الكتريسيته و مغناطيس جدا ازهم وجود ندارند.
3 ـ تئوري كريتيكال :ـ به تاریخ 13 نومبر سال 1924 ميلادي : در فرانكفورت المان گروهي از جامعه شناسان، اقتصاددانها، و استادان فلسفه ــ روانشناسي و علوم سياسي كه انجمني تاسيس كرده بودند ؛ روش تحليل تازه اي را اعلام داشتند كه به « تئوري كريتيكال » معروف شده است، تحليلهاي اين انجمن اين نتيجه را به دست داده بود كه اگر از بورژوا كاپيتاليستها كه مدعي نظم اجتماعي نويني هستند حمايت شود و تقويت شوند و يا امكان تقويت شدن به دست آورند ديكتاتوري سرمايه به وجود خواهد آمد و حقوق فرد عملا توسط كارتلها و شركتهاي بزرگ محو خواهد شد، يك نتيجه ديگر تحليلهاي اين انجمن اين بود كه اگر رسانه هاي گروهي به روشي كه دارند و زاييده وضعيت روز بوده ادامه دهند به كاپيتاليسم، سلطه و زورگويي كمك خواهد شد؛ بايد هدف آموزشي و فرهنگي رسانه ها بر منافع اقتصادي ــ سياسي آنها بچربد، بايد هدف از تاسيس بنگاهها و نشرات رسانه اي، در درجه اول خدمت به مردم و پاسداري از حقوق آنان باشد تا تجارت و كسب مال براي خود، اين انجمن برپايه « تئوري كريتيكال » ثابت كرده است كه انحصار باعث تبعيض مي شود و تبعيض جامعه را آماده انفجار از درون مي سازد كه با هر جرقه خواهد تركيد، ديگر از نتيجه گيري هاي اين انجمن كه پس از به قدرت رسيدن هيتلر، مركز خود را به سويس منتقل و روش كار آن اينك جهاني شده است اين بود كه بدون رواج بحث آزاد و عمومي، دمكراسي در يك جامعه ريشه نخواهد گرفت و حقوق آدمهاي كوچك (عوام الناس) محفوظ نخواهد ماند، گذشت زمان نشان داد كه تقريبا همه اين نتيجه گيري ها و پيش بيني ها درست بوده است، مخالفان جهاني شدن اقتصاد به همين نتيجه گيري ها استناد و همين روش تحليل را دنبال مي كنند.
4 ـ در گذشت پدر استعمار اروپايي :ـ به تاریخ 13 نومبر سال 1460 ميلادي: هانري شاهزاده پرتگالی معروف به «هانري دريا نورد» كه از او به عنوان مبتكر يافتن راههاي دريايي و استعمار سرزمين هاي ديگر توسط اروپاييان نام برده مي شود در 66 سالگي در گذشت، در پي تلاشهاي او براي يافتن راه دريايي به هند بود كه ساير كشورها و در صدر انها هسپانیا راه اورا دنبال كردند و به استعمار سرزمين هاي دور دست زدند و با ثروت اين سرزمين به پيشرفت و رفاه رسيدند و از نيمه دوم قرن 20 روش استعمار را كه كهنه شده بود به صورتي ديگر در آوردند و در حال تكميل و آرايش چهره آن هستند، استعمار اروپايي آن چنان بود كه تا چند دهه پيش در قاره آفريقا تنها دو كشور استقلال داشت، در قاره امريكا و اقيانوسيه اين استعمار به صورت ايجاد مهاجر نشين بود و درصد بسياري كمي از بوميان باقي مانده اند و .....
5 ـ غرق شدن نخستین کشتی طیاره بر:ـ به تاریخ 13 نومبر سال 1941 میلادی : نخستين کشتی طیاره بر انگليسي «آرك رويال» كه در غرب مديترانه بر ضد المان و ايتاليا ماموريت جنگي داشت بر اثر اصابت" اژدر" غرق شد، انگليسي ها گزارش كرده اند كه اين کشتی 22 هزار تني كه در سال 1938 ساخته شده و هنوز جوان بود هدف حمله زير دريايي شماره 81 المان قرار گرفت وغرق شد، ولي منابع ديگر غرق آن را نتيجه حمله يك زير دريايي ايتاليايي مي دانند، طیارات اين کشتی قبلا بندر ايتاليايي «جنوا» را بمباران كرده بودند و يك زير دريايي ايتاليايي مامور شكار آن شده بود كه به پايگاه جبل طارق بازمي گشت، طیارات " آرك رويال" قبلا درحمله به کشتی الماني بيسمارك شركت كرده بودند.
6 ـ محدود ساختن آزمايشهاي اتمي:ـ به تاریخ 13 نومبر سال 1921 میلادی: نخستين مذاكرات به منظور محدود كردن توليد تسليحات با شركت نمايندگان 9 دولت در واشنگتن آغاز شد كه در هشت دهه گذشته در مورد قدرتهاي بزرگ به نتيجه نرسيده است، ولي اين دولتها به منظور حفظ قدرت و سلطه خود چشم ديدن اسلحه پيشرفته در دست كشورهاي ديگر را ندارند، اين مذاكرات كه ظاهرأ پاياني براي آنها متصور نيست تا كنون تنها موفق به محدود كردن آزمايشهاي اتمي شده است، توافق هايي هم بر سر منع توليد سلاحهاي بيولوژيك بعمل آمده است، همه مي دانند تازماني كه خطر تجاوز وجود داشته باشد محدود ساختن تسليحات، كاري عملي نخواهد بود، زيرا كه تكليف هر دولت دفاع از تماميت و حاكميت خود و محافظت از منافع اتباع است وتا پيشرفت در توليد سلاحهاي تعرضي وجود داشته باشد نمي توان انتظار تحديد ساخت سلاحهاي دفاعي و احيانا تعرض متقابل را داشت.
7 ـ سالروز ساخت موترجيپ :ـ به تاریخ 13 نومبر سال 1940 میلادی :كارخانه موتر سازي ويليز امريكا نخستين موتر جيپ را كه بعدا شهرت فراوان يافت ساخت و به معرض تماشا گذارد، اين موتر در آن زمان از نظر شكل ظاهری با موتر هاي ديگر كاملا فرق داشت و مانند گادی داراي كمك بریک و دو ديفرنسيال بود، نام آن را موتر چند منظوره (جنرال پورپز و اختصارأ «جي پي») گذاردند كه بعدا «جي پي» تلفظ «جيپ» به دست آورد و به همين صورت هم نوشته شد و واژه تازه اي بر فرهنگ لغات اضافه كرد كه به موتری داراي اين شكل جيپ مي گويند، پس از ورود امريكا به جنگ جهاني دوم، اين موتر مصرف نظامي پيدا كرد كه هنوز هم استفاده ازآن در اين راه ادامه دارد.
روز شمار چهاردهم ماه نومبر
= = = = = = = = = = = =
1 ـ کشف سرزمین اکوادور :ـ به تاریخ 14نومبر سال 1533 ميلادي: كاشفان هسپانيايي سرزمين اكوادور را كشف و ضميمه كشور خود كردند، اكوادور مدت سه قرن تحت سلطه هسپانيا بود اما در سال 1822 ميلادي مبارزات آزاديخواه مردم اين سرزمين به رهبري سيمون بوليوار آزادي را به اكوادور باز گرداند و اين كشور به فدراسيون كلمبياي بزرگ پيوست، سرانجام در سال 1830 ميلادي با برقراري نظام جمهوري در اكوادور اين كشور به استقلال رسيد، اكوادور در شمال غربي اِمريكاي جنوبي واقع است.
2 ـ در گذشت لايپ نتيز، فيلسوف الماني:ـ به تاریخ 14 نومبرسال 1716 ميلادي: ويلهلم لايپ نتيز رياضيدان و فيلسوف الماني در70سالگي در گذشت، لايپ نتيز از 15 سالگي به تحصيل فلسفه و رياضي مشغول شد و مطالعات و تحقيقات ثمر بخشي در اين دو رشته به انجام رسانيد، لايپ نتيز در سال 1676 ميلادي حساب ديفرانسيل را پايه ريزي كرد و در شمار مشاهير علوم رياضي قرار گرفت.
3 ـ تولد جواهر لعل نِهرو:ـ یه تاریخ 14 نومبر سال 1889 ميلادي : جواهر لعل نِهرو از بزرگترين مبارزان ضد استعماري در الله آباد هند متولد شد، نهرو فارغ تحصيل رشته حقوق بود و بعد از عضويت در نهضت ملي هند عملاً به مبارزه ضد استعماري پيوست، پس ازچندي با پيوستن مهاتما گاندي به نهضت ملي هندوستان اين دو رهبربزرگ سياسي هند با پيشبرد مبارزات آزاديخواهي مردم هند ضربههاي مهلكي برپيكر استعمار انگلستان وارد آوردند، نهرو درمدت مبارزات خود ابتدا به رياست حزب كنگره هند، و سپس به مقام وزارت امورخارجه دولت موقت هند برگزيده شد، نهرو ازسال1947ميلادي به مدت 16سال درسايه حمايتهاي بيدريغ مردم هند قدرت را دركشورش بدست داشت، جواهرلعل نهرو دردوران مبارزه بارها دستگيرو زنداني شد، ازاين انسان آزاديخواه كتابهايي چون« زندگي من، نگاهي به تاريخ جهان و كشف هند» باقيست.
روز شمار پانزدهم ماه نومبر
= = = = = = = = = ===
1 ـ در گذشت كِپلر، ستارهشناس :ـ به تاریخ 15نومبرسال1630ميلادي: يوهان كِپلرمنجم و ستارهشناس الماني در59سالگي درگذشت، او درپايان تحصيلاتش به گراتس اطريش رفت و به تدريس پرداخت، كپلر بعدها با تيكوبراهه منجم معروف آن عهد آشنا شد و ازآن پس به تدريج علاقه و گرايش بسياري به نجوم دراو آشكارشد، او سالها دراين زمينه به مطالعه و تحقيق مشغول بود، قوانين كپلر درباره حركت سيارات و كشف حركت بيضوي مريخ درمدار ازنتايج مطالعات اوست.
2 ـ تولد ژان دالامبر :ـ به تاریخ 15نومبرسال1717ميلادي: ژان دالامبررياضيدان فرانسوي درپاريس متولد شد، او پس از تحصيلات متوسطه ابتدا حقوق و بعد طب خواند؛ اما علاقه او به رياضي موجب شد كه دراين رشته به مطالعه بپردازد، دالامربه سبب استعداد خود درعلوم رياضي دانشمندي برجسته شد و مهمترين كتاب خود يعني ديناميك را به رشته تحريردرآورد، او همچنين از گردآورندگان دايرة المعارف ديِدرو بود.
روز شمار شانزدهم ماه نومبر
= = = = = = = = = = ==
1 ـ مبارزات و قیام هوشی مین: ـ به تاریخ 16 نومبرسال 1945ميلادي: ميهن پرستان ويتنام نبرد را براي ريشه كن كردن نفوذ فرانسويان درآن سرزمين آغازكردند، دراين نبرد كه عامل اصلي وقوع آن تجاوز قواي فرانسه به خاك ويتنام بود، مردم اين كشور به فرماندهي هوشي مين فرانسويان را شكست دادند، سرانجام پس از9 سال جنگ و تحمل مرارتهاي بسيارآنان را مجبور به خروج ازكشورشان كردند، « نگوین نهانه معروف به هوشیمین» در 21 سالگی با یک کشتی به فرانسه رفت و در دوره جنگ جهانی اول و مدتی پس از آن در لندن به سر برد و نخست در آشپزخانه هوتل کارلتون لندن کار میکرد، رفته رفته با کمونیستها آشنا شد و از لندن نیروهای انقلابی را حمایت و از پراکندگی آنها جلوگیری میکرد، هوشیمین بدون شک و تردید یک استراتژیک و سازماندهنده تمام پیروزیهای مردم ویتنام و دارای فضیلتهای اصیل بود، اغلب میگفت که :انقلاب یعنی سختی و پایداری در فداکاری برای حفظ مملکت و سوسیالیسم و تنها با گذشت از منابع شخصی است که میتوان یک انقلابی سوسیالیست شد. این اندیشه و زندگی ساده و شخصیت انقلابی خودش بیشتر از همه منسجم بود، شصت سال زندگی هوشیمین توأم با کار مداوم در زندگی و فعالیت در کارهای مملکتی بود، او قلب و عشق خود را وقف هموطنان خود از همه طبقات و اقشار زن و مرد پیر و جوان اقلیتهای ملی و گروههای مذهبی کرده بود ...» هوشیمین نمونه درخشان روحیهای بود که بهطور بنیانی انقلابی است، بیپروائی و پشتکار در مبارزه، وقف کامل وجودش به حزب، به خلق و به انقلاب، تمام زندگیش را با روح فداکاری برای رهائی طبقه کارگر، ملت و تمام بشریت، برای استقلال و آزادی و سوسیالیسم و ... وقف نموده بود« هوشیمین از همان نوجوانی، فردی انقلابی به شمار میرفت از1911 تا 1924 میلادی در جستجوی راه انقلابی بود،هوشی مین به روشنی اعتمادی مطلق به نیروی انقلابی شکست ناپذیر تودهها برای سرنگونی حکومت استعمارگران فرانسوی و نمایندگان فئودال آنها پیدا نمود، وی نخست اقدام به سازمان انقلابی جوانان ویتنام آنگاه اتحادیه ستمدیده آسیا را تآسیس و کتاب جاده انقلاب را تألیف کرد ، در اگست 1942 میلادی با نام هوشیمین به چین رفت تا با نیروی ضد جاپان و ویتنامیهای مقیم آنجا تماس برقرار کند اما چون وارد چین شده بوسیلة مأموران « چیایکایچک » توقیف و زندانی شد و در طول این مدت مجموعه اشعار خاطرات زندان را نوشت و پس از اینکه از 13 منطقه به 18 زندان اشتغال یافت و زجرها و سختیهای بسیار تحمل کرد، موهایش خاکستری شد و داندانهایش را از دست داد ولی این سختیها در اراده آهنیش خللی وارد نساخت ، در 1944میلادی بعد از 33 سال دوری از وطن، از مرز چین گذشت و به انقلابیون ویتنام در کوهستانها پیوست، در روز 22 دسمبر سال 1944 نخستین دسته مسلح« ویت مینه» با شرکت 24 نفر تشکیل داد این دسته چریکی با کمک دفتر خدمات استراتژیکی که فعالیت محدودی داشت در سراسر ویتنام به عملیات چریکی پرداخت و در مدتی کوتاه عده آنان به چند هزار نفر رسید، باافتادن تسلط هند و چین بدست جاپانی ها « ویت مینه» وسعت عملش را تا نواحی روستائی شمالی که در چنگ فرانسوی ها بود کشانید و چون جاپان شکست خورد بر جرئت چریک های ویتنامی افزوده شد، در جریان تسلیم جاپان « ویت مینه» با سایر رهبران انقلاب کنگره ای در کوهستان تشکیل دادند و یک کمیته آزادی بخش ملی تعیین نمودند تا انقلاب آینده زیر نظر هوشی مینه، بثمر برسد ، هوشی مین مردم را به قیام دعوت کرد و گفت : اینک ساعت آن فرا رسیده تا در همه جبهه ها دست بعملیات تعرضی زده شود .
در دوم سپتمبر سال 1945 , هوشی مین در قرائت بیانیه استقلال ویتنام چنین گفت : "ویتنام باید یک کشور آزاد و مستقل باشد و در حقیقت هم اکنون چنین است، خلق ویتنام بر آن است که تمام نیروی جسمی و فکری خود را بسیج کرده , خود را فدا کند تا حافظ این آزادی و استقلال باشد هوشی مین در 29 سپتمبر1946 میلادی فراخوانی برای مقاومت ملی صادر نمود :" ما صلح میخواهیم , ما گذشت هائی کرده ایم, ولی هر چه بیشتر گذشت میکنیم , استعمارگران فرانسه بر ما بیشتر فشار وارد میاورند زیرا , آنان عزم کرده اند که یکبار دیگر کشور ما را فتح کنند،و ما ترجیح میدهیم همه چیز را فدا کنیم تا استقلال کشور خود را از دست ندهیم و به بردگی کشیده نشویم ، هوشی مین برای شرکت دادن همه مردم در مبارزه ضد استعماری خط مقاومت طولانی , توده ای و متکی بخود , و سه مرحلهء مقاومت (دفاعی , جنگ و گریز فعال , و هجوم عمومی) آمیخته بفداکاری را بوجود آورد، هوشی مین در تاریخ خلقهای هندو چین و همه خلق های آسیا , افریقا و امریکای مرکزی بعنوان مظهر مبارزه میهن پرستانه برای استقلال ملی به ثبت رسیده است ، شايان توجه است كه پس ازاين جنگ به موجب موافقت نامه ژنیو، ويتنام به دو بخش جنوبي و شمالي تقسيم شد.
2 ـ اندرزهايي براي ترقي بشر:ـ به تاریخ 16 نومبر سال 1793 میلادی : در همان روز كه شيلر تاريخ جنگهاي سي ساله را منتشر كرد، « يوهان گوتفرت هردر» فيلسوف، نويسنده و شاعر الماني نيز اثر ديگر خود ( اندرزهايي براي ترقي بشر) را به توزيع داد «هردر» (متولد 1744 و متوفا در 1803میلادی) آثار مهم ديگري ازجمله « نگاهي به فلسفه انسان»، «تحولات تاريخساز»، تطبيق افسانه ها»، ّ تطبيق اديان»، «ريشه واژه ها»، «عشق به يادگيري» و «مجموعه سرود ها و ترانه هاي فولكلوريك ملل» دارد، افكار فلسفي «هردر» عمدتا در دو اثر او « نگاهي به فلسفه انسان» و «تحولات تاريخساز» منعكس است، برخي مترجمان انگليسي اين دو كتاب را ترجمه و عناوين اين دو اثر را به « رئوس مطالب فلسفه انساني» و «رويدادهايي كه تاريخ مي سازند» تغيير داده اند. عقايد فلسفي«هردر» با «كانت» تفاوت زياد ندارد، وي( ناداني، بي دانشي و نا آگاهي) را عامل عمده خروج بشر از را ه درست دانسته و به زعم او بشر با دانش و آگاه كمتر گرد گناه و خطا مي گردد، مگر اين كه دنيا پرست و آزمند شده باشد، كتاب اندرزهاي او فايده در فراگیری تعلیم و تربیه آموزش استعداد انسان دارد، به عقيده او آموزش كودك از پنجسالگي بايد شروع شود و به ا و رعايت محدوديت ها و احترام به حقوق ديگران و عدم تجاوز از حقوق خود بايد آموخته شود.
3 ـ کشتار ارمنی ها :ـ به تاریخ 16 نومبر سال 1894 میلادی : سربازان دولت عثماني (تركيه امروز) در منطقه كردستان دست به كشتار ارمنيان ساكن آن منطقه زدند كه دولت عثماني نسبت به وفاداري آنان ترديد داشت و دراين روز دست كم شش هزار ارمني- مسيحي و مسلمان - را كشتند، كشتار ارامنی ها از قلمرو عثماني و تبعيد آنان به ويژه به سوريه و لبنان در سالهاي بعد نيز تكرار شد كه يك فاجعه انساني بوده است، در قديم مناطق شرقي تركيه تا درياچه وان ارمني نشين بود و ارمنستان خوانده مي شد كه اينك تنها شمال اين منطقه جمهوري ارمنستان است.
4 ـ تولد تيبريوس امپراتور روم:ـ به تاریخ 16نومبر سال 42 پيش از ميلاد: تيبريوس امپراتور روم به دنيا آمد ودر سال 37 ميلادي درگذشت و 23 سال حكومت كرد، وي بود كه اعلام كرد هردولت خارجي كه به شئونات روم بي اعتنايي كند و يا اين كه قوانين روم را ناديده بگيرد! مجازات خواهد شد كه نهايت زورگويي بود، اين اخطار او وقتي جدي شد كه سناي روم آن را تصويب كرد و به صورت قانون در آورد، تيبريوس در سالهاي آخر عمربدبين تر و سختگير تر شده بود به گونه اي كه به يك مورخ رومي كه شرح شكست یک قوای نظامی روم را نوشته بود اتهام خيانت زد، باوجود اين مخالف ولخرجي و مصارف بی مورد بود و خزائن روم در زمان او پر تر از هميشه بود، تيبريوس اواخر عمر دچار بيماري افسردگي شد و با اين كه مقام خود را حفظ كرده بود گوشه گير شد و در همين وضعيت در گذشت.
روز شمارهفدهم ماه نومبر
= = = = = = = = ===
1ـ قیام دانشجویان و کارگران در" آتن ":ـ به تاریخ 17 نومبر سال 1973میلادی: دانشجويان و كارگران يوناني برضدحكومت نظامی بپاخاستند و 37 تن از آنان در اين قيام جان باختند كه انعكاسي بزرگ در سراسر جهان داشت برخي، و عمدتا مشاوران سياسي دولتهاي معين از فرصتي كه تاثير اخبار اين قیام در افكار عمومي ايجاد كرده بود بهره گرفتند و به اين رويداد « سر آغاز موج تازه دمكراتيزاسيون در جهان » عنوان دادند و خواستند كه ادامه يابد كه به تدريج به صورت حربه اي سياسي در دست آن چند دولت براي تهديد دولتهاي معارض قرار گرفت گرچه دوران كودتا در امريكاي لاتين و افريقا عملا پايان يافت ، ولي تمرين دمكراسي در اين كشورها بر پايه فرضيه هاي انديشمندان قرون 17 تا 19 غرب كه برگرفته از فرهنگ اروپايي بود نتيجه مطلوب به بار نياورد و به جاي شايستگان؛ آزمندان را روي كار آورد و آنان را معتاد به « مقام » كرد، انتخابات اخير چند كشور پيشرفته نشان داد كه در اين كشورها هم آن فرضيه ها با همه تبليغي كه در قرن گذشته برايشان شده است كاربرد ندارند و ثمربخش واقع نمي شوند و نمي توان اميد داشت كه بر پايه آنها امکان شايستگان يك جامعه را كه نيتي جز خدمت بي دريغ به جامعه خود ندارند براي مديريت يافت و براي انتخاب شدن معرفي و توصيه كرد، گسترش وسائل تبليغ و سوء استفاده از اين ابزار براي قبولاندن افراد به تدريج مزيد بر علت شده و همان فرضيه هاي كتابي را هم وارد راهي پر از دست انداز ساخته است، نتيجه اين شده است كه اعضاي آگاهتر جامعه نسبت به مشاركت در امري كه مي دانند ثمره مطلوب ندارد بي اعتنا شده اند و اين بي اعتنايي به فرضيه هاي دمكراسي، انديشمندان را به چاره جويي واداشته تا طرحي نو براي دمكراسي كه واژه اي گيرا ، دلچسب و نويد بخش است تهيه كنند كه مطلوب و داراي كاربرد باشد، اين انديشمندان مشكلات داخلي جوامع بشري ، جز در چند كشور كوچك ، و مسائل بين المللي را نتيجه نقائص دمكراسي كهن مي دانند حكومت نظامی در يونان در پي كودتاي 24 اپریل 1967میلادی بر ضد دولت انتخابي كارامانليس روي كار آمده بود و رياست اين دولت با مرد نظامی بنام «جورج پاپادوپولوس» بود كه با استبداد تمام حكومت مي كرد، چون شاه يونان از حكومت نظامی حمايت نكرده بود، پس از مدتي نظام حكومتي يونان را جمهوري اعلام كرده بودند، در پي قیام دانشجويان و برخي كارگران آتن و سركوب خونين آنان، يك دسته نظامي ديگر به رهبري جنرال «جيزيكيس» با استفاده از نفرت افكار عمومي جهان از حكومت نظامی يوناني بر ضد آنان دست به كودتا زد و به اين حكومت پايان داد و پاپادوپولوس را بازداشت كرد، اين حكومت هم نتوانست بيش از چند ماه دوام آورد كه 23 جولای1974 میلادی كارامانليس به يونان بازگشت، بركناري حكومت نظاميان سبب باز گشت سلطنت به يونان نشد و در مورد بازگشت پادشاه قرار شد رفراندم شود كه در اين همه پرسي « سلطنت » راي نياورد و جمهوري ادامه يافت، سلطنت يونان ساخته و پرداخته قدرتهاي اروپايي در نيمه اول قرن 19 پس از طرد عثماني ها از يونان بود، كارامانليس پس از بازگشت به يونان، سرزميني كه انديشه دمكراسي در آن زاده شده است ، نظامیان كودتاگر را به دادگاه سپرد كه در جريان محاكمه پاپادوپولس به اعدام محكوم شد كه بعدا به او يك درجه تخفيف داده شد و در سال 1999 در 80 سالگي در گذشت.
2 ـ ماهواره های اطلاعاتي چين در فضا:ـ به تاریخ 17 نومبر 2004 میلادی: خبر گزاري چين گزارش داد كه اين كشور طبق يك برنامه تنظيم شده، در نظر دارد كه صد قمر مصنوعی اطلاعاتي به فضا بفرستد، اين قمر مصنوعی كه يك شبكه پيوسته فضايي تشكيل خواهند داد گوشه و كنار چين را زير نظر خواهند داشت، اين نظارت تنها براي جلوگيري از تعرض به چين نيست بلكه مراقب زمين ، آب، رودخانه ها ، مزارع ، فعاليتهاي شهري و ساختماني هم خواهند بود.
روز شمارهجدهم ماه نومبر
= = = = = = = = = ==
1 ـ سرآغاز استعمار خاور زمين :ـ به تاریخ 18 نومبر سال 1488 میلادی: « بارتولومو دياز» ، دريانورد پرتگالی ، به منتهي اليه قاره افريقا رسيد و آنجا را كه دو اقيانوس اطلس و هند با هم تلاقي مي كنند دماغه توفانها نام نهاد، ولي پس از بازگشت به پرتگال و دادن گزارش كار خود به« پرنس جان دوم» رئيس كشور پرتگال ، جان دوم نام دماغه كه باب تازه اي را به روي اروپاييان مي گشود به « دماغه اميد نيك» تغيير داد كه هنوز به همين نام باقي است، سران پرتگال از جمله «جان دوم» و« مانوئل» كه انديشه هاي پرنس هانري (هانري دريانورد) را با حرارت تمام دنبال مي كردند پس از تصرف انگولا در غرب افريقا در سال 1484میلادی به فكر يافتن راه دريايي هند از جنوب افريقا پرداخته بودند، ماموريت «دياز» دو سال طول كشيد و وي در بازگشت به" ليسيون" به « پرنس جان دوم» گزارش داد كه با نزديك شدن به جنوب افريقا ستاره شمال ناپديد شد و دماغه، منطقه اي توفاني است كه او مجبور به عبور زيگزاگ از آن شد و مسافت كوتاهي را در 13 روز طي كرد، آن طرف دماغه مردمي زندگي مي كنند كه تمدن بالاتري دارند و به زباني ديگر تكلم مي كنند، رئيس كشور پرتگال پس از دريافت اين گزارش و تنظيم نقشه دريايي بر پايه مدار و نصف النهار، در سال 1497میلادی « وسكو داگاما» را كه يك نظامي دريانورد بود با چهار كشتي مجهز به 20 توپ و 170 تفنگدار روانه هند كرد كه اين گروه 22 نومبر سال 1497میلادی از" دماغه اميد نيك" گذشت و از طريق موزامبيك و مومباسا و با كمك يك راهنماي هندي به نام ابومجيد كه با او در يك بندر افريقاي شرقي آشنا شده بودند و يك دريانورد بود 23 ماه می سال 1488 تقريبا يك سال پس از ترك" ليسيون " به ساحل غربي هند در "كاليكت" رسيد، به اين ترتيب، وي و همراهانش اولين اروپاييان بودند كه از طريق دريا به هند رسيده بودند، كريستف كلمب شش سال پيشتر (1492میلادی) براي يافتن راه دريايي هند از طريق درياهاي غرب به قاره امريكا رسيده بود، وي از سوي هسپانیا مامور اين كار شده بود.
داگاما با پرداخت رشوه و دادن هديه از تحريك حكمران محلي در هند به دشمني با خود پيشگيري كرده و ماندگار شده بود، وي در بازگشت به پرتگال گزارش كرد كه مسلمانان شرق عمدتأ نسبت به مسيحي بودن آنان عكس العمل نشان مي دادند تا اروپايي بودنشان، داگاما در سفر دوم براي ايجاد پايگاهي در ساحل هند از توپ استفاده كرد، در پي سفرهاي داگاما و كلمب راه براي استعمار اروپايي باز شد، مخصوصا كه پاب با صدور فرماني قاره امريكا ( اموال و اراضي بوميان معروف به سرخپوستان ) را به هسپانيا و پرتگال بخشيد!. همزمان با اين تحولات، به حكومت مسلمانان هم كه بر گوشه اي از هسپانيا مسلط بودند خاتمه داده شد، جانشينان داگاما بودند كه به خليج فارس دست اندازي كردند و مسائل موجود منطقه، ريشه همان دست اندازي ها و رقابت هاي استعماري است.
2 ـ كتاب بوش در جنگ :ـ به تاریخ نومبر 2002میلادی : « باب وودوارد» نايب سردبير اجرايي واشنگتن پست و روزنامه نگار امريكايي در كتاب خود تحت عنوان « بوش در جنگ» مطالبي متعدد را افشاء كرده است، از جمله نوشته است كه در آغاز ماجراي افغانستان چون مشاوران بوش به پيروزي نظامي حتي با اعزام 50 هزار سرباز ترديد داشتند به «سيا» متوسل شدند كه اين سازمان با پرداخت 70 ميليون دلار اسكناس صد دالری نقد به سركردگان افغان (وار لردها)، به دست آنان طالبان را از صحنه خارج ساخت و .. با همين پول بعضی از قوماندانان براي خود آبازی سرپوشيده ساخته است، «وود وارد» در جاي ديگر كتاب خود نوشته است كه كولن پاول وزير خارجه امريكا كه در جريان جنگ سال 1991 میلادی با عراق رئيس مرکزی قوای امريكا بود با نظر «چي ني» معاون بوش و رامسفلد وزير دفاع براي جنگ با عراق مخالفت مي كرد و چون موفق نشد در جلسات چند نفري نظر خود را بقبولاند در فرصت مناسب با بوش به تنهايي ملاقات كرد و گفت كه اگر كشورهاي ديگر كمك نكنند، حمله نظامي امريكا به عراق نتيجه اي جز فاجعه ببار نخواهد آورد و تاكيد كرد كه امريكا به تنهايي اگر هم از برقراري آرامش از عهده اين جنگ برآيد در عراق موفق نخواهد شد، اين كتاب داراي 378 صفحه است.
روز شمار نزدهم ماه نومبر
= = = = = = = = = ==
1 ـ در گذشت موسیقیدان اتریشی :ـ به تاریخ 19 نومبر سال 1828 میلادی: فرانتس شوبرت موسيقيدان شهير اتريشي ساعت 3 بعد از ظهر 19 نوامبر سال 1828 در گذشت و نزديك گور بتهوون مدفون شد، شوبرت از نوابغ موسيقي جهان بشمار مي رود، پدرش كه مدير مدارس حومه شهر وين بود و از كودكي استعداد فرزندش را به موسيقي تشخيص داده بود اورا به مدرسه موسيقي سپرد، شوبرت مدت كوتاهي هم معلم مدرسه بود ولي همواره آهنگ مي ساخت و براي خود يك تيم مركب از يك شاعر، يك خواننده و دو نوازنده تشكيل داده بود و لحظه اي از فكر نوشتن يك آهنگ تازه غافل نبود، تشكيل چنين تيمي از او به آهنگسازان به ميراث مانده است، او علاقه فراوان به بتهوون داشت، در مراسم تدفين بتهوون وصيت كرد كه وي را پس از مردن در مجاورت وي مدفون سازند، شاهكارهاي شوبرت و آهنگهاي معروف او از جمله سمفوني هايش پس از مرگ او از گوشه و كنار خانه اش و از داخل انباري به دست آمده است.
2 ـ تشکیل حکومت مذهبی پروتستان در ژنیو:ـ به تاریخ20 نومبر سال 1541 میلادی: "جان كالون" فرانسوي و يکي از دو موسس اصلي مذهب پروتستان در ژنیو يک حکومت مذهبي تشکيل داد تا پايگاهي براي پروتستانيسم اروپا باشد، وي ضمن اعلام تشکيل چنين دولتي تاکيد کرد که پروتستانهاي فراري و آواره سراسر اروپا را درژنیو پناه مي دهد و به اين ترتيب ژنیو در برابر، روم قرار گرفت که پايتخت پاپ ها بود، پاپ وقت " پل سوم " که از افزايش شمار پروتستانها به وحشت افتاده بود، پس از اطلاع از اين اقدام يک شوراي شش نفري مرکب از کاردينالهاي ارشد تشکيل داد تا با پروتستان ها (پيروان کالون فرانسوي و لوتر الماني) مبارزه کنند و اني مبارزه از جولای سال 1542میلادی آغاز شد، پاپ کاردينال "کارافانه" را هم فرمانده نظاميان تحت فرمان خود کرد و اين کاردينال اخطار کرد هر کاتوليک که پروتستانها را تحمل کند و يا اين که به حمايت از پروتستانيسم بپردازد مجازات خواهد شد و اين مجازات عبارت از مصادره اموال، تکفير و احيانا زندان خواهد بود و به اين ترتيب خصومت دو فرقه مسيحيت آغاز شد که نتيجه اش جنگ هاي متعدد و در به دري هاي فراوان بود.
روز شمار بیستم ماه نومبر
= = = = = = = = ===
1 ـ در گذشت«
تولستوي» نويسنده وانديشمند روسيه:ـ
به تاریخ 20
نومبر سال 1910میلادی: "لئو
نيکلايوويچ تولستوي" نويسنده شهير و انديشمند روسيه در 83 سالگي در گذشت، او در 28
اگست 1838 میلادی در يک خانواده ارباب ملک در منطقه تولي به دنيا آمده بود و در
کودکي مادر و در نوجواني پدر خود را از دست داده بود، وي به دليل مخالف بودن با
برنامه هاي تکراري و بعضا بي ارتباط، دانشگاه را در سال سوم ناتمام رها کرد،
تولستوي همه مراحل زندگي را طي کرد از جمله خدمت سربازی، تولستوي معتقد به "کمال
Perfection"
بود و مي گفت فرد وقتي به کمال مي رسد که ( جسما ، روحا و اخلاقأ ) سالم
باشد، وي اين سه عامل را عوامل شادي بخش زندگاني مي دانست،
تولستوي مخصوصا بعد از ميانسالي مخالف بهره برداري انسان از انسان شده بود که در
روسيه بيش از نقاط ديگر رواج داشت، دوبار سرف هاي املاک خودش را آزاد کرد
(روستايياني که با املاک خريد و فروش مي شدند و ضميمه املاک بودند سرف ناميده مي
شدند) ولي آنان به دليل ناباوري آنجا را ترک نکردند، در زمينه نوشتن داستان عقيده
داشت که داستان بايد به گونه اي نوشته شود که خواننده عشق به زندگي پيدا کند و عشق
به زندگي يعني عشق به خود و جامعه، به باور تولستوي نويسنده داستان بايد آن را
شخصا ديده و تجربه کرده باشد و به عبارت ديگر
نویسنده
آن را باور داشته باشد، داستان " آنا
کارنينا " تجربه عشق خودش به سونيا بود که بعدأ باهم ازدواج کردند، تولستوي
داستانها و نمايشنامه هاي متعدد نوشت از جمله : دوران بچگي، نوجواني، جواني ،
آناکارنينا، جنگ و صلح، کوپن جعلي، پدر سرگيوس، آقا و نوکر، قزاقها و ... نامه
هشدار دهنده او به تزار نيکلاي دوم که در سال 1901میلادی نوشته و ارسال شده و در
موزه نگهداري مي شود سند بزرگي است که در آن اوضاع نابسامان روسها منعکس است،
تولستوي در اين نامه به تزار هشدار داده بود که اگر آزادي ندهد و دموکراسي برقرار
نکند و از شکاف پهناور مان فقير و غني نکاهد و نظام فئودالي را تعديل نکند جنگ
داخلي اجتناب ناپذير خواهد بود و روسيه نابود خواهد شد.
2 ـ در گذشت«اوون» مبتکر "سوسياليسم تعاوني":ـ به تاریخ 20 نومبرسال 1858 میلادی: « رابرت اوون Robert Owen» اسکاتلندي در 87 سالگي فوت شد، «اوون» مبتکر «سوسياليسم تعاوني» است که افکار خود را در اسکاتلند و نيز در يک منطقه کشاورزی در امريکا به معرض تجربه گذاشت، اوون با اين عقيده که جامعه بايد عاري از فقر، جنايت و مرض باشد و مردم با شادي و خوشبختي و بدون ترس و هراس از آينده و در نهايت خوش بيني زندگي کنند تا يک الگو براي سراسر جهان شود و نخستين طرح را به نام «نيو لانارکNew Lanark» به وجود آورد، اوون گفته است که بشر از طريق آموزش و ارتقاي سطح آگاهي هاي خود و با زندگاني برادروار مي تواند به نيکبختي و پيشرفت دست يابد و بايد بهترين تعلیم و تربیه وحفظ الصحه يكنواخت و مطلقا رايگان برايش فراهم شود و وسايل تفريح و ورزش نيز عمومي و رايگان باشد.
اوون همچنين گفته است که « دانش و مهارت » بزرگترين ثروت فرد و جامعه است ؛ بنابراين وسيله کسب دانش و مهارت براي همه کساني که خواهان و مستعد آن باشند بايد فراهم و در دسترس همگان باشد، ادارهء جامعه بايد حرف نداشته و خالي از هرگونه ضعف باشد و مردم به تحقيق بدانند که براي اداره جامعه چه کساني را انتخاب کنند و اين انتخاب بايد عالما و عامدا باشد ، بنابراين بايد دسترسي منصفانه به شناخت چنين افرادي وجود داشته باشد، وي معتقد نبود که دوره يک نماينده بايد به اتمام برسد تا کنار برود، طبق آموزش هاي او ، اعضاي جامعه بايد بتوانند هر وقت که احساس کنند در انتخاب نماينده اشتباه کرده اند او را برکنار سازند، به عقيده اوجبران اشتباه بايد فوري باشد، به اشتباه نمي توان مهلت داد، اوون به جاي بکار بردن واژه« سوسياليسم» ، از فرضيه خود به هماهنگي جهاني انسانها و جوامع بشري نام برده و داشتن زندگاني خوب و خوش بيني و اميد را حق انسان خوانده و گفته است که پيشرفت صنعت و تكميل ابزارها ( تکنولوژي) بشر را آسوده تر و زحمتش را کمتر مي کند، اوون اين عقيده را اعلام داشت که کشاورزي و صنعت و ساير منابع توليد که محصول آنها مورد نياز همگاني مردم است بايد به صورت تعاوني اداره شوند و محصول آنها مستقيما از توليد کننده به دست مصرف کننده برسد تا به سود هر دو طرف باشد و گفت که در اين صورت است که افراد في مابين (دلالها ) که بدون انجام كار مفيد، از توليد کننده و مصرف کننده استفاده مي برند جذب کار توليدي مي شوند و جامعه نيرومند و ثروتمند مي گردد و طبقات اجتماعي به تدريج از ميان مي روند و يا تفاوت سطح اين طبقات به حداقل مي رسد و کينه و عقده ( تنفر ) که مسبب بسياري ازپرابلم ها و ناهنجاري هاست از ميان مردم رخت بر مي بندد.
اوون با فروش هرگونه زمين مخالف بود و زمين و منابع زير زميني و آبها را همانند هوا متعلق به همگان مي دانست که بايد در دست دولت به عنوان نماينده و مباشر جامعه باشد و اين منابع ملي را از طريق اجاره براي بهره برداري واگذار کند و اگر اجاره دهنده در صدد بهره برداري برنيايد سند اجاره باطل خواهد بود، به اين ترتيب فرد تنها مالک آن چيزي بايد باشد که از زمين اجارهءبدست مي آورد، فرضيه " اوون " دولت ها را مکلف مي کند که با وضع قوانين و اجراي دقيق آنها توزيع ثروت را ميان مردم متعادل کنند تا جرائم و فساد به حداقل برسد و از كينه و نارضائي كه عصيان نتيجه آن است اثري نباشد.
از اواخر قرن 19 و در طول قرن 20 تاسيس هرگونه شرکت تعاوني( توليد ، مصرف و خدمات ) و اموري از قبيل سهيم كردن كاركنان در سود شركتها و واگذاري موسسات به كاركنان آنها و فروش سهام شركتهاي عمومي ( به صورت محدود و مشروط ، نه در بورس و به طور نامحدود ) تقليد از افکار اوون است که وسيعا هم مورد استفاده قرار گرفته بود، بسياري از جامعه شناسان افکار اوون را عملي ترين راه سوسياليستي کردن(محدود) جوامع مي دانند که با روانشناسي، عادات و رسوم مردم هم درگيري نخواهد داشت، برخي از اسلام شناسان غرب ، انديشه هاي « اوون » را بيش از هر فرضيه پرداز اروپايي ديگر ، نزديك به تعاليم اسلامي مي دانند كه تاكيد بر تعاون در امور و محدوديت مالكيت و نفي بهره بانكي و رد اجحاف ، احتكار و كم فروشي ( فرمول عرضه و تقاضا ) دانسته اند.
3ـ فرار مغزها از روسيه :ـ به تاریخ 20 نومبر سال 2004 میلادی: دميتري ميلووانتسف معاون وزارت تكنولوژي و مخابرات روسيه گفته بود كه : اين دولت تصميم گرفته است يك منطقه عاري ازماليات، براي شكوفا ساختن نبوغ دانش آموختگان و اصحاب استعداد آن كشور در تكنولوژي پيشرفته( منطقه اي مشابه « سيليكون ولي » امريكا ) تاسيس كند و هر گونه كمك به پيشرفت را در اختيار اين افراد قرار دهد تا نبوغ و برنامه هاي خود را به منصه ظهور برسانند، روسها 15 سال پس از آغاز مهاجرت كارشناسان و اتباع ماهر روسيه به ممالك ديگر در صدد كاستن از شتاب اين مهاجرت و اصطلاحأ فرار مغزها برآمدند، و از دانش آموختگان علوم كامپيوتر شروع كرده اند، اين بار روسها به جاي گفتن سخناني از جمله « با پول روسيه رشد و تحصيل كرديد، و محصول و ثمره اش را ديگران و رقيبان روسيه ببرند »، از الگوي امريكا استفاده كرده اند و سخنان دميتري ميلووانتسف معاون وزارت تكنولوژي و مخابرات روسيه به همان مناسبت ایراد شده است، قابل یاد آوریست که فرار مغزها از روسيه، پس از فروپاشي شوروي يك ضايعه بزرگ بود.
روز شمار بیست ویکم ماه نومبر
= = = = = = = = = == = =
1 ـ تولد « ولتر »، نويسنده وطنز گوی اروپا:ـ
به تاریخ 21 نومبر سال 1694 میلادی:
« ولتر » ازبزرگترين فلاسفه ،
نويسندگان ، طنز گويان و روشنگران اروپا ديده به جهان گشود، نام او « فرانسوا ماري
آرووت» بود كه اسم مستعار «ولتر » را براي خود انتخاب كرد و آثارش را به اين نام
نوشته است ، در 23 سالگي به خاطر طنزي كه نوشته بود يازده ماه ازعمر خود را در
زندان باستيل گذرانيد و در سال 1726م، به خاطر نوشتن طنزي ديگر به انگلستان تبعيد
شد و سه سال در آنجا بود، در سال 1734میلادی دوباره اورا از پاريس تبعيد كردند، با
وجود اين در سال 1749 به دعوت فردريك قيصر پروس ( المان ) به آنجا رفت و معاشر وي
بود، ولتر سرانجام در سال 1759میلادی در فرانسه در نزديكي مرز سويس جايي را براي
خود خريد و نامش را « فري » گذارد كه مركز تجمع روشنفكران اروپا شده بود، در 83
سالگي به پاريس باز گشت و چنان استقبالي از او شد كه از ذوق زدگي بيمار شد و چندي
بعد در سال 1778میلادی ( آستانه انقلاب ) در گذشت ،
28 اثر مهم از ولتر به يادگار مانده است كه دو اثر او «فرهنگ فلسفي» و «كانديد»
معروفترند، ولتر بيش از هر كس ديگر از آزادي انديشه و بيان و تحمل ديگران دفاع كرده
است، ولتر مي گويد كه بدون آزادي انديشه و بيان ، انسان بدون روح و روان خواهد بود
وهمچنان زندگاني اش جسماني ( مانند ساير جانداران ) خواهد بود، ولتر بيش از هر
نويسنده اي ديگر بر ضد، زور گويي و استبداد نوشته است ، وي ضد رومانتيسيسم و حامي
حقيقي نويسي بود، ولتر ثابت كرده است كه جنايات بزرگ نتيجه خود خواهي و جاه طلبي
افراد است و اين جنايات قابل مقايسه با خلافهاي آدمهاي كوچك نيست، كوچكها تنها
برابري و آزادي را مي جويند و بزرگها همه چيز را مي خواهند و اگر همه دنيا را هم به
ايشان بدهند باز هم مي خواهند، ولتر در باره نظامهاي سلطنتي و جمهوري مي گويد :
خوبي نظام به رئيس آن بستگي دارد نه به نوع آن، نظامهاي جمهوري اگر رئيس و مسئول
خوب نداشته باشند از نظامهاي سلطنتي بدترند، هر نظام جمهوري لزوما يك دمكراسي و يا
عاري از ظلم نيست، به نظر ولتر ميزان دمكراسي يك كشور متناسب است با رشد سياسي مردم
و آگاهي آنان از دمكراسي و دلسوزيشان براي رعايت آن، دمكراسي در كشور هاي كوچك ،
ايالت و شهر موفق تر است اين جمله ازوست: واي به روزي كه نظام قضايي يك كشور ضعيف و
نفوذ پذير باشد و يا تضعيف شود و ....
2 ـ پر فروش ترین روزنامه جهان:ـ به تاریخ21 نومبر سال 1886 میلادی : تيراژ ( تعداد نسخه هاي فروش رفته يك نشريه ) روزنامه « لو پتيت ژورنال » چاپ پاريس از مرز يك ميليون گذشت كه تا آن زمان در جهان بي سابقه بود، 114 سال بعد يعني در سال 2000 جهان داراي يك هزار و 71 روزنامه ( يوميه ) ميليون تيراژي بود، تيراژها پس از سال 2000 در سرازيري قرار گرفته و يا افزايش آن متوقف شده است ناشران روزنامه ها مي گويند كه مطالب و محتوا افت نكرده بلكه اين مخاطبان هستند كه به دليل ارتقاء سطح معلومات عمومي كه خصيصه عصر حاضر است به آساني قانع نمي شوند و براي ارضاء آنان ، روش خبرگيري و خبرنويسي برپايه نظرسنجي از « خوانندگان » دائما رو به تكامل است و از منابع تازه استفاده مي شود و اضافه مي كنند كه مخاطبان امروز با شنيدن كوچكتري شايعه كه يك روزنامه متمايل به دولت است ، از آن صرف نظر مي كنند و به سراغ رسانه هاي اينترنتي و « وب لاگها » مي روند كه بدون ملاحظات هرچه را كه مي خواهند مي نويسند ولي روزنامه هاي عادي دست كم ناچارند در نوشته هايشان راه گريز از « اعتراض و دادخواست » را باز بگذارند، زيرا كه نمي خواهند سرمايه خود را كه عمدتا از راه توزيع سهام عايد شده است ازدست بدهند ، ولي وب لاگها نه داراي سرمايه هستند و نه تعقيب قضايي مي شوند، و اين پديده اي تازه در جهان است كه از نيمه دهه 1990میلادی وارد صحنه شده است ـ پديده اي كه براي نخستين بار باعث آزادي تمام عيار بيان و ابراز عقيده و نظر شده است، با ظهور اين پديده ، رسانه هاي متعارفي نه تنها با خود ، بلكه با اين پديده تازه ( رسانه هاي اينترنتي ) وارد رقابت شده اند كه ممكن است ؛ نتيجه اش بهبود كيفيت مطالب رسانه ها و به كمترين حد رسيدن انواع سانسور و اعمال نظر در آنها و از اين رهگذر افزايش آگاهي هاي مردم باشد.
3 ـ درگذشت کاشف " نطفه " :ـ به تاریخ 21 نومبر 2003 میلادی: اعلام شد که پروفسور بيولوژيست " آرتور کالوين " کاشف مراحل پيچيده تشکيل نطفه در 92 سالگي درگذشته است، وي که در سال 1942 به امريکا مهاجرت کرده بود در دهه 1950میلادی در آزمايشگاه کوينز کالج موفق به اين کشف شده بود، پروفسور کالوين کشف کرده بود که براي تشکيل نطفه ، نخست سلول "اسپرم" با سلول تخمک از ناحيه غشاء( پوسته خارجي ) به هم ملحق مي شوند، سپس هسته سلول اسپرم ( نر ) و سيتوپلاسم سلول ماده به سوي هم مي روند و تشکيل نطفه مي دهند، آنگاه بقيه سلول اسپرم از مجموعه جدا مي شود و.... پرفسور کالوين در دهه 1960میلادی با ميکروسکوپ الکترونيک از اين مراحل عکسبرداري کرد، اواخر دهه 1970 میلادی با استفاده از همين اطلاعات ،تشکيل نطفه در لوله آزمايش عملي شد و به تدريج تکامل يافت.
روز شمار بیست ودوم ماه نومبر
= = = = = = = = = == = =
1ـ استقلال کشور لبنان :ـ به تاریخ 22 نومبر سال1943ميلادي: درجريان جنگ جهاني دوم كشورلبنان به استقلال رسيد، لبنان بعد ازخروج ازتسلط عثماني بنابر تصميم جامعه مللي تحت سرپرستي فرانسه قرارگرفت، اما سرانجام فرانسه درسال1943ميلادي استقلال لبنان را برسميت شناخت، قابل توجه است كه درزمان نفوذ فرانسوي ها درلبنان، فاصله طبقاتي ميان مسيحيان ثروتمند و عربهاي مسلمان بسيار زياد شده بود، لبنان درخاورميانه واقع و با سوريه و اسرائیل مرز مشترك دارد.
2 ـ اختراع گرامافون :ـ به تاریخ 22 نومبرسال1877ميلادي: توماس اديسون مخترع برق گرامافون را اختراع كرد، گرامافون اديسون ازيك استوانه با پوشش نازكي ازقلع ساخته شده بود كه با كمك دست به چرخش درمي آمد، به هنگام صحبت درلوله استوانه اي شكل عملياتي درآن صورت مي گرفت و درنتيجه ارتعاشهاي مكانيكي صدا ضبط مي شد، اديسون براي اختراع گرامافون 7سال آزمايش و تحقيق كرد.
3 ـ قتل جان اف كندي رئيس جمهوري امريكا:ـ بتاریخ 22 نومبر سال 1963میلادی: جان اف كندي سي و پنجمين رئيس جمهوري امريكا در يكهزار و سي امين روز زمامداري خود در اثناي عبور با موتر رو باز از جاده شهر پر جمعيت دالاس در ايالت تكزاس امريكا از داخل ساختمان يك مدرسه هدف گلوله قرار گرفت و ترور شد، وشخصی بنام « لي هاروي اسوالد » متهم به قتل وي نيز پس از دستگیری به دست ديگري به قتل رسيد، ليندن جانسون معاون او همان روز سوگند ياد كرد و رئيس جمهوري امريكا شد، هنوز انگيزه اين قتل دقيقا روشن نشده است، كندي نخستين كاتوليك ايرلندي تبار بود كه به رياست جمهوري امريكا انتخاب شده بود، قبلا سران اين كشور از پروتستانهاي انگليسي تبار بودند، وي كه از حزب دمكرات بود قبلا نماينده مجلس و سناتور بود و در زمان خود جوانترين رئيس جمهوري امريكا نيز به شمار مي رفت، با اين كه در تاريخ عمومي (جهان) آغازگر جنگ ويتنام و ضديت با حكومت فيدل كاسترو اعلام شده است، اما از نظرانديشه و سياست داخلي فردي مترقي وليبرال ( در فرهنگ آمريكايي : چپ ) خوانده مي شود، وي در گفتارش ، از بر قراري يك صلح پايدار و خلع سلاح واقعي و رعايت تمام عيار حقوق بشر جانبداري مي كرد و آماده يك سازش بزرگ واقعي و همه جانبه با شوروي بود كه انجام آن را طبق برخي نوشته ها به دوره دوم رياست جمهوري خود موكول كرده بود، در زمينه سياست داخلي تا توانست با فقر و نا اميدي در جامعه امريكا مبارزه كرد، اين جمله پر معنا از او باقي مانده است : همه اش نگوييد كه دولت براي ما چه كرده ، گاهي هم از خود بپرسيد كه خودتان براي كشور چه كرده ايد؟
روز شمار بیست وسوم ماه نومبر
= = = = = = = = = == = ==
1 ـ پرکماتیسم :ـ به تاریخ 23 نومبر سال 1909 ميلادي: « پرگماتيسم Pragmatism » به عنوان يك فلسفه امريكايي وارد دائرت المعارف فلسفه شد، صاحب اصلي اين فلسفه چارلز پيرس دانشمند و فيلسوف امريكايي (1839 ــ 1914 ) است و دو فيلسوف ديگر امريكايي ويليام جيمز و « جان ديوي » نيزهمين عقيده را داشتند، ناميدن آن به فلسفه« اصالت نتيجه » روشن ترين تعبيراست و كسي را كه اعمال و افكار او با اين فلسفه مطابقت دارد و يا اين كه پيرو آن است « نتيجه گرا » مي خوانند، پرگماتيستها برخلاف ساير روشهاي فلسفي از تحقيق و بررسي در كل عمل اجتناب مي ورزند و به جاي آن به آزمايش نتايج مي پردازند يعني پس از عملي شدن فكر ، نتايج به دست آمده را مي سنجند، به نظر آنان« نتيجه » اصل است نه اصول لايتغير و رفتن از راههاي انعطاف نا پذير معين براي رسيدن به «نتيجه » ؛ و به اين ترتيب مقيد به لايتغير بودن اصول نيستند، پرگماتيستها نظرات و عقايدي را مي پذيرند كه عملي باشند، از نظر آنان يك عقيده بايد نخست تجربه شود و اگر نتايج تجربه مفيد و قانع كننده بود به صورت نظام در آيد وبر آن ضابطه اجرايي نوشته شود و عملي گردد، به عبارت ديگر فرضيه اي بمانند ماركسيسم بايد نخست در گوشه اي تجربه مي شد و باتوجه به نتايج حاصله و اعمال تغييرات و اصلاحات لازم در سطح وسيع به اجرا در مي آمد، بسيار ديده شده است روزنامه نگاران امريكايي كه با اين فلسفه و تعريف واژه « پرگماتيسم » كاملا آشنا هستند آن را در خبرها و مقالات خود به مفهوم درست بكار مي برند كه در كشورهاي ديگر كه با اين فلسفه آشنايي ندارند آن را « واقع گرا » ترجمه مي كنند كه دقيق نيست .
2 ـ نخستين موشك با سوخت مايع:ـ به تاریخ 23 نومبر سال 1933 میلادی: برخلاف تصور عمومي نخستين موشك( دستگاه جهنده فضائی) كه با سوخت مايع حركت مي كرد به دست دانشمندان شوروي ساخته و آزمايش شد ؛ درست ده سال پيش از اين كه الماني ها موشك بسازند، در شوروي آن زمان كه از انقلاب بلشويكي 1917میلادی فاصله اي زياد نگرفته بود ، به كساني كه اختراع و اكتشاف مي كردند و از خود خلاقيت نشان مي دادند و يا اين كه بازده بيشتري داشتند و نسبت به همنوع خود فداكاري نشان مي دادند عنوان « قهرمان سوسياليست » ، « قهرمان خلق » و مدال مربوط داده مي شد كه دلگرمي و تشويق بزرگي بود و در همه ايجاد انگيزه به پيشبرد جامعه و خدمت عمومي میكرد كه از دهه 1970میلادی اين تشويق هم كه دريك جامعه سوسياليستي كليد بسياري از پيشرفتهاست به تدريج به صورت تشريفات و غير واقعي (پارتي بازي و تحت تاثير توصيه) در آمد و اهميت خودرا از دست داد، در جوامع غير سوسياليستي ، عمدتا «پول » مشوق خلاقيت است .
3ـ ناسيوناليست ها برنده انتخابات کرواسي شدند:ـ به تاریخ23 نومبر 2003میلادی: به رغم همه تلاشها و کمکهاي اتحاديه اروپا و وعده هايي که به راي دهندگان کروات داده بود ، نتايج انتخابات پارلماني اين کشور که برگزار شد نشان داد که ناسيوناليست ها (حزب اتحاديه دمکراتيک ) به رهبري " ايوو سانادرIvo Sanader " برنده شده است، اين حزب از زمان استقلال کامل کرواسي تا سه سال پيش زمام امور اين کشور را به دست داشت که بر اثر تبليغات و فشار اتحاديه اروپا و دادن وعده عضويت کرواسي در آن اتحاديه ، اکثريت خود در پارلمان را از دست داده بود، وضعيتي که پس از برچيده شدن بلوک شرق و شوروي برجهان مستولي شده است مايل به روي کار آمدن ناسيوناليست ها و يا چپ گرايان نيست که دسته اول از حاکميت و فرهنگ ملي دفاع مي کند و دسته دوم با کاپيتاليسم و استثمار سازگار نيست، ولي در انتخابات سال 2003میلادی در گوشه و کنار جهان همين دو دسته برنده شده اند.
روز شمار بیست وچهارم ماه نومبر
= = = = = = = = = == ====
1 ـ استقلال کشور چیلی:ـ بتاریخ 24 نومبرسال 1818ميلادي: كشور چيلي ( شیلی ) با اعلام استقلال خود به دوران سيصد ساله سلطه هسپانيا بر اين سرزمين خاتمه داد، بعد از جنگ جهاني دوم نيروهاي استقلال طلب چيلي مبارزه خود را شدت بخشيدند و سرانجام به رهبري «خوزه سال مارينو» به پيروزي و استقلال رسيد، گفتني است سالها بعد از اين پيروزي در سال 1970 ميلادي« سالوادورآلنده» از مبارزان چيلي و رهبر حزب جبهه وحدت خلق با برگزاري انتخابات به رياست چيلي برگزيده شد و چون اقدامات اصلاحاتي « آلنده» از جمله ملي كردن داراييهاي خارجي؛ دولت امريكا را ناراحت كرد؛ جبهه ضدانقلاب چيلي به دست امريكاييها در چيلي فعال شد و عاقبت موجب سقوط آلنده شد.
2 ـ كشف الكتريسيته القايي:- بتاریخ 24 نومبرسال1831 ميلادي: مايكل فارادي فيزيكدان انگليسي موفق به كشف الكتريسيته القايي شد، فارادي با اين كشف انقلابي در فيزيك و مبحث الكتريسيته برپا كرد، او در جواني شاگرد صحّاف بود اما بعدها يكي از دانشمندان پرآوازه جهان شد و امروز يكي از قوانين مهم فيزيك به نام فارادي ثبت شده است، فارادي از جمله نخستين كساني بود كه توانست بسياري از گازها از جمله كلر به مايع تبديل كند.
3 ـ قطعنامه ملل متحد درباره مسئله فلسطين:- به تاریخ 24 نومبرسال1967 ميلادي: قطعنامه معروف سازمان ملل متحد درباره مسئله فلسطين صادرشد، قطع نامه 242؛ نماينده ويژه منشی عمومی سازمان ملل متحد را مأمور مذاكره با فلسطينيها و اسرائیلی ها ميكرد، محورهاي اين قطعنامه عقب نشيني نيروهاي صهيونيستي از كليه سرزمينهاي اشغال شده درجنگ شش روزه جون سال 1967 ميلادي؛ قطع هر گونه عمليات جنگي و به رسميت شناختن حاكميت و تماميت ارضي و استقلال سياسي دول منطقه؛ تضمين آزادي كشتيراني در آبهاي بين المللي منطقه يعني خليج عقبه و كانال سوئز و سرانجام حل عادلانه مسئله آوارگان فلسطيني را شامل ميشد، اما به هنگام اجراي مفاد قطع نامه 242 فقط مواردي كه به نفع دولت صهيونيستي بود جامه عمل بخود پوشيد.
روز شمار بیست وپنجم ماه نومبر
= = = = = = = = = == = ==
1 ـ توفان نوح :ـ به تاریخ 25 سال 2348 پیش از میلاد : به روايت روزنگار(تقويم تاريخ) اسقف جيمز آشرUssher ، توفان نوح ( The Great Deluge ) آغاز شد، طبق اين روزنگار ، نوح كه از پيش وقوع اين توفان به وي الهام شده بود، يك كشتي ساخت و گروهي از مردم و موجودات ديگر را در آن قرار داد كه نجات يابند و نسلشان منقرض نشود، بعضي را نظر بر اين است كه بقايايي كه در كوههاي آرارات كشف شده و هنوز باقي است متعلق به همان كشتي نوح است كه پس از رفع توفان در آنجا بر زمين نشسته است، به نوشته اسقف آشر، از سه پسر نوح «سام Shem ، حام و يافث (يافظ) Japheth» بعدا سه گروه جمعيت به وجود آمدند كه اعراب و يهوديان از نسل سام هستند، ديگران كه در اين زمينه مطالعه كرده اند وقوع توفان نوح را در اواخر ماه نومبر ، ولي هزاران سال پيش از زماني كه اسقف آشر به دست داده رقم زده اند.
2 ـ زاد روز فارابي :ـ بتاریخ25 نومبر سال870 ميلادي (259 خورشيدي):نتيجه تحقيقات پروفسور ديويدسون، ابو نصر فارابي بنيادگذار دمكراسي اسلامي در شهرك فاراب ماوراءالنهر در خراسان بزرگتر به دنيا آمد، در آن زمان هنوز مها جران ترك در مرو و بخارا مستقر نشده بودند و عبور آنان از سير دريا (سيحون) و ورودشان در مقياسي كم به ماور النهر شروع شده بود، از فارابي 117 كتاب و رساله از جمله كتاب معروف «مدينه فاضله» باقي مانده است، وي بر همه دانش عصر خود به ويژه رياضيات، فلسفه، ادبيات و چند زبان خارجي مسلط بود، مورخان اروپايي وي را از طبقه فلاسفه «نئو پلاتونيست» يا افلاطونیان (افلاتونيان نوين) مي دانند كه تحصيلات خود را در بخارا، كانون فرهنگ و ادبيات فارسي آغاز كرد و به تكميل آن دربغداد، حلب و دمشق پرداخت، در زمينه دمكراسي، وي مانند افلا طون (افلاتون) و ارسطو نگران سوء استفاده از انتخابات در يك حكومت مردمی بود، در نظر فارابي بهترين زمامدار بايد فكر و عمل (دانا وتوانا)، قادر به ترغيب و رهبري ديگران، داراي توان فراوان در تفكر و قواي دماغي و خرد كامل و به حدكافي نيرومند باشد كه بتواند در لحظه لازم فرمان دهد، از شرايط ديگر زمامدار آگاهي كامل بر قوانين و اصول است به گونه اي كه بايد به مثابه يك دائرةالمعارف متحرك باشد و شرايط عدل و داد و قدرت اعمال خردمندانه آن در او جمع باشد، فارابي گويد كه : اگر چنين فردي با اين شرايط ويژه يافت نشود، تا زمان پيدايش او، حكومت بايد به شورايي مركب از افرادي سپرده شود كه مجموع آنان اين كيفيت را داشته باشند. با اين بيان، فارابي با نامزد شدن هركس براي زمامداري مخالف است ؛ مگر اين كه شرايط لازم را داشته باشد، فارابي يافتن چنين فردي را برعهده بزرگان، آگاهان و دلسوزان جامعه گذارده است، به اين ترتيب اين مردم اند كه بايد بروند و بگردند و براي خود زمامدار واجد شرايط لازم بيايند و انتخاب كنند، نه اين كه(همانند دمكراسي هاي فعلي) افراد بروند و از مردم بخواهند كه به انها راي بدهند و زمامدار شوند، به تفسير اصحاب نظر فارابي انتخابات دو مرحله اي را پيشنهاد كرده است و انتخابات مستقيم را نپذيرفته است، به نظر فارابي، يك جامعه با انتخاب زمامدار خوب براي تمشيت امور، رفاه و پيشرفت و سعادت خود را تضمين خواهد كرد، فارابي زياد وارد بحث مجالس قانونگذاري نشده است و قران را قانون اساسي اسلام (ام القوانين) خوانده است، طبق تفسيرهايي كه بر اين نظر فارابي شده است بنظر مي رسد كه وي براي جوامع اسلامي، تعاليم قران را قوانيني كافي تشخيص داده است، فارابي كه بر زبانهاي يوناني و عربي مسلط بود آثار فلاسفه يونان قديم را ترجمه كرده است، ازميان آثار فارابي 43 اثر زمينه فلسفه و منطق دارد، هفت اثر در باره اخلاق، هفت اثر درزمينه علوم سياسي، يك كتاب در باره موسيقي و مابقي در زمينه هاي مختلف از جمله رياضي و نجوم است، فارابي سفر بسيار كرد و در 80 سالگي بسال 950 ميلادي (339 هجري) در دمشق در گذشت، وي ازدواج نكرده بود.
روز شمار بیست وششم ماه نومبر
= = = = = = = = = == = ==
1 ـ عقايد« رنه دكارت» درمورد فرمول "جامعه":ـ به تاریخ26 نومبر سال 1637میلادی: كتاب«Discours de la Methode» « رنه دكارت» مهمترين اثر فيلسوف و رياضي دان فرانسوي (متولد 31 مارچ سال 1596 و متوفا در 11 فبروری1650میلادی) انتشار يافت،اين روش تازه«يافتن حقيقت» را به دست مي دهد، در همين كتاب است كه وي مي گويد : تافكر مي كنم (مي توانم فكر كنم) زنده هستم، و يك زنده بايد به جامعه فايده برساند، عقايد و نظريه هاي دكارت كه از مهمترين فلاسفه اروپا قرون جديد بشمار مي رود بيش ازهر انديشمند ديگر در دوران معاصر مورد استفاده بوده است، تعريف او از جامعه كه به صورت يك فرمول رياضي عرضه شده هميشگي و جاويدان خواهد بود و هر روز به آن استناد و بر پايه اش قانون نوشته مي شود، « دكارت» نخستين انديشمندي بود كه روش ارسطو را دنبال نكرد و براي تحقيق و اثبات، يك روش علمي دیگری را در پيش گرفت كه به انقلاب در فلسفه تعبير شده است، وي رابطه فلسفه با الهيات را تغيير داد، « دكارت» را پدر فلسفه جديد خوانده اند، وي دانش را قطعه به قطعه بر پايه اصول رياضي نوسازي كرد و گفت چيزي را بايد پذيرفت كه غير قابل ترديد باشد مثلا؛ به اين كه وجود داريم نمي شود ترديد كرد،« دكارت» در تعريف "جامعه" يك فرمول هميشگي و بسيار مهم را به دست داده است كه در مدارس سراسرجهان تدريس مي شود و كسي كه مفهوم آن را نداند در زندگاني خانوادگي و عمومي موفق نخواهد بود؛ زيرا كه كوچكترين جامعه يا جامعه پايه «خانواده» و بزرگترين آن جامعه جهاني «جامعه بشر» است، اگر در فرمول جامعه كه « دكارت» آن را به دست داده است تغييري حاصل شود معادله برهم خواهد خورد و ديگر جامعه اي وجود نخواهد داشت، اين فرمول بسيار مهم از اين قرار است : جمع دو نفر يا بيشتر + هدف مشترك + كمك به هم براي رسيدن به هدف مشترك = جامعه مثال : زن و مرد + با هدف مشترك كه همانا رفع نياز و تامين سعادت است + همدلي و همياري براي رسيدن به هدف مشترك = خانواده و به همين ترتيب ساير جوامع، از جمله تحريريه يك روزنامه، همه انان كه در يك مدرسه هستند، يك شهر و يك كشور و.... حال اگر در فرمول يكي از جوامع يك عنصر تغییر یابد معادله به هم مي خورد و جامعه تبديل به اجتماع (جمع شدن چند نفر) مي شود و ديگر جامعه اي وجود نخواهد داشت، مثلا اگر زن و شوهر هميار و همدل نباشند، جامعه خانواده وجود نخواهد داشت، فلسفه طلاق همين است .
2 ـ در گذشت «هنريج هرتز» فيزيكدان المانی:ـ به تاریخ 26 نومبرسال1894ميلادي: «هنريج هرتز» فيزيكدان و رياضيدان المانی در37 سالگي درگذشت، هرتز ازنوجواني به فيزيك و مكانيك علاقمند بود و تحصيلاتش را درهمين رشته ادامه داد، هرتز با كشف اشعه الكتريسيته پايه گذار اختراعات و اكتشافات بسيارارزنده درزمينه فيزيك و رياضي شد، امواجي كه امروزه به نام «امواج هرتز» ازآنها ياد مي شود توسط خود او كشف شده اند.
3 ـ اوكراين ومعارضه شرق وغرب:ـ به تاریخ 25 و 26 نومبر 2004میلادی : اصحاب نظر در اين دو روز بر سر انتخابات كه جهانيان با چشم بازتر آن را زير نظر داشتند وگفته بودند: نتيجه اين معارضه ، هرچه كه باشد، جو سياسي جهان به وضعيت پيش از اين انتخابات باز نخواهد گشت و بدبيني ايجاد شده در برخي از ملل به ويژه روسيه از ميان نخواهد رفت، جنگ عراق به يك طريق اين بدبيني را عيان ساخت، و معارضه بر سر انتخابات اوكراين به صورتي ديگر چهره از آن برگرفت و علني تر شد، و ملل خارج از اين گود زورآزمايي متوجه شدند كه با يك اروپاي غربي از قماش اروپاي قرن 19 و دهه اول قرن 20 رو به رو هستند و بايد خود را آماده مقابله با چنين وضعيت و سياستي كنند، مهمترين تحول 25 و 26 نومبر مسئله اوكراين؛ اظهارات «كولن پاول» وزير امور خارجه مستعفي امريكا كه منتظر تاييد انتصاب جانشينش در سناي اين كشور است تا كنار رود و نيز ورود دو رئيس جمهوري عضو ناتو و اتحاديه اروپا و سولانا رئيس ديپلماسي اين اتحاديه اروپايي به « كي اف » ــ ظاهرأ تحت عنوان ميانجي گري بود كه به نظر مي رسد نتيجه بخش نبوده است، پاول گفته بود كه دولت امريكا نتايج انتخابات رياست جمهوري اوكراين را به رسميت نمي شناسد و اگر مسئله حل نشود، دولت امريكا دولت «يانوكوويچ» را نماينده مشروع اوكرايني ها نخواهد دانست، جورج بوش و سران اروپاي غربي هم با لحني مشابه همين حرف را زده بودند كه در جهان تازگي دارد،انتخاب يانوكوويچ با 49 درصد و 46 صدم درصد آراء دور دوم به تاييد كميسيون انتخابات اوكراين و رئيس جمهوري فعلي اين كشور رسيده است و دادگاه عالي قضات "اوكراين" قرار شد تا دوشنبه 29 نومبر به شكايت بازنده انتخابات كه مدعي تقلب شده و درخواست تجديد انتخابات را كرده است رسيدگي كند، به همان گونه كه دادگاه عالي قضات امريكا در سال 2000 كرد،سرگئي لاوروف وزير امور خارجه روسيه در مسكو در آخرين واكنش خود به مداخله غرب در مسئله انتخابات اوكراين كه روسيه تاكنون در درستي آن ترديد نكرده و پيروزي يانوكوويچ را هم تبريك گفته است با اشاره به اعزام سه ميانجي از سوي اتحاديه اروپا به اوكراين گفت: ما ( مسكو ) نگران مداخله غرب به نام ميانجي هستيم و اضافه كرد كه در برخي پايتخت هاي اروپايي نيروهايي هستند كه اصرار به كشيدن مرز در اروپا دارند و .... ولي بعدا يك سخنگوي دولتي روسيه با لحني نرمتر اظهار اميدواري به حل مسئله از طرق مسالمت آميز كرد!، در اوكراين نيز به سبك گرجستان سال گذشته، كه قبلا در كشور ديگري مشاهده نشده بود، گروهي كه خود را هوادار نامزد بازنده معرفي مي كنند در دو روز مورد بحث ( 25 و 26 نومبر ) ادارات دولتي را محاصره كرده و مانع ورود كارمندان به ادارات و نيز پارلمان شدند و پليس دست كم در «كي اف»، در برابر اين كار آنان دست به اقدام نزده بود! ولي شنيده شده است روس زبانهاي" اوكراين " كه در نواحي شرقي و منطقه ثروتمند «دونتسكDonetsk» زندگي مي كنند آماده حركت به سوي « كي اف » و برخورد با هواداران نامزد بازنده شده و تهديد كرده اند كه ممكن است با انجام رفراندم اين قسمت را ضميمه روسيه سازند، نامزد بازنده (هوادارغرب) 26 نومبر همچنان براين توصيه به هواداران خود كه به نافرماني ادامه دهند پا برجا بود، وي اصرار داشت كه 12 دسمبر انتخابات تجديد شود،برخي از تحليلگران مسائل شرق ( اروپاي شرقي ) و كارشناسان جنگ سرد 1945 ــ 1991میلادی كشمكش بر سر" اوكراين " را ادامه همان جنگ سرد مي بينند كه در نومبر 1991میلادی ختم آن اعلام شده بود! و گفته اند طرفي كه در كشمكش جاري عقب نشيني كند، بازنده معارضه خواهد بود و اين عقب نشيني به همين جا ختم نخواهد شد و برنده نبرد آن را تا نقطه اي كه بخواهد تعقيب خواهد كرد و عقب خواهد زد و به احتمال زياد پايان كار بازنده و حذف آن از بازي خواهد بود.
روز شمار بیست وهفتم ماه نومبر
= = = = = = = = = == = ==
1 ـ تولد مومزون مورخ ومحقق الماني:ـ به تاریخ 27 نومبرسال1817ميلادي: تئودورمومزون مورخ و محقق الماني بدنيا آمد، مومزون درپايان تحصيل به مطالعه كتيبه ها و آثاربجاي مانده ازتمدنهاي كهن پرداخت، معروفترين اثرمومزون « تاريخ مفصّل روم قديم» نام دارد كه ازكاملترين تواريخ درباره روم است، اين مورخ الماني جايزه ادبي نوبل را درسال1902ميلادي به خود اختصاص داد و يكسال بعد ازآن در86سالگي درگذشت، مومزون درصحنه سياست هم فعاليت چشمگيرداشت و ازمخالفان سرسخت بيسمارك صدراعظم وقت المان بود.
2 ـ تولد« چارلز برد » مورخ:ـ به تاریخ27 نومبر سال 1874 میلادی: زادروز« چارلز برد » از بزرگترين مورخان قرن بيستم است و در 74 سالگي در1948میلادی پس از تاليف هفتاد كتاب درگذشت، بزرگترين كار او تاليف کتاب چهار جلدي «پيدايش تمدن امريکائي» است،همسر او «ماري» نيز يک تاريخدان بود که در کار تحقيقات و تاليفات، به شوهرش کمک مي کرد، جنجالي ترين کتاب « چارلز برد» که در سال 1913 میلادی انتشار يافت تفسير اقتصادي قانون اساسي امريکا است، « برد » در اين کتاب استدلال کرده است که تهيه کنندگان اين قانون در هر کلمه و جملهء که مي نوشتند منافع اقتصادي خود را در نظرمي گرفتند و به تنها کساني که فکر نمي کردند مردم بودند، وي در تاليف ديگرش از امريکائيان خواسته است که درستي تاريخ کشورشان را امتحان کنند ، زيرا که ممکن است همه حقايق به آنان گفته نشده باشد، چارلز برد استاد پوهنتون( دانشگاه) کلمبيا، برخلاف مارکس که " اقتصاد " را ريشه هر تحول تاريخي مي دانست، هر شکل گيري تاريخ را به حساب عقايد و ايده ها گذارد و نوشت که عقايد تازه در هر برهه و زمان باعث تحولات اقتصادي و اجتماعي شده و صفحه تازه اي بر تاريخ اضافه کرده و شکل و جهت آن را تغيير داده اند،« برد » که مخالف ورود امريکا به جنگ جهاني اول بود، پس از آنکه دولت، به سركوبي مخالفان جنگ در دانشگاه کلمبيا پرداخت، از استادي آن دانشگاه کناره گيري کرد، وي طرفدار انزواي امريکا و عدم مداخله آن در اوضاع سياسي جهان بود كه نتيجه آن را يك « آلودگي » مي دانست، وي به همين جهت با ورود امريکا به جنگ جهاني دوم هم مخالفت کرد و بعدا در کتابي ثابت کرد که سياست خارجي امريکا باعث حمله جاپان به پرل هار بور شد،« برد » روش تازه اي براي مطالعه و بررسي تاريخ به دست داده است كه در " تاريخ نگاري" تدريس مي شود« برد » در يک کتاب خود مسائل امريکا، و تقسيم جهان به دو طبقه دارا و ندار را در پايان قرن بيستم پيش بيني کرده بود كه به تحقق پيوسته و بر اهميت او افزوده و درجه فضل او را منعكس كرده است، وي در همين كتاب به همه كساني كه مقام و منزلت دارند توصيه کرده است که تاريخ را مرور کنند تا اشتباهات تکرار نشوند .
3 ـ نخستين جلسات شعر خواني در جهان:ـ به تاریخ 27 نومبر سال هشتم پيش از ميلاد: هوارس Horace شاعر، طنزپرداز و مورخ رومي درگذشت که شانزده قرن بعد، در دوران رنسانس (تجديد حيات علم، ادب و هنر)، لقب شاعر ملي و پدر شعر ايتاليا (روم) به او داده شد، چند ماه پس از مرگ هوراس، شاعر ديگر روم، « مانه چناس» نيز فوت شد، ماله چناس، نخستين کانون شعر و شعرا را در خانه خود در شهر روم ايجاد کرده بود که هوراس و چند شاعر ديگر در آنجا جمع مي شدند و اشعار خود را براي يکديگر مي خواندند، ورود به اين جلسات براي همگان آزاد بود و مي توانستند در بحث و مذاکرات هم شرکت کنند، از کارهاي جالب هوراس، پيشنهاد او به سناي روم است که عنوان امپراتور (قنسول اول) را به پدر ملت، تبديل کند که دلپذير است؛ سنا نتوانست آراي کافي براي تصويب اين پيشنهاد به دست آورد.
روز شمار بیست وهشتم ماه نومبر
= = = = = = = = = == = ==
1 ـ اولین پرواز طیاره از روي قطب :ـ به تاریخ 28 نومبرسال1929ميلادي: براي اولين باردرتاريخ هوانوردي و اكتشافات هوايي يك طیاره ازقطب جنوب پروازكرد و به اين ترتيب پرواز طیارات از روي قطب آغازشد، دراين روزمهم تاريخي « ريچارد بيرد» قطب شناس بزرگ امريكايي با طیاره به اين اكتشاف بزرگ اقدام كرد، او درروزهاي 28و29نومبردوبار از روي قطب جنوب گذشت.
2 ـ در گذشت فليكس فيزيكدان فرانسوي :ـ به تاریخ 28 نومبرسال1841ميلادي: فليكس ساوارت طبیب، مخترع و فيزيكدان فرانسوي در 50 سالگي درگذشت، ازمهمترين اختراعات او«چرخ دندانه دار و ضديخ» را مي توان نام برد.
3 ـ تولد فریدریش انگلس :ـ به تاریخ 18 نومبر سال 1820 میلادی : فریدریش انگلس Friedrich Engels فیلسوف(*) همفکر و دستيار معروف کارل مارکس و سوسیالیست المانی به سال 1820 متولد شد، وی با کارل مارکس در تدوین نخستین مانیفست کمونیسم همکاری نمود، در سال 1848 در تظاهرات انقلابی بادن شرکت کرد و در سال 1850 به انگلستان رفت و تا سال 1869 به عنوان مسئول کارخانه در منچستر کار کرد و بعد از سال 1870 مقیم لندن شد و با تبلیغ مرام سوسیالیستی عملاً با کارل مارکس همکاری نمود و سپس به انتشار کتب مارکس دست زد، او در سال 1895 درگذشت، کتاب معروف انگلس Die Lage der Arbeitenden in England است که در سال 1845 به تحریر درآمده است.
{* فیلسوف یا( خِرَد ورز) به شخصی می گویند که به آموختن و اندیشه در مسائل فلسفی و اندیشه ورزانه می پردازد، واژه فیلسوف که از یونانی آمده به معنی دوستدار خِرد است}
4 ـ طیاره ایرانی هدف گلوله قرار گرفت :ـ به تاریخ 18 نومبر سال 1976 میلادی : اعلام شد که يک طیارهء نظامي ايران در جريان جنگ ظفار در بيست و هفتم نومبر هدف گلوله استقلال طلبان ظفاري از داخل خاک يمن قرار گرفته و سرنگون شده است متعاقب اين رويداد ،دولت يمن جنوبي ايران را متهم به تجاوز به آسمان آن کشور کرد.
روز شمار بیست ونهم ماه نومبر
= = = = = = = = = == = =
1 ـ سه، دستگي و کودتا در سوريه:ـ به تاریخ 29 نومبرسال 1951میلادی: مرد نظامی بنام، شيشکلي shishekly در سوریه کودتا کرد و حکومت را به دست گرفت،سوريه از سال 1949میلادی به مدت دو دهه گرفتار کودتاهاي نظامي بود که نتيجه تشديد اختلافهاي سه گروه( چپ، راست و ناسيوناليست) اين کشور بود، چپها خواهان ايجاد نظام شورايي(Soviet) شبيه شوروي بودند که در آن ابزار توليد در دست دولت باشد تا مردم از رفاه برابر برخوردار باشند و متساويأ از ثروت وطنشان استفاده کننده و در اين راستا روابط بسيار نزديک با شوروي برقرار گرفته بودند، مخصوصا که سران کرملين قول داده بودند که از سوريه حمایت نظامي خواهند کرد، ناسيوناليستها (ملي گرايان) علاقه شديد به تجديد هيات سوريه بزرگ داشتند که شامل اردن، فلسطين، لبنان و قسمتي از ترکيه بود که پس از جنگ جهاني اول (سال 1918) تقسيم شده بود و قسمتهاي جدا شده از جمله خاک اصلي سوريه، مدتها تحت الحمايه فرانسه قرارگرفته بود، فشار همين ملي گرايان بود که سبب شد بعدا سوريه با مصر جمهوري متحد عربي را به وجود آورند تا با صداي رساتر به سوي هدفهاي ملت پيش بتازند و سرانجام، اختلاف نظر اين سه گروه باعث روي کارآمدن حزب سوسياليست بعث در سوريه شد ، سوريه از هزاران سال پيش يک کشور کليدي در مديترانه شرقي بوده است و به دليل اهميت منطقه اي و استراتژيک، عمدتا تحت سلطه و نفوذ يک قدرت بزرگتر قرار داشته از جمله ايران، مقدوني ها، روميها، حکومت مرکزي اسلامي، فرانسه و عثماني به مدت 4 قرن، سوريه در عين حال يکي از گهواره هاي تمدن بشمار مي رود.
2 ـ تجزیه فلسطین به دوبخش :ـ به تاریخ 29 نومبرسال1947ميلادي: مجمع عمومي سازمان ملل متحد تجزيه فلسطين را به دو بخش عرب نشين و يهودي نشين تصويب كرد و شهربيت المقدس را هم به عنوان منطقه بين المللي اعلام نمود، پس ازاين اعلاميه و خروج آخرين سربازان انگليسي مستقردربيت المقدس، شوراي يهود تشكيل جلسه داد و استقلال رژيم قدس را اعلام كرد، گفتني است دولتهاي عرب به وجود اين رژيم اعتراض كردند، اما جنگ آنها هم با مداخله سازمان ملل متحد به متاركه انجاميد، اما مسلمانان فلسطيني ازآن زمان تا كنون به مبارزه عليه رژيم قدس پرداختند.
3 ـ پیروزی يوگسلاوي بر المان :ـ به تاریخ 29 نومبرسال1945ميلادي: شوراي آزاديبخش و ضدفاشيستي يوگسلاوي سابق به رياست تيتو تشكيل شد، دراين روز شوراي آزاديبخش يوگسلاوي سابق نخستين دولت يوگسلاوي را بعد ازپيروزي تيتوبر المان تشكيل داد، با رهبري همين شورا بود كه يوگسلاوي توانست درجنگ جهاني دوم بر المان نازي پيروزشود.
روز شمار سی ام ماه نومبر
= = = = = = = = = ==
1 ـ نظریات " ميل " در باره دمکراسي:ـ به تاریخ 30 نومبر1873میلادی : سالروز انتشار اتوبيوگرافي« جان استيوارت ميل» انديشمند فيلسوف واقتصاددان قرن نوزده است، وی در طول اقامت درکشورهند به عنوان یک مقام ارشد كمپاني هند شرقي انگلستان شاهدعيني شورش سال 1857هند بود، جان استيوارت قبلا روزنامه نگار و بعدا نماينده پارلمان انگلستان بود، « ميل » با اين عقيده اسپينوزا موافق بود كه پيش از هر انتخابات، با وسائل مختلف به راي دهنده تفهيم شود كه مسئول رايي است كه مي دهد و اگر در دادن راي خود دقت لازم را به عمل نياورد و آن را به فردي كه شايستگي كامل ندارد و واجد شرايط لازم براي احراز مقام نيست بدهد به سهم خود مسئول جامعه و زيانهايي است كه منتخب او وارد مي آورد و بايد پاسخگو باشد، مهمترين آثار « ميل » در باره دمكراسي كتاب « ملاحظات در باره دولت انتخابي » و كتاب « تفكراتي در رفرم پارلماني » هستند كه كتاب اخير در 1859 انتشار يافت، « ميل » كه بتاریخ 20 می سال 1806 میلادی در لندن به دنيا آمد مي گويد : جامعه اي كه مردم آن آموزش دمكراسي نديده اند و در فصل راي گيري به آنان توصيه مي شود كه به چه كسي راي بدهند و آنان هم چشم بسته مي پذيرند نياز به پنجاه سال زمان ( تمرين دمكراسي ) دارد تا به صورت يك دمكراسي كامل ( واقعي ) در آيد، به عقيده « ميل » ، هنگامي يك كشور مي تواند ادعا كند دمكراسي کند كه مردمش اهميت راي دادن و مسئوليت خطير خود را در اين زمينه بدانند، موصوف مي گويد در جامعه آلوده به فساد و ضعف هاي اخلاقي رشد دمكراسي بسيار كند است و در جوامع فقر زده هم مردم به تنها چيزي كه اهميت نمي دهند « راي دادن » است، « ميل » در سال 1861 ناگهان به برابري ارزش آراء ترديد كرد و گفت: چگونه مي توان راي يك تبعه بي اعتنا و بي تفاوت را كه دادن و يا ندادن راي برايش فرق نمي كند با راي يك انديشمند ، فرد موثر و تبعه مصمم برابر دانست؟. او بعدا نسبت به اكثريت عددي در پارلمان هم شك و ترديد كرد و گفت چگونه مي توان در تصميمگيري ها ، ميان يك نماينده دانا ، آگاه و دلسوز با يك نماينده فاقد اين صفات فرق نگذارد، براي رفع اين نقص، وي سپس پيشنهاد كرد كه شرايط انتخاب شونده وسيعا اصلاح گردد و به انتخاب كننده آموزش لازم داده شود تا مسئوليت خود را بداند، او پارلمان مركب از افراد غير واجد شرايط را « دمكراسي ظاهري » خواندو اضافه كرده که با نوعي انتخابات دو مرحله اي است که مي توان هدف ميل را تامين کرد؛ به اين ترتيب که مردم در دسته هاي کوچک نمايندگان خود را انتخاب کنند و اين نمايندگان که آگاهي بيشتري دارند مقامات انتخابي را از ميان نامزدهاي واجد شرايط برگزينند. « ميل » در زمينه انتخاب رئيس دولت نظري مشابه فارابي را بيان مي دارد كه همانا يافتن بهترين فرد جامعه و انتخاب او به مديريت( اداره ) آن است، وي با دوران تقنينيه بيش از دو سال موافق نبود و با حرفه اي شدن وكالت مردم مخالفت كرد و به همين دليل هم نسبت به دمكراسي امريكا ترديد داشت،او در اين زمينه نوشته است: وكيل حرفه اي ( پي در پي انتخاب شدن ) در هرجامعه هواي طبقات متوسط و بالا را خواهد داشت كه خود از آنها سود مي برد، « ميل » همچنين گفته است كه اگر اكثريت يك پارلمان از افراد كم معلومات ، ضعيف و با تفكري ناقص تشكيل شود بايد در قانون ترتيبي داده شده باشد که بتوان بدون معطلی انتخابات را تجديد کرد زيرا كه منطقا نبايد اداره امور در دست چنين پارلماني باقي بماند .
2 ـ خلع سلاح قومندانان محلی اندخوی :ـ به تاریخ 30 نومبر 2002 میلادی : جنرال دوستم طی سفربه منطقه اندخوی در ولایت فاریاب ، تمام قوماندانان این منطقه را خلع سلاح کرد، وی روز پنجشنبه در راس یک هیئات متشکل از نمایندگان تمام گروه ها و جناح های شمال ، سازمان ملل وکشورهای کمک دهنده ، برای جلب همکاری و خلع سلاح قوماندانان محلی عازم اندخوی شد و روز جمعه به خلع سلاح این منطقه پایان داد.
3 ـ قوای نظامی امریکا در افغانستان :ـ به تاریخ 9 قوس 1381 خورشیدی( 30 نومبر 2002 میلادی) جنرال تامی فرانکس قوماندان عمومی قوای امریکا در شرقمیانه ، آسیای مرکزی و افغانستان روز جمعه به میدان هوائی بگرام ، مرکز قوماندانی قوای امریکا در افغانستان مواصلت کرد و به خبر نگاران گفت : جنگ امریکا بر ضد ترور در افغانستان به پایان رسیده است و قوای امریکایی عملیات باز سازی را درین کشورآغاز میکنند" کابل ، ای پی "./
ختم رویداد های مهم جهان
در ماه نومبر سالهای مختلف