آینهء جهان نما



 

سراج الدین ادیب

جهان در آیینهء رویداد های تاریخ

(ازاول تا 30 ، ماه جون )

 

روز شمار، اول  جون

= = = = = = = ==

1 ـ  بازگشت انگليسي ها به بغداد  بتاریخ اول جون سال 1941 ميلادي : نيروهاي استعماري انگلستان براي سركوب قيام رشيد عالي گيلاني وارد شهر بغداد شدند، پايان گرفتن جنگ جهاني اول ( 1918ـ 1914میلادی) انگليس ها  درزمان سلطان سليمان قانوني که عثماني ها در منطقه بين النهرين حكمفرمايي مي كردند را بيرون رانده و اين منطقه را به مستعمرات خود منضم كردند، نيروهاي انگليسي در 11 مارچ سال 1917میلادی با دشواري زيادي بغداد را فتح كردند و بتاریخ  25 ، اپریل 1920میلادی پس از فروپاشي امپراتوري عثماني ، جامعه ملل (سلف سازمان ملل متحد) با صدور قطعنامه اي قيمومت منطقه بين النهرين را به انگلستان واگذار كرد و انگلستان با ايجاد كشورعراق ، امير فيصل بن حسين را به پادشاهي عراق منصوب كرد، اين شاهزاده هاشمي كه قبلا خاندانش حكومت مكه و حجاز را در دست داشتند ، در حقیقت چندان علاقه به اين كشور كه تصادفا تاسيس شده بود ، نداشت و مردم عراق را يك جمع متفرق از اقوام گوناگون مي دانست كه به اجبار در عراق در كنار يكديگر مجبور به همزيستي شده اند، عراق داراي ذخاير غني نفتي بود، ذخاير نفتي اين كشور توسط شركت« عراق پتروليوم» استخراج مي شد و سهمي نيز به پادشاه عراق از اين درآمد مي رسيد، پس از دادن تضمين هاي كافي به انگلستان ، عراق توانست در سال 1932 ميلادي استقلال يابد، پس از مرگ فيصل اول در سال 1933 ، غازي بن فيصل پسرش جانشين او شد كه وي نيز به نوبه خود در سال 1939 درگذشت و پسر 3 ساله اش فيصل دوم به تخت سلطنت نشست، با آغاز جنگ جهاني دوم ، انگلستان درگير جنگ با المان نازي شد، در اين ميان رشيد عالي گيلاني در سوم اپریل سال 1941میلادی قيام كرد و نايب السلطنه عراق عبدالله را بركنار نمود، چرچيل نخست وزير وقت انگلستان كه از اين اقدام به خشم آمده بود جنرال" ويول" را مامور سركوب قيام رشيد عالي گيلاني كرد، وي نيز با نيروهاي خود از فلسطين به سوي عراق به سرعت حركت كرد، يك قشون ديگر از نيروهاي انگليسي نيز همزمان از بصره حمله خود به سوي بغداد را آغاز كردند، رشيد عالي گيلاني كه قواي كافي در اختيار نداشت ، نتوانست در مقابل حمله" گاز انبري" انگليسي ها مقاومت كند و به ايران پناهنده شد، به اين ترتيب در روز اول جون سال 1941 ميلادي ، انگليسي ها دوباره به بغداد بازگشتند.

روز شمار، دوم  جون

= = = = = === =

1 ـ رژيم سلطنتي ايتاليا منحل شد : ـ بتاریخ  2 جون سال 1946 ميلادي مردم ايتاليا با شركت در يك همه پرسي براي انتخاب حكومت خود ميان رژيم سلطنتي و رژيم جمهوري به رژيم جمهوري راي دادند و به اين ترتيب حكومت سلطنتي در ايتاليا برچيده شد، براساس قانون اساسي جديد ، رئيس جمهور به عنوان رئيس كشور با راي گيري در مجلس سنا ، مجلس نمايندگان و شوراي نمايندگان منطقه اي براي مدت هفت سال انتخاب مي شد، براساس قانون اساسي سال 1948میلادی ، دو مجلس سنا با 315 كرسي و مجلس نمايندگان با 630 كرسي قوه مقننه كشور ايتاليا محسوب شدند، نمايندگان اين دو مجلس در انتخابات عمومي براي يك دوره 5 ساله انتخاب مي گرديدند، پس از انحلال حكومت سلطنتي ايتاليا مجلس موسسان " انريكو دونيكولا" را به عنوان رئيس جمهورموقت انتخاب كرد تا پس از تدوين قانون اساسي، انتخابات عمومي برگزار شود و نمايندگان مجلسين سنا و نمايندگان و شوراي نمايندگان منطقه اي رئيس جمهور كشور را انتخاب كنندهمچنين سرود ملي ايتاليا تغيير كرد و سرود ملي جديد با الهام از ريسورجيمنتو (دوره ء در قرن نوزدهم كه وحدت ايتاليا تحقق يافت) انتخاب گرديد، در همه پرسي عمومي براي انتخابات ميان حكومت سلطنتي يا جمهوري ، 7/12 ميليون نفر به رژيم جمهوري و 7/10 ميليون نفر به ابقاي رژيم سلطنتي راي دادند، به اين ترتيب در روز 2 جون سال 1946 ميلادي رژيم سلطنتي ايتاليا منحل شد" اومبرتو"  آخرين پادشاه ايتاليا كشور پرتگال را به عنوان تبعيدگاه خود انتخاب كرد.

روز شمار، سوم  جون

= = = = = = = = =

1 ـ اولین بار تزریق خون در جراحی :ـ بتاریخ 3 جون سال 1667 ميلادي : براي نخستين بار در تاريخ طب و جراحي تزريق خون انجام شد، اين عمل را يك دکتور فرانسوي به نام" ژان دنيس" انجام داد، تزريق خون به بيماران تحولي عظيم در مجامع طب به وجود آورد زيرا تا اين هنگام بسياري از بيماران به دليل كمبود خون و براثر خونريزي از طريق جراحتها و زخمهايشان جان خود را از دست مي دادند، گفتني است ژان دنيس در نخستين آزمايش خود از خون يك برّه براي تزريق به بدن يك انسان استفاده كرد .

2- قتل عام در مَدرَس هند :ـ بتاریخ 3 جون سال 1502 ميلادي : قتل عام فجيع كالي كوت توسط" واسكودوگاما" دريانورد پرتگالی رخ داد، كالي كوت بندري است در مَدرَس هندوستان كه امروزه " كوزيكود" خوانده مي شود، اين اولين بندري است كه واسكودوگاما در سال 1498 ميلادي به آنجا رسيد، او نيز مانند هراستعمارگردیگر خود را صاحب اصلي هندوستان مي دانست و هنگامي كه هشتصد تن دريانورد عرب به قصد تجارت برنج وارد بندر كالي كوت شدند، دستور داد ابتدا دستها، گوشها و بيني دريانوردان را بريدند و پس از آتش زدن كشتي هاي آنها همه را قتل عام كردند .

روز شمار، چهارم  جون

= = = = = = = = ==

1ـ  کشف نخستین اسکلیت :ـ بتاریخ 4 جون سال 1893 ميلادي : نخستين اسكلیت كامل يك دانياسور كشف گرديد و اطلاعات بدست آمده از مطالعه بر روي این اسكلیت مي توان نتيجه گرفت كه حيوانات عظيم الجثه در دوران " مزوزوئيك " مي زيسته اند بعضي از انواع اين حيوان، گياهخوار و برخي ديگر گوشتخوار بوده اند، بنا بر تحقيقات به عمل آمده، دانياسورها حيواناتي تخم گذار بودند و هم اكنون هزاران سال است كه نسل اين حيوانات منقرض گرديده است .

روز شمار، پنجم  جون

= = = = = = = = =

1 ـ نخستین کنفرانی بین المللی محیط زیست :ـ بتاریخ 5  جون سال 1972ميلادي : نمايندگان 113 كشور جهان نخستين كنفرانس بين المللي محيط زيست را دراستكهلم سویدن برگزار كردند، از اهداف اصلي اين كنفرانس برنامه ريزي به منظور احداث مراكز مسكوني با توجه به حفظ كيفيت محيط زيست، تعيين تشخيص وكنترل مواد آلوده كننده محيط زندگي، و حفاظت از محيط زيست براي نسلهاي آينده بود حاصل اين كنفرانس تأسيس يك سازمان نوين بين المللي براي حفظ محيط زيست بود .

روز شمار، ششم  جون

= = = = = = = = =

1 ـ پياده شدن نيروهاي متفقين در ساحل نرماندي بتاریخ  6 جون سال 1944 ميلادي ، هنگام صبحدم ، 4000 كشتي های که  پرسونل را حمل میکرد توسط 700 فروند کشتی جنگي محافظت مي شدند، آنان به سواحل ايالت " نرماندي " فرانسه كه در اشغال سربازان المان نازي بود ، نزديك شدند، اين كشتي ها كه حامل 130000 سرباز نيروهاي متفقين از مليت هاي مختلف بودند ، در جبهه اي به طول 35 كيلومتر حمله به استحكامات الماني را آغاز كردند، در شب قبل از حمله هزاران فراشوتیست نيروهاي متفقين در پشت مواضع الماني ها فرود آمده بودند، حدود 10000 ، بال طیاره نيروهاي متفقين استحكامات قوای المان در ساحل اقيانوس اطلس كه به ديوار آتلانتيك معروف بود را بمباران كردند، نيروهاي الماني كه از ديوار آتلانتيك دفاع مي كردند شامل 250 هزار سرباز بودند كه تحت فرماندهي " فيلد مارشال رومل" قرار داشتند، گشودن يك جبهه دوم غربي از حدود يك سال پيش برنامه ريزي شده بود، در جبهه شرقي" استالين" براي دست زدن به يك ضد حمله عليه نيروهاي نظامي المان نياز داشت كه بخشي از قوای نظامی المان درگير جنگ در يك جبهه دوم شود، فرماندهي نيروهاي متفقين به ساحل نرماندي به عهده جنرال امريكايي" دوايت آيزنهاور" بود، در نخستين روز حمله به سواحل نرماندي ، ده ها لشكر از نيروهاي متفقين در زير آتش تفنگ ها و توپخانه قوای نظامی المان به كمك کشتی هاي سريع پرسونل در ساحل پياده شدند كه هزاران نفر از آنها بر اثر آتش سنگين الماني ها جان خود را از دست دادند ، اما شجاعت سربازان كانادايي كه به عنوان خط شكن عمل مي كردند ، باعث شد تا نيروهاي متفقين بتوانند سر پل هايي را در ساحل نرماندي ايجاد كنند، المانها در برخي از نقاط استحكامات آتلانتيك از جمله در اطراف شهر" كائن" فرانسه حدود يك ماه مقاومت كردند ، اما تا ماه جولای دستكم 5/1 ميليون نفر از سربازان متفقين در خاك فرانسه پياده شده بودند، به اين ترتيب ، پياده شدن سربازان متفقين در روز 6  جون سال 1944 ميلادي نقطه عطفي براي سقوط رژيم المان نازي در 11 ماه بعد از اين تاريخ بود.

2 ـ تولد توماس مان نویسنده المانی :ـ  بتاریخ 6 جون سال 1875 ميلادي :" توماس مان" نويسنده عاليقدر الماني دربندر" لوبك " بدنيا آمد،  او از اوايل جواني در كنار تحصيل به كار پرداخت و ازهمان زمان هم به نويسندگي مشغول شد، نخستين اثر او" فريدمن كوچك" نام دارد كه در حقيقت زندگي خودش را در اين كتاب به رشته تحرير درآورده است، " توماس مان" در سال 1929 ميلادي جايزه نوبل ادبي را دريافت داشت  و در سال 1955 ميلادي پس از هشتاد سال زندگي بدرود حيات گفت، گفتني است برجسته ترين اثر او" تونيو كروگر" نام دارد .

روز شمار، هفتم  جون

= = = = = = = = =

1ـ تقسیم دنیا بین هسپانیا و پرتگال :ـ  بتاریخ 7 جون سال 1494 ميلادي نمايندگان پادشاهان پرتگال وهسپانیا در شهر" توردسيياس" واقع در ايالت" والادوليد" هسپانیا ، پيماني به نام پيمان توردسيياس را امضاء كردند كه براساس آن به استثناء قاره اروپا ، اين دو قدرت دريايي آن زمان ، دنيا را بين خود تقسيم كردند، پرتگال كشور كوچك ساحلي اروپا كه از يك نيرو دريايي قدرتمند برخوردار بود ، جهانگشايي خود را از سال 1415 ميلادي با اشغال بخشي از ساحل مراكش آغاز كرد، دريانوردان پرتگالی در اوايل قرن پانزدهم جزاير" آزور" واقع در اقيانوس اطلس را كشف كردند،اين دريانوردان سواحل غربي افريقا را مورد اكتشاف قرار مي دادند تا بلكه با دور زدن اين قاره راهي به سوي هندوستان بيابند، آنها براي اين كه به مالكيت خود بر مناطق كشف شده مشروعيت ببخشند ، در سال 1481 امتيازي را از" پاپ" وقت دريافت كردند كه چون قصد مسيحي كردن ساكنان اين نواحي را دارند ، مالكيت مناطق كشف شده متعلق به پرتگال است، در اين ميان " كريستف كلمب" كه تحت فرمان سلطنت هسپانیا بود ، اقيانوس اطلس را پيمود و قاره امريكا را كشف كرد، در روم ، پاپ" الكساندر ششم بورجيا" در 4 می سال 1493 ميلادي دو هفته پس از بازگشت كريستف كلمب ، قانون سال 1481 را لغو كرد و براي جلوگيري از جنگ و خونريزي ميان دو كشور مسيحي هسپانیا و پرتگال تصویب کرد که سرزمين هاي تازه ء كه در غرب مجمع الجزاير" آزور" واقع شده اند متعلق به هسپانیا و سرزمين هاي واقع در شرق اين مجمع الجزاير متعلق به پرتگال هستند، اما پرتگالی ها به اين تصميم اعتراض كردند زيرا سهم آنها به باريكه اي از ساحل افريقا محدود مي شد، سرانجام دو كشور براي اجتناب از جنگ مذاكراتي را آغاز كردند كه منجر به امضاي پيمان" توردسيياس" در 7 جون سال 1494 ميلادي شد، براساس اين پيمان مرز قلمرو دو قدرت دريايي به 370 مايلي جزاير" دماغه سبز" منتقل شد و تمام سرزمين هايي كه در غرب اين مرز بود به مالكيت هسپانیا و سرزمين هايي كه در شرق آن واقع شده بود به تملك پرتگال درآمد،" پاپ الكساندر ششم" به نوبه خود اين پيمان را تصويب كرد، به اين ترتيب پرتگال و هسپانیا جهان آن روزگار را بين خود تقسيم كردند.

2 ـ تحول فرهنگی و اجتماعی روسیه :ـ بتاریخ 7 جون سال 1796 ميلادي : به دستور" پل اول تزار روسيه"  تحول فرهنگي ـ اجتماعي اين سرزمين پهناور آغاز شد، اين امر به تقليد از" رنسانس" و تحول فرهنگي اروپائيان درروسيه صورت گرفت، اما درنهايت منجر به برخي تغييرات ظاهري گرديد و هيچ گونه تحول عميق فرهنگي را دربرنداشت.

روز شمار، هشتم جون

= = = = = = = = =

1 ـ درگذشت لويي هفدهم در زندان تامپل بتاریخ 8 جون سال 1795 ميلادي: لويي هفدهم پادشاه ناكام فرانسه در سن ده سالگي  در زندان " تامپل"  در تنهايي و گمنامي درگذشت، " لويي شارل"  پسر كوچكتر لويي شانزدهم پادشاه فرانسه در روز 27 مارچ 1785 ميلادي متولد شد، وي پس از درگذشت برادر بزرگترش در 4 جون سال 1789 وليعهد فرانسه گرديد، در 13اگست سال 1792 ميلادي پس از سرنگوني سلطنت فرانسه ، لويي شارل به همراه پدر و مادرش ، لويي شانزدهم و ملكه" ماري آنتوانت" ، عمه اش اليزابت و خواهر بزرگترش در زندان قلعه تامپل پاريس زنداني شد، وي پس از اعدام پدرش لويي شانزدهم توسط " گيوتين" در 21 جنوری سال 1793 ميلادي، لويي هفدهم لقب پادشاهی بخود گرفت و كشورهاي اروپايي و فرانسويان تبعيدي عنوان پادشاهي وي را به رسميت شناختند، اما كودك زندان" تامپل" هرگز نتوانست از مزاياي عنوان خود استفاده كند، كودك خردسال را چند ماه بعد از مادرش " ماري آنتوانت" جدا كرده و او را به دست زندانبان بيرحمي به نام سيمون سپردند،اين مرد سنگدل هر روز كودك بيگناه را « سیلی » مي زد و به كارهاي شاقه وادار مي كرد، پس از سقوط" روبسپير" و پايان گرفتن دوره ترور انقلاب فرانسه ، ميانه روهاي مجلس كنوانسيون تصميم گرفتند لويي هفدهم را با اسراي فرانسوي كه در اختيار امپراطوري اطريش بودند معاوضه كنند، اما اين كودك در اثر سالها رنج و مرارت به شدت بيمار بود و قبل از اجراي اين مبادله بر اثر بيماري " سل" در روز 8 جون سال 1795 در زندان" تامپل" درگذشت، " ماري ترز شارلوت " خواهر بزرگتر وي خوش اقبال تر بود، وي در روز 19 دسامبر 1795 با زندانيان فرانسوي مبادله شد و به امپراطوری اطریش تحويل داده شد، به اين ترتيب لويي هفدهم پادشاه خردسال فرانسه بي آن كه رنگ سلطنت را ببيند ، در تنهايي و گمنامي در زندان مخوف قلعه" تامپل" پاريس درگذشت.

2 ـ اختراع گوگرد :ـ بتاریخ 8 جون سال 1830 ميلادي : گوگرد( کبرت ) توسط " كامبرز" مخترع الماني ساخته شد، مهمترين تفاوت گوگرد اوليه با گوگرد هاي موجود در سرعت احتراق آن بود، بعد از كامبرز چندين محقق ديگر بر روي گوگردساخت او، آزمايش كردند تا اينكه سرانجام فيليپين امريكايي موفق شد گوگردی ازنوعگوگرد هاي امروزي بسازد.

روز شمار، نهم جون

= = = = = = = =

 1ـ افتتاح نخستین انستیتوت اسلامی در مسکو:ـ بتاریخ 9 جون سال 1991 ميلادي : نخستين مركز اسلامي و انستيتوت فرهنگي ـ اسلامي مسكو با حضور جمعي از سفرا و نمايندگان كشورهاي اسلامي در مسكو افتتاح شد،  دراين گردهمايي رئيس شوراي مليت هاي پارلمان شوروي سابق نيز حضور داشت، هدف ازتشكيل اين انستيتوت اشاعه وگسترش ارزشهاي فرهنگي و معنوي اسلام دربلوك شرق به ويژه شرق مسكو بود،" راويل غني الدين " امام جماعت مسجد مسكو درمراسم افتتاحيه اين مركزضمن سخناني اظهار داشت : توسعه و تبليغ ارزشهاي اسلامي به ويژه درميان هشتصد هزار مسلمان ساكن شهر مسكو و اطراف آن يكي ازمهمترين اهداف تشكيل اين مركز فرهنگي به شمار مي رود .

2ـ کشورویتنام در قیمومیت فرانسه قرار گرفت :ـ  بتاریخ 9 جون سال 1885 ميلادي براساس پيمان تين تسين كشور چين از حقوق خود در مورد پادشاهي آنام (ويتنام) صرف نظر كرد و اين پادشاهي تحت قيموميت فرانسه درآمد، جمهوري فرانسه براساس اين پيمان بر سه ايالت چين {( تونكن در شمال) ، ( آنام در مركز) و (كوشين شين در جنوب)} تسلط يافت دو سال بعد، در سال 1887 ، فرانسه متصرفات خود در جنوب شرقي آسيا را در يك اتحاد هندوچين يكپارچه كرد، در سال 1893میلادی " لائوس" نيز به( كوشين شين ، آنام ، تونكن و كامبوج) پيوست، براي " ويتنامي ها" اين آغاز يك دوره پرآشوب طولاني در تاريخ دو هزار ساله آنها به شمار مي آيد، نخستين سلسله پادشاهي کشور" ويتنام " شامل 18 پادشاه هانگ از257 تا 700 قبل از ميلاد با پادشاهي" وان لانگ" در شمال ويتنام كنوني متحد شد، در اين دوران تمدن شكوفاي" دونگ سان"  يك عصر برنز پررونق شكل گرفت، در سال 111 قبل از ميلاد امپراطوري مركزي چين ناحيه" تونكن" را فتح كردند و آن را مدت 1000 سال در تصرف داشتند، چين در سال 679 ميلادي كشور" آنام " را تاسيس كرد و پس از فتح" كوشين شين" اين دو منطقه را ادغام نمود، در سال 938 ميلادي ،" نگوكوين" پادشاه " آنام" بر قوای نظامی امپراطوري چين پيروز شد و چين استقلال اين كشور را تحت نام " داي ويت" پذيرفت.

    در سال 1413 ميلادي چيني ها دوباره بازگشتند، اما جنبش مقاومت به رهبري" له لوا" دلتاي رودخانه سرخ را در سال 1426 ميلادي آزاد كرد و فاتح در سال 1428 سلسله"  له " را تاسيس كرد كه تا سال 1788 سلطنت اين سلسله ادامه داشت، اما قدرت واقعي اين سلسله از سال 1524 ميلادي عملا از بين رفت و قلمرو آنها ميان جنگ سالاران تقسيم شد، با ورود كشيش هاي " ژزويت " به آسياي جنوب شرقي ، نفوذ فرانسه در اين منطقه رو به افزايش نهاد، براساس پيمان" سايگون" در 5 جون سال 1842 ، امپراطور« تودوك » منطقه" كوشين شين شرقي" را به فرانسه داد، فرانسه سپس" آنام و تونكن" را به تصرف خود درآورد ، اما با مخالفت امپراطوري چين مواجه شد، با اين حال ، به دليل ضعف و فتور امپراطوري چين كه از هر سو از طرف قدرت هاي غربي كه امتيازاتي را در اين كشور مي طلبيدند ، تحت فشار قرار داشت ، سرانجام در روز 9 جون سال 1885 با امضاي پيمان " تين تسين" قيموميت فرانسه را بر مناطق( تونكن ، آنام و كوشين شين) به رسميت شناخت، اين سرآغاز دوره اي پرآشوب استعماري براي مردم ويتنام بود كه كشور آنها چندين بار درگير جنگ هاي خونين با فرانسه ، سپس جاپان ، بار ديگر فرانسه شد.

    با شكست فرانسه در" دين بين فو" به 7 می سال 1954 ميلادي ويتنام به دو كشور{ ( ويتنام شمالي) و ( ویتنام جنوبي) } تقسيم گرديد، با خروج فرانسوي ها از ويتنام ، امريكايي ها جاي آنها را گرفتند كه منجر به جنگ خونين ويتنام شد، " لائوس و كامبوج" نيز در اين جنگ گرفتار شدند، در سال 1973 براساس توافقات پاريس ، " ريچارد نيكسون"  رئيس جمهور امريكا پيمان صلحي را امضا كرد كه نخستين شكست نظامي امريكا در تاريخ اين كشور محسوب مي شد، با خروج نيروهاي امريكايي از ويتنام جنوبي ، حكومت" سايگون " در 30 اپریل سال 1975 ميلادي سرنگون شد، به اين ترتيب ويتنام بار ديگر وحدت و استقلال كامل خود را بازيافت.

 

روز شمار، دهم جون

= = = = = = = =

1 ـ قانون اساسي كانادا امضا شد بتاریخ 10 جون سال 1791 ميلادي ، جورج سوم پادشاه انگلستان نخستين قانون اساسي كانادا را امضا كرد،
وي اين مستعمره را به 2 ايالت تقسيم نمود
، درغرب رودخانه { اوتاتوئه (اوتاوا به انگليسي) ايالت كانادا عليا با اكثريت انگليسي زبان تاسيس شد،} در شرق اين رودخانه{ ايالت كانادا سفلي با اكثريت فرانسه زبان} به وجود آمد، اين ايالت داراي 160000 جمعيت بود و شهر" كبك" به عنوان مركز آن انتخاب شد، كانادا سفلي كه قبل از اين فرانسه جديد ناميده مي شد در 10 فبروری سال 1763 پس از شكست " مون كالم"  سردار فرانسوي در دفاع از" كبك" و مرگ وي بر اساس پيمان پاريس از تملك فرانسه خارج شد و به مالكيت انگلستان درآمد، مالكان جديد ابتدا سختگيري زيادي را نسبت به مهاجران فرانسوي نشان دادند،انگليسي هاي پروتستان مذهب مهاجران فرانسوي كاتوليك مذهب را تحت فشار قرار داده و مانع آزادي مراسم مذهبي آنها مي شدند و حتي استفاده از زبان فرانسه را ممنوع كرده بودند، اما پس از شورش سيزده ايالت مهاجرنشين امريكا عليه نيروهاي انگليسي ، آنها سختگيري نسبت به مهاجران فرانسوي را كاهش دادند، در 22 جون سال 1774 ميلادي ساكتان ايالت فرانسه جديد با تصويب قانون " كبك " بار ديگر تمام حقوق خود را به دست آوردند، آنها آزادي مذهب، آزادي سخن گفتن به زبان فرانسه و حقوق مدني خود را باز يافته و در مجمع كانادا صاحب كرسي نمايندگي شدند حتي قلمروي آنها گسترش يافت، مهاجران فرانسوي كه انتظار هيچ كمكي از جانب فرانسه را نداشتند، تصميم گرفتند به تاج و تخت انگلستان وفادارباشند، اما پس از استقلال امريكا ، 40000 نفر از طرفداران سلطنت انگلستان به كانادا گريختند و 8000 نفر از آنها به ايالت " كبك " وارد شدند، اما آنها با قوانين فرانسوي مخالف بودند، با امضاي نخستين قانون اساسي كانادا در روز 10 جون سال 1791 ميلادي توسط " جرج سوم"  پادشاه انگلستان رضايت هر دو جامعه كسب شد، با ايجاد دو ايالت( كانادا عليا و كانادا سفلي) و ايجاد سيستم پارلماني ، مجلس از نمايندگان منتخب تشكيل شد اما فرمانداران اين دو ايالت را پادشاه انگلستان انتخاب مي كرد، در 23 جولای سال 1840 ميلادي با تصويب پيمان اتحاد ، دو ايالت كانادا عليا و كانادا سفلي متحد شده و كانادا متحد را تشكيل دادند.

   در روز اول جولای سال 1867 ، ملكه" ويكتوريا" پيمان امريكاي شمالي انگليسي را امضا كرد كه براساس آن كنفدراسيون كانادا به شكل امروزي آن ايجاد شد، براساس اين پيمان دو مهاجرنشين( نيوبرانشويگ و نيواسكاتلند) نيز به كنفدراسيون كانادا منضم شدند، روز اول جولای سال 1867 به روز جشن ملي كانادا تبديل شد،ايالات قديمي كانادا عليا و سفلي به ترتيب" اونتارپو" و" كبك" نام گرفتند، به اين ترتيب امضاي قانون اساسي اوليه كانادا در روز 10 جون سال 1791 ميلادي نخستين گام براي ايجاد كشور متحد كانادا بود.

2 ـ گالیه حلقه دوم سیاره بنام زحل را کشف کرد :ـ  بتاریخ 10 جون سال 1610ميلادي : گاليلئو گاليله ئي منجّم و رياضيدان معروف ايتاليايي موفق به كشف حلقه دوم سياره زحل گرديد، گاليله به هنگام كار و تحقيق به سبب استفاده از تلسكوپي ابتدايي و ضعيف موفق به تعيين ماهيت دقيق اين حلقه نشد،از اين رو آن را زائده اي دانست كه همراه زحل دريك مدار مشترك گردش مي كنداما همين حلقه بعد ها توسط منجمين و دانشمندان مورد مطالعه قرارگرفت و به نام حلقه دوم سياره زحل ثبت گرديد .

3 ـ ترور در فرانسه آغاز شد :ـ  بتاریخ 10 جون سال 1794 ميلادي : دوره ترور يا وحشت در فرانسه آغاز شد، پس از انقلاب فرانسه به دستور روبسپير اين دوره با ترور شخصيت هاي معروف انقلاب شروع گرديد، روبسپير از رهبران انقلاب فرانسه قصد داشت كليه مخالفان خود را از ميان برداشته، قدرت را درفرانسه بدست گيرد، به همين انگيزه عده زيادي از وكلاء ، وزراء ، افسران ، قضات و سياستمداران كشور را به زير تيغ" گيوتين" برد، از جمله كساني كه در اين دوره كشته شدند" لاووازيه" شيميدان معروف و " آندره شينيه"  شاعر فرانسوي بودند، گفتني است دوره ترور كه در تاريخ فرانسه از آن تحت عنوان دوره وحشت ياد مي شود تا روز 27 جولای 1794 ميلادي به طول انجاميد .

4 ـ تأسیس شورای جهانی صنایع دستی:- بتاریخ  10 جون  سال 1964 ميلادي : شوراي جهاني صنايع دستي تأسيس گرديد و در اين روز به عنوان روز جهاني صنايع دستي اعلام شد، در مجمع آسيايي اين كشور نزديك به 20 كشور آسيا واقيانوسيه عضويت دارند و همه ساله اجلاس آسيايي شوراي جهاني صنايع دستي در نقاط مختلف اين بخش از كره زمين برگزارمي شود .

 

روز شمار، یازدهم جون

= = = = = = = = =

1 ـ خودسوزي راهب بودايي علیه دولت :ـ  بتاریخ  11 جون سال 1963 ميلادي : نخستين راهب بودايي  در اعتراض به سياست هاي حكومت امريكايي« نگودين ديم» رييس جمهور ويتنام جنوبي در شهر سايگون و در ملاعام دست به خودسوزي زد، در پايان جنگ فرانسه در هند و چين پيمان صلح ژنو امضا شد، براساس اين پيمان ، استقلال لائوس ، كامبوج و ويتنام كه به 2 بخش شمالي و جنوبي در مدار 17 درجه تقسيم شده بود ، به رسميت شناخته شد، در شمال مدار 17 درجه جمهوري دموكراتيك ويتنام شمالي كه متحد چين و شوروي بود ، تاسيس شد، در جنوب ويتنام جنوبي حكومت سلطنتي بائوداي را حفظ كردبائوداي » امپراطور ويتنام جنوبي نگودين ديم را  بحیث صدراعظم انتخاب كرد، نگودين ديم با حمايت امريكا كه پيمان ژنو را امضاء نكرده و آن را به رسميت نمي شناخت در سال 1955 حكومت سلطنتي بائوداي را سرنگون كرد و اعلام جمهوري نمود، نگودين ديم در يك انتخابات فرمايشي رئیس جمهور ويتنام جنوبي شد و با امريكا در جنگ عليه ويتنام شمالي متحد شد، نگودين ديم يك كاتوليك بود و تمام اعضاي دولت خود را از ميان افراد فاميل و ديگر كاتوليك ها انتخاب كرد، به طوري كه تمام ابزار قدرت در ويتنام جنوبي بودايي مذهب در اختيار كاتوليك ها بود، وي يك حكومت ديكتاتوري ايجاد كرد و بيش از پيش مردم و به ويژه راهبان بودايي را تحت فشار قرار داد، در سال 1963 ميلادي راهبان بودايي به تنگ آمده و مبارزه با نگودين ديم را آغاز كردند، در 8 می سال 1963 ، راهبان بودايي تظاهراتي را عليه نگودين ديم در سايگون برپا كردند كه نيروهاي دولتي 8 راهب را در جريان اين تظاهرات به قتل رساندند و در پي آن سركوب همه مخالفان دولت « ديم» شدت يافت، در روز 11 جون سال 1963 ميلادي ، يك راهب 66 ساله بودايي به نام تيش كوانگ دوك در اعتراض به ديكتاتوري ، فساد مالي ، بي عدالتي حكومت نگودين ديم در مقابل ديدگان هزاران نفر در شهر سايگون دست به خودسوزي زد، وي در حالي كه در آتش مي سوخت ، بي حركت بر زمين نشسته بود و حتي ناله نمي كرد، در پي خودسوزي كوانگ دوك ، راهبان ديگري نيز در ملاعام در اعتراض به حكومت ديم دست به خودسوزي زدند، امريكا كه متوجه شده بود ادامه حكومت نگودين ديم ديگر به صلاح منافع امريكا نيست ، از حمايت وي دست برداشت، در نوامبر سال 1963 نظاميان عليه حكومت ديم دست به كودتا زدند و حكومت وي را ساقط كردند، نگودين ديم توسط حكومت جديد تيرباران شد، به اين ترتيب خودسوزي كوانگ دوك در 11 جون سال 1963 ميلادي سرآغاز سرنگوني حكومت فاسد نگودين ديم در 5 ماه بعد از اين واقعه شد.

2 ـ تجزیه نور خورشید :ـ  بتاریخ 11 جون سال 1855 ميلادي : نورخورشيد با بكارگيري روشهاي علمي تجزيه شد و چگونگي رنگهاي قوس قزح مشخص گرديد، اين عمل براي نخستين باردر تاريخ تحقيقات نوين فيزيكي انجام شد، تشكيل قوس قزح و ترتيب رنگهاي آن به علت تفرق نورخورشيد است كه توسط قطرات آب موجود در ابرها ايجاد مي شود نظريه ارسطو درباره اين پديده طبيعي كهن ترين نظريه است كه بعدها مسلمانان نيز با آن آشنايي يافتند، ابوعلي سينا بلخی؛ ابن هيثم؛ و قطب الدين شيرازي با افزودن مطالبي بر نظريه ارسطو آن را به نحو قابل قبولي توجيه كرده اند و به عبارتي نظريه مزبور را تكميل نمودند.

3 ـ استقلال خواهی مردم  مصر:- بتاریخ 11 جون  سال 1882 ميلادي : به دنبال حركت مردم استقلال طلب مصر، جمع كثيري از اروپائيان از بندر اسكندريه اخراج شدند، حركت مردم مصر، از هنگامي آغاز گرديد كه توفيق پاشا خديو مصر نظارت مشترك فرانسه و انگليس را بر امور ماليه مصرپذيرفت ، به دنبال آن و به واسطه فشار مردم، دولتي مخالف منافع دول استعمارگر اروپايي در مصر روي كار آمد اما با اعمال نظر دولتهاي فرانسه و انگليس دولت تازه تأسيس گرديد، در سال 1822 ميلادي انگلستان كه از تشديد شورشهاي مردمي مصر منافع خود را در خطر جدي مي ديد، بندر اسكندريه را شديداً بمباران كرد و با پياده كردن قواي نظامي عملاً مصر را تحت اشغال خود درآورد سرانجام چند سال بعد يعني در سال 1922 ميلادي در انگلستان استقلال مصر را به رسميت شناخت .

روز شمار، دواردهم جون

= = = = = = = = = =

1 ـ مجمع الجزايرمالديو، تحت الحمايه انگليس درآمد  بتاریخ 12 جون سال 1887 ميلادي : مجمع الجزايرمالديو به موجب قرارداد منعقده ميان سلطان آن سرزمين و دولت انگلستان به صورت سرزمين تحت الحمايه انگليس درآمد، دراين كشور كه ابتدا تحت سلطه پرتگالی ها و ها لندی ها بود، سرانجام در سال 1965 ميلادي مستقل و به عضويت سازمان ملل متحد پذيرفته شد، مالديو با 298 هزار كيلومترمربع مساحت در جنوب سواحل هند واقع است واز بيست هزار جزيره مرجاني تشكيل شده كه تنها 215 جزيره آن مسكوني هستند .

2 ـ شکست کشتی دریایی هسپانیا از امریکا :ـ بتاریخ 12 جون سال 1898 ميلادي : در پي شكست کشتی دريايي هسپانیا از امريكا، جزاير فيليپين در مقابل بيست ميليون دالر به امريكا فروخته شد، اندكي بعد اين كشور توسط جاپان تصرف شد و در سال 1945 ميلادي مجدداً به استقلال دست يافت، اما حكومت آن توسط عُمال امريكايي اداره مي شد، در سال 1947 ميلادي اين كشور پيماني 99 ساله با دولت امريكا امضاء كرد كه به موجب آن امريكا بيست و سه پايگاه استراتژيك نظامي در سراسر فيليپين ايجاد كرد،اين پيمان بعدها به يك پيمان بيست و پنج ساله تغيير نمود .

روز شمار، سیزدهم جون

= = = = = = = = = =

1 ـ در گذشت اسکندر مقدونی :ـ - بتاریخ 13 جون سال 323 قبل از ميلاد اسكندر مقدوني در سن 32 سالگي بر اثر بيماري تب در بابل در بين النهرين درگذشت، وي قبل از مرگ خود بخش بزرگي از جهان شناخته شده آن روزگار را فتح كرده بود، اسكندر در 21 جولای سال 356 قبل از ميلاد متولدشد، وي پسر فيليپ دوم پادشاه مقدونيه بود، اسكندر در سرزمين هاي مفتوحه يك حكومت مشترك از يوناني ها ، مقدوني ها و پارس ها را ايجاد كرد، سرزمين هاي فتح شده توسط اسكندر از مصر تا دروازه هاي چين گسترش داشت.

    طوریکه تاریخ گواست که قوای داریوش سوم هخامنشی  در سه جنگ ( گرانیک )( گوگامل ) و ( اربلس ) از هم پاشید و منهدم شد، درین وقت خاک های وطن عزیز مان افغانستان پیوست به امپراطوری هخامنشی بود و جزء ایالات شرقی آن بشمار میرفت و امرای محلی به لقب ( ساتراپ ها) یا نایب الحکومه ها به هر ایالتی حکمروائی داشتند، قراریکه از یاداشت های مورخان یونان و رومی بر می آید اسکندر و سپاه یونانی بعد از وصول به حوزهء هری رود که آنرا ( اریوس ) خوانده اند به مقاومت شدیدی مواجه شدند، این مقاومت از کناره های هری رود تا کناره های اندوس ( اباسین ) در ماحول قلعه ها در پیرامون جرگه ها در دامنه های کوها همه جا محسوس بود و به مراتب شدت آن در باختران و در دره ها و معبر های تنگ و دشوار گذار کهستانات مرکزی و شرقی افزوده شده میرفت چنانچه انعکاس آن در داستانها و افسانه های فلکلور ما تاحال موجود است اولین مقاومت شدید علیه اسکندر در مقابل حصار ( ارته کواتا ) که شهر با قلعهء محکمی بود بجای هرات موجود شروع شد، حکمران این ایالت که ( ستی برزن ) نام داشت باجمعی از قوای خود قلعه را گذاشته در 20 فرسنگی آن در نقطعه بلند و پر از جنگل به مدافعه پرداخت، چون اسکندر درجنگل انبوه بر میلیون هراتی حمله نمیتوانست جنگل مذکور را آتش زد و به این حیله مقاومت اهالی حوزهء هری رود را شکست داد.

    پس از مرگ اسكندر امپراطوري كه وي ايجاد كرده بود ، ميان سرداران وي تقسيم شد و هر يك از آنها سلسله اي را ايجاد كردند، بطلميوس سردار اسكندر سلسله فراعنه بطالمه را در مصر ايجاد كرد، سلوكوس سلسله سلوكيان را در متصرفات اسكندر در ايران  تاسيس نمود، آنتيگون بر آسياي صغير تسلط يافت و آنتي پار در مقدونيه به سلطنت رسيد،از جمله اقدامات غير قابل بخشايش اسكندرآتش زدن كاخ با شكوه تخت جمشيد بود كه همواره لكه سياهي در زندگي اسكندر محسوب مي شود، به لطف فتوحات اسكندر تمدن و فرهنگ هلني در جهان آن روزگار رواج يافت و امروزه بقاياي آن را مي توان در نقاط مختلف سرزمين هايي كه توسط اسكندر فتح شدند را مشاهده كرد، اسكندر مقدوني در روز 13جون سال 323 قبل از ميلاد درگذشت ، اما خاطره وي با وجود شهرهايي مانند اسكندريه مصر و آثار باستاني تمدن هلني تا امروز باقي مانده است.

2 ـ مهاجرت يهوديان از نقاط جهان به فلسطين :- بتاریخ 13 جون سال 1921 ميلادي : نخستين حركت بزرگ عربهاي ساكن فلسطين عليه صهيونيست ها آغاز شد، آنان با اين حركت خود به سياست استعمار جهانی از يهوديان صهيونيست مقيم فلسطين اعتراض كردند، به موجب اين سياست استعماري مهاجرت يهوديان از سراسر نقاط جهان به فلسطين آغاز شد و اسكان آنان تا سال 1923 ميلادي به بيش از سي و پنج هزار تن بالغ شده بود .

3 ـ پاریس به تصرف المانی ها در آمد :ـ بتاریخ 13 جون سال 1940 ميلادي : پاريس پايتخت زيباي فرانسه در جريان جنگهاي جهاني دوم به تصرف نيروهاي المان نازي درآمد، سربازان هيتلر پس از تصرف پاريس پيروزمندانه در سرکها شهر رژه رفتند، حمله المان نازي به فرانسه به دنبال حمله به هالند و ناروی و بلجیم در ماه مي سال 1940 ميلادي شروع شد و پس از انحلال قوای مسلح فرانسه در اين روز ، پاريس تسخير گرديد .

روز شمار، چهاردهم جون

= = = = = = = = = =

1 ـ فرانسوی ها وارد الجزایر شدند:ـ  بتاریخ 14 جون سال 1830 ميلادي نيروهاي فرانسوي در ساحل سيدي فروش در 25 كيلومتري شهر الجزيره از كشتي هاي جنگي خود پياده شدند، شهر و سرزمين الجزيره در آن زمان از سه قرن پيش تحت مالكيت سلطان عثماني بود، يك نايب الحكومه از سوي سلطان عثماني اداره امور را در دست داشت، فتح الجزاير توسط فرانسوي ها كه هم براي فرانسه و هم براي الجزاير عواقب نامطلوبي داشت ، در نتيجه يك سوءتفاهم رخ داد، بدین معنی که در سال 1798 میلادی حكومت ديركتوار فرانسه براي تأمين نياز قوای نظامی جنرال بناپارت كه مصر را تسخير كرده بود ، از نايب الحكومه الجزيره گندم خريداري مي كند، فرانسه اين گندم را از طريق دريافت قرض از صرافان يهودي الجزيره مي خرد، آنها نيز براي دادن اين قرض ازحسین بيگ والي شهر تضمين مي گيرند، در سال 1827 ميلادي ، حسين بيگ الجزيره با دسته مگس پران خود ضربه اي به صورت فرانس دوال قونسل فرانسه كه فرد بي تعهدي بود مي زند ، زيرا دوال از بازپرداخت اين قرض كه نزديك به 30 سال از زمان دريافت آن مي گذشت ، خودداري كرد.

    پس از اين واقعه قونسل و كليه اتباع فرانسه الجزيره را ترك مي كنند، وزير خارجه فرانسه ويلل خواستار عذرخواهي حسین بيگ مي شود ، اما حسين پاسخي به درخواست وي نمي دهد،اين اختلاف كماكان باقي بود تا اين كه شارل دهم پادشاه فرانسه ، پرنس ژول دوپولينياك يك سلطنت طلب افراطي را به مقام صدراعظمی منصوب مي كند، انتخاب وي كه بدون اطلاع اعضاي مجلس صورت مي گيرد موجب خشم افكار عمومي مي شود، شارل دهم كه مي خواست اعتبار خود را بازيابد ، در يك سخنراني در 3 مارچ 1830 میلادی طرح حمله براي تنبيه نايب الحكومه الجزيره را طرح كرد، كنت لويي دوبورمون وزير جنگ به فرماندهي قوای نظامی اعزامي به افريقا منصوب مي گردد، کشتی جنگي فرانسه در روز 25 می سال 1830میلادی از بندر تولون به سوي الجزيره به راه مي افتد، اين کشتی شامل 453 فروند كشتي 27000 کشتی حمله و 37000 سرباز بود، کشتی جنگی فرانسه پس از رسيدن به شهر الجزيره ابتدا استحكامات اين شهر بندري را با توپ هاي خود بمباران مي كنند، سپس سربازان فرانسوي در روز 14 جون سال 1830میلادی در ساحل سيدي فروش پياده مي شوند، پس از حدود 20 روز نبرد سنگين سرانجام بيگ الجزيره در 5 جولای سال 1830میلادی تسليم مي شود، فرانسوي ها ثروت وي كه حدود 48 ميليون فرانك بود را براي تامين مصرف اين جنگ مصادره مي كنند و سربازان فرانسوي دست به غارت شهر مي زنند، اما اين اقدام فرانسوي ها با مبارزات مسلحانه مردم الجزاير روبرو شد، از اين رو در همين سال جنرال دوگل به ناچاربه الجزايرحق خود مختاري داخلي داد چنانچه اشغال الجزيره سودي براي شارل دهم نداشت و او چند هفته بعد درپي شورش هاي مردمي از سلطنت خلع مي شود، به اين ترتيب پياده شدن نيروهاي فرانسوي در روز 14 جون سال 1830 ميلادي در خاك الجزاير منجر به اشغال كامل اين سرزمين در چند سال بعد مي شود و جنگ هاي خونيني ميان نيروهاي فرانسوي و مبارزان الجزايري درمي گيرد تا سرانجام الجزاير در سال 1962 ميلادي به استقلال مي رسد.

2 ـ در گذشت نويسنده ادبيات امريكاي لاتين:- بتاریخ 14 جون سال 1986 ميلادي : خورخه لوئيس بورخِس نويسنده ادبيات امريكاي لاتين در گذشت، او متولد آرجانتين بود و دوران نوجواني را با مطالعه آثار نويسندگاني چون ادگارآلن پو، چارلزديكنز وسروانتس سپري كرد، بورخس در پايان تحصيلات عالي، نويسندگي را به طور جدي شروع كرد و از طنز پردازان مشهور گرديد، او به سبب نابينايي موفق به نوشتن رمانهايش شد و اكثر آثار به جاي مانده از وي به صورت شعر ونظم هستند، گرايش او به نويسندگان فراموش شده وعلاقه اش به طنز موجب گشت تا آثاري جامع و شگفت انگيز را خلق كند، كتب هزارتوها؛ سرخ و آبي؛ ومرگ پرگار از آثار بورخس مي باشند كه به زبان فارسي هم برگردانده شده اند.

روز شمار، پانزدهم جون

= = = = = = = = = =

1 ـ تصویب پیمان حقوق نجبای انگلیس :ـ بتاریخ 15 جون سال 1215 ميلادي نجباي انگليس جان پادشاه اين كشور را مجبور كردند تا پيماني كه بعدها به نام گراند چارت شناخته شد را تصويب كند، امضاي اين پيمان توسط جان كه در آن هنگام 49 ساله بود در چمنزار رانيمد ، نزديك ويندسور صورت گرفت، براساس اين پيمان پادشاه انگليس موظف شد حقوق و سنت هاي فئودالي نجباي انگليس را رعايت نمايد، جان پادشاه انگليس به دليل اين كه هنگام تولد برخلاف ديگر برادرانش قلمروي به وي تعلق نگرفت به جان بدون زمين ملقب بود، وي پادشاهي خشن مكار و بي اخلاق بود و موفق شد نفرت نجبا ، مقامات كليسا ، طبقه متوسط و دهقان ها را نسبت به خود برانگيزد، در پي مشاجره جان با اسقف كانتربوري ، پاپ اينوسان سوم جان را خارج از دين اعلام كرد، پاپ حتي وي را شايسته سلطنت انگلستان ندانست و فيليپ اوگوست پادشاه فرانسه را به عنوان شاه انگلستان معرفي كرد، فيليپ اوگوست در پي اين فرمان پاپ خود را آماده تسخير انگلستان نمود، جان كه از اين خطر بيمناك شد در سال 1213میلادی اطاعت خود از پاپ را اعلام كرد، جان پس از اعلام عبوديت خود نسبت به پاپ و بخشوده شدن از جانب وي با شاه المان و كنت فلاندر عليه پادشاه فرانسه متحد شد ، اما وي و متحدينش در جنگ با پادشاه فرانسه متحمل شكست سنگيني شدند، انگلستان در زمان وي به فقر و فاقه دچار شد، در اين شرايط تحقيرآميز كه سلطنت جان به خطر افتاده بود وي ناگزير گرديد به خواسته هاي نجباي بزرگ انگلستان گردن نهد، براساس پيمان گراند چارت ، جان بدون جلب موافقت شوراي عالي متشكل از بارون ها و مقامات كليسا حق تعيين ماليات هاي فوق العاده و افزايش ماليات ها را از دست داد، در عين حال ، وي از دستگير و محبوس كردن خودسرانه افراد منع گرديد، يك هيات 25 نفره شامل 24 ، نجبا( اشراف زده )  و شاروالهای لندن مامور نظارت بر رعايت مفاد گراند چارت كه داراي 63 ماده بود ، توسط جان شدند، نسخه اصلي گراند چارت كه اساس نهادهاي انگليس به شمار مي آيد ، هم اكنون در موزه بريتانيا قرار دارد، در دوران سلطنت جان شورش هاي عمومي بسياري عليه وي برپا شدند و اغلب دوره سلطنت وي در جنگ هاي داخلي سپري گرديد، دوره پرآشوب سلطنت وي موجب به وجود آمدن اسطوره هاي مشهوري مانند رابين هود و آيوانهو شد، به اين ترتيب با تصويب گراند چارت در روز 15 جون سال 1215 ميلادي نخستين محدوديت در سلطنت استبدادي ايجاد شده و اولين گام در راه دمكراسي امروزي برداشته شد.

2 ـ در گذشت آندره ماري آمپر - بتاریخ 15 جون سال 1836 ميلادي : آندره ماري آمپر رياضيدان و فيزيكدان فرانسوي پس از 61 سال زندگي درگذشت، او عمر خويش را صرف تحقيق و مطالعه علمي كرد و در نهايت موفق به كشف رابطه ميان برق و مغناطيس شد، قابل توجه است كه واجد شدت جريان برق به نام او آمپر نامگذاري شده است .

3 ـ انتخاب برلین بحیث پایتخت المان :ـ بتاریخ  15 جون سال 1848 ميلادي : برلين شهر تاريخي المان از سوي بيسمارك صدراعظم اين كشور به حیث پایتخت انتخاب شد، انتخاب برلين به عنوان مركز امپراتوري المان بعد از انجام طرح اتحاد نواحي مختلف المان صورت گرفت كه طراح اصلي آن بيسمارك بود بعد از جنگ جهاني دوم برلين به دو بخش غربي و شرقي تقسيم شد، بخش شرقي آن پايتخت المان شرقي و قسمت غربي آن يكي از ايالات مهم المان غربي گرديد، اما درسپتمبر سال 1990 ميلادي به دنبال سقوط ديوار برلين زمينه هاي وحدت دو المان فراهم شد و هر دو بخش برلين به صورت يك مركز واحد، در المان متحد درآمد .

روز شمار، شانزدهم جون

= = = = = = = = = =

1 ـ حملات به سازمانهای امداد رسانی :ـ بتاریخ 26 جوزا سال 1381 خورشیدی ( 16 جون 2002 ) میلادی:اخضر ابراهيمی، نماينده سازمان ملل متحد درامورافغانستان، در نامهء به حامد کرزی نگرانی خود را از افزایش حملات به سازمان های امدادی بین المللی در شمال افغانستان اعلام کرد، وی همچنان از دو تن ازقوماندانان عمده  خواسته است تا در جهت خاتمه دادن به آنچه که ميزان خطرناک خشونت، بی قانونی و ارعاب در شمال کشور خوانده است، سريعا اقدام کنند، سازمان ملل متحد نگرانی جدی خود را در مورد چندين مورد خشونت و بی قانونی به جنرال دوستم وعطا محمد رسانده است.

2 ـ کمک مواد فرهنگی ایران به افغانستان :ـ بتاریخ 26 جوزا 1382 خورشيدی برا بر با 16 جون 2003 ميلادی :ايران 14 هزارجلد کتاب و ده دستگاه کمپيوتر با تجهيزات آن را به مسئولان پوهنتون و کتابخانه عامه کابل اهدا نمود.

3 ـ نخستين زن فضانورد به فضا رفت بتاریخ 16 جون سال 1963 ميلادي  : « والنتينا تروشكووا» 26 ساله ، تبعه اتحاد جماهير شوروي نخستين زني بود كه به فضا سفر كرد 2 سال پيش از اين تاريخ ، يوري گاگارين هموطن وي نخستين انساني بود كه با سفينه وستوك به فضا رفته بود « والنتينا تروشكووا» در اين سفر 48 بار دور كره زمين را پيمود، پرواز وي به فضا 70 ساعت و 41 دقيقه طول كشيد و او در اين مدت 48 بار كره زمين را دور زد و مسافتي معادل 2 ميليون كيلومتر را پيمود، اين تنها سفر اين فضانورد زن شوروي به فضا بود، پس از وي تا سال 1982 ديگر هيچ زن فضانوردي به فضا نرفت، تا اين كه در اين سال « سووتلانا ويتسكايا»  فضانورد زن شوروي به يك سفر فضايي رفت،« والنتينا تروشكووا» پس از اين كه حدود 3 شبانه روز را در ماوراي جو كره زمين سپري كرد ، روز 19 جون 1963 به زمين بازگشت، وي پس از اين كه سفينه اش وارد جو شد و به زمين نزديك گرديد ، در فاصله 7000 متري سطح زمين با چتر نجات بر فراز التايي از سفينه اش بيرون پريد و در منطقه كارگاندا در قزاقستان امروزي فرود آمد« والنتينا تروشكووا»  به گمان بیشترتا اکنون در قيد حيات است و اكنون 68 سال دارد، به اين ترتيب در روز 16 جون سال 1963 ميلادي ، والنتينا تروشكووا نخستين زني بود كه فضا را فتح كرد و نام خود را در تاريخ جاودان نمود.

روز شمار، هفدهم جون

= = = = = = = = =

1 ـ اولین قيام كارگري در برلين شرقي  :ـ بتاریخ 17 جون سال 1953 ميلادي كارگران المان شرقي در اعتراض به افزايش سهميه كار بدون اضافه شدن دستمزدها دست به شورش زدند، شرايط جديد كار در كارخانه ها توسط رژيم استاليني« والتر اولبرايخت» كه پس از سرنگوني رژيم نازي در نواحي تحت اشغال شوروي ايجاد شده بود ، به كارگران تحميل گرديده بود، اين شورش كارگري چند ماه پس از مرگ استالين رخ داد، در فرداي اين قيام كارگري دامنه آن در تمام شهرهاي جمهوري دموكراتيك المان ( المان شرقي قبلی) گسترش يافت، در برلين شرقي بيش از 60000 تظاهر كننده به نهادهاي حكومت حمله كردند،« والتر اولبرايخت» ناگزير شد به نيروهاي اتحاد جماهير شوروي متوسل شود واين قيام كارگري به خاك و خون كشيده شد، دستكم صدها نفر فقط در شهر برلين شرقي كشته شدند و بيش از 25 هزار نفر دستگير گرديدند، اين قيام با بي تفاوتي غربي ها مواجه شد، براساس دوسیه هايي كه پس از اتحاد دو المان ازآرشیف هاي« استازي » پليس مخفي المان شرقي به دست آمد ، اين قيام در 700 شهر ودهات المان شرقي گسترش يافته بود، در تمام اين مناطق مردم به اداره هاي دولتي ، حمله كرده و بسياري از آنها را به آتش كشيدند، تظاهركنندگان خواستار سقوط رژيم ، و خروج سربازان شوروي و اتحاد دو المان شده بودند، با اين كه اين قيام سركوب شد ، اما نخستين قيام عمومي به شمار مي آيد، به اين ترتيب قيام كارگران برلين شرقي در روز 17 جون سال 1953 ميلادي سرآغازي براي فروپاشي ديوار برلين در 9 نومبر سال 1989 و اتحاد مجدد المان در 3 اكتبر سال 1990 ميلادي بود.

2 ـ كنفراس پوتسدام المان بتاریخ 17جون سال 1945ميلادي : سران كشورهاي انگليس ، امريكا و شوروي سابق كنفراس پوتسدام را در شهري به همين نام در المان تشكيل دادند، در اين كنفرانس وزيران خارجه اين كشورها معاهده پوتسدام را منعقد كردند كه در آن اختياراتي به شوراي نظارت متفقين و فرماندهي نظامي سه كشور شركت کننده در كنفرانس وهمچنين فرانسه واگذار شد، بر طبق اين اختيارات هر يك از اين كشورها موظف به اداره امور مناطق تحت اشغال خود در المان بودند ؛ هم چنين لغو قدرت سياسي و نظامي المان ؛ كنترل نظارت بر اقتصاد و توليد المان از ديگر موارد اين موافقت نامه بود، سرانجام اختلافات ميان شوروي سابق و دول غربي مانع از اجراي كامل موافقت نامه پوتسدام گرديد .

3 ـ پیروزی حزب بعث:- بتاریخ 17 جون سال 1968ميلادي :حزب بعث عراق به رهبري احمد حَسنُ البَكر قدرت را در اين كشور بدست گرفت و عبد الرحمن عارف رئيس جمهور عراق از كار بركنار شد، در پي روي كار آمدند حزب بعث ، تصفيه هاي خونين مخالفان آغار شد و كُردهاي مخالف اين حزب ، مورد تهاجم رژيم بعث واقع شدند، حزب بعث كه قدرت حاكمه مطلق در عراق بشمار مي رفت ، جنگ گسترده 8 ساله را به جمهوري اسلامي ايران تحميل كرد.

-

 

روز شمار، هجدهم جون

= = = = = = = = =

1 ـ افسانه ناپلئون در واترلو پايان يافت  بتاریخ 18 جون سال 1815 ميلادي ، قوای نظامی فرانسه به فرماندهي ناپلئون بناپارت امپراطور فرانسه از قوای نظامی مشترك انگليس و پروس به فرماندهي جنرال « ولينگتن » و مارشال « بلوخر» در واترلو در چند كيلومتري جنوب بروكسل شكست خورد ، ناپلئون كه حدود يك سال پيش از اين تاريخ پس از شكست از قواي مشترك انگلستان ، روسيه و پروس از امپراطوري فرانسه خلع شده و به جزيره الب تبعيد شده بود ، از جزيره الب فرار كرده و در روز 20 مارچ سال 1815 ميلادي به كاخ توييلري در پاريس بازمي گردد، لويي هجدهم كه به پادشاهي فرانسه رسيده بود با ورود ناپلئون به پاريس فرار مي كند، در آن هنگام نيروهاي متحد عليه ناپلئون در حال به توافق رسيدن در مورد شرايط صلح با فرانسه بودند و پس از اطلاع از بازگشت ناپلئون حكومت وي را غيرقانوني اعلام كردند، ناپلئون با عجله يك قوای نظامی 100000 نفري از سربازان سابق خود را تشكيل مي دهد و تصميم مي گيرد در بلجیم به نيروهاي انگليس و پروس قبل از اين كه روسها و اطريشي ها به آنها بپيوندند ، حمله كند ناپلئون قوای نظامی پروس به فرماندهي مارشال « بلوخر»  را در لينيي منطقه اي ميان شهرهاي شارل روا و نامور شكست مي دهد، وي به جنرال فرانسوي گروشني دستور مي دهد به تعقيب بازمانده قوای نظامی بلوخر ادامه دهد، ناپلئون در فرداي آن روز به قواي انگليس به فرماندهي جنرال ولينگتن كه در فلات مون سن ژان نزديك واترلو مواضع مستحكمي را در اختيار داشتند ، حمله مي كند، اما به علت بارندگي شب قبل ميدان نبرد بسيار گل آلود بود و جلو راندن توپ ها بسيار دشوار بود، به همين دليل ناپلئون نتوانست در مواضع دفاعي انگليسي ها رخنه كند، در پايان روز ، ناگهان قواي مارشال بلوخر از پشت سر به نيروهاي فرانسوي حمله كرده و آنها را غافلگير مي كنند، با از هم فروپاشيدن نيروهاي فرانسوي ، ناپلئون تحت حمايت گارد امپراطوري ميدان جنگ را ترك مي كند و به پاريس بازمي گردد، در اين هنگام ناپلئون متوجه مي شود كه همه چيز پايان يافته است.

   مدتي بعد وي خود را تسليم انگليسي ها مي كند، انگليسي اين بار ناپلئون را به جزيره دوردست و بد آب و هواي سنت هلن تبعيد مي كنند، ناپلئون چند سال بعد در جزيره سنت هلن بر اثر يك بيماري درگذشت، به اين ترتيب ، در روز 18 جون سال 1815 ميلادي ناپلئون در واترلو شكست خورد و افسانه ناپلئون بناپارت فاتح بزرگ اروپا به پايان رسيد.

2 ـ تولد رابرت هوك فيزيكدان و صنعتگر انگليس:- بتاریخ 18جون سال 1635ميلادي: رابرت هوك فيزيكدان و صنعتگر انگليس در دهكده اي در جنوب انگليس متولد شد،  پدرش كشيش بود و آنان روزگار را به سختي مي گذراندند، اما بعد از مدتي هوك با اختراع پمپ باد به شرايط مناسبتري دست يافت، پاندول ساعت؛ از ديگر اختراعات هوك مي باشند، وي همچنين چند كتاب در زمينه علم فيزيك نوشت كه مورد استفاده علماي بعد از خودش قرار گرفتند.

3 ـ کاشف کهکشان:- بتاریخ  18 جون سال 1783ميلادي: ويليام هرشل منجّم بزرگ انگليسي موفق به كشف حقيقت كهكشان شد، او در چنين روزي با دوربين رصدي كه خود ساخته بود ثابت كرد كه كهكشان راه شيري مركب از ستارگان بسيار كوچكي است كه منظومه شمسي هم جزئي كوچك از آن محسوب مي شود.

4 ـ کشته شدن تو ماس ادوارد لاس:- بتاریخ 18جون سال 1935ميلادي: توماس ادوارد لارنس معروف به لارنس عربستان سياستمدار و نويسنده انگليسي در جريان يك حادثه رانندگي جان خود را از دست داد، او به امور باستانشناسي موزه بريتانيا در خاورميانه به كار اكتشاف پرداخت و در همين مدت با زبان عربي و آداب و رسوم عربها آشنايي يافت، او در براندازي نفوذ سياست امپراتوري عثماني در كشورهاي عربي و بهره بري از آن به نفع دولت بريتانيا سهم بزرگي داشت .

روز شمار، نزدهم جون

= = = = = = = = =

1ـ پیروزی انقلاب نیکاراگوا :- بتاریخ 19جون سال 1979ميلادي: انقلاب نيكاراگوآ، پس از يك دوره مبارزه قهر آميز با دولت دست نشانده آن كشور به پيروزي رسيده با روي كار آمدن مجدّد سوموزا، شخص سر سپرده امريكا در نيكاراگوآ، در سال 1947ميلادي اعتراضات سراسري در آغاز شد و چريك هاي مبارز ساندينيست ها بر مبارزات مسلحانه خود شدت بخشيدند، از آن پس شهرها توسط ساندينيست ها، و با حمايت بي دريغ مردم از نيروهاي دولتي ، باز پس گرفته شد؛ و در نهايت انقلاب نيكاراگوآ پيروزي را بدست آورد؛ قابل توجه است كه طي انقلاب نيكاراگوآ حدود چهل هزار تن كشته و بيش ازدوصدهزار نفر بي خانمان شدند.

2 ـ شکست قوای چینی در جنگ تریاک:- بتاریخ 19 جون سال 1841ميلادي: نيروهاي چيني در جنگ ترياك از قوامي انگليس شكست خورند، با اين شكست راه براي نفوظ و سلطه انگليس بر سرزمينهاي شرقي هموار گشت دوران استعمار بر اراضي پهناور چين آغاز شد، اما اين دوران شروع مبارزات مردم چين عليه دولت انگليس را در پي گرفت ، بطوريكه مردم اين كشور پهناور با تحريم ترياك سالها در مقابل استعمارگران انگليسي ايستادگی كردند، بعدها به موجب معاهده اي كه استعمارگران بر چيني ها تحميل كردند آنان مجبور شدند پنج بندر مهم خود را براي تجارت ترياك به انگليسي ها واگذار نمايند، انعقاد اين پيمان در حقيقت نفوذ دوباره استعمار را بر اين سرزمين وسيع مسجل ساخت .

روز شمار، بیستم جون

= = = = = = = = =

1 ـ ويكتوريا ملكه انگلستان شد بتاریخ 20 جون سال 1837 ميلادي ويكتوريا به تخت سلطنت بريتانيا نشست، ويكتوريا در پي مرگ کاکایش ويليام چهارم كه داراي فرزندي نبود ، به عنوان جانشين بلافصل وي در سن 18 سالگي ملكه انگلستان شد، دوران سلطنت ويكتوريا طولاني ترين دوران سلطنت در تاريخ محسوب مي شود، ويكتوريا در روز 28 جون سال 1838 ميلادي در كليساي وست مينستر رسما تاجگذاري كرد، وي در 24 می سال 1819 ميلادي در كاخ كنزينگتون لندن متولد شد، نام نوزاد را الكساندرينا ويكتوريا هانوور نهادند، وي تنها فرزند ادوارد دوك كنت و پرنسس ماريا لوييزا دوساكس - كوبورگ بود، ملكه ويكتوريا در روز 10 فبروری سال 1840 ميلادي با پسر، دايي اش پرنس آلبرت دوساكس - كوبورگ - گوتا ازدواج كرد، زوج سلطنتي صاحب نه فرزند به اسامي ويكتوريا ، ادوارد ، آليس ، آلفرد ، هلنا ، لوييز ، آرتور ، لئوپلد و بئاتريس شدند، 21 سال پس از ازدواج آنها پرنس آلبرت در سن 42 سالگي در 14 دسمبر سال 1861 ميلادي بر اثر ابتلا به بيماري تيفوئيد در گذشت، ويكتوريا در پي مرگ شوهر مدت 10 سال كنج انزوا را برگزيد و به ندرت از كاخ خود خارج مي شد، وي بيش از چهل سال پس از مرگ شوهرش همواره سوگوار بود و لباس سياه را از تن درنياورد، در دوران سلطنت ويكتوريا ، انگلستان به ابرقدرت دنيا تبديل شد و دامنه متصرفات خود را در افريقا و اسيا گسترش داد، هند در دوره ويكتوريا به اشغال كامل انگلستان درآمد و ويكتوريا لقب امپراطوری هند را يافت، دوره سلطنت 64 ساله ويكتوريا به اندازه اي طولاني و توام با تحولات بود كه اين دوره از تاريخ جهان به عصر ويكتوريا شهرت يافت، اغلب فرزندان ويكتوريا، با خاندان هاي سلطنتي اروپا ازدواج كردند و به همين دليل خاندان هاي بزرگ سلطنتي اروپا با خاندان سلطنتي انگلستان پيوند خوني داشتند، ملكه ويكتوريا در 22 جنوری 1901 ميلادي در سن 82 سالگي در خانه خود اوزبورن در جزيره وايت انگليس به مرگ طبيعي درگذشت، به اين ترتيب ويكتوريا كه در روز 20 جون سال 1837 ميلادي ملكه انگلستان شد ، پس از 64 سال سلطنت كه طولاني ترين دوره سلطنت در تاريخ محسوب مي شود ، چشم از جهان فروبست و عصر ويكتوريا به پايان رسيد.

2 ـ قیام مکرایی علیه فرانسویان ناکام شد:- 20 جون سال 1872ميلادي: قيام محمد مكرايي برضد فرانسويان اشغالگر الجزاير به سختي سركوب شد، الجزاير در پنجم جون سال 1830ميلادي تحت سلطه فرانسه قرار گرفت، از آن هنگام به بعد الجزايري ها با همكاري و رهبري عبدالقادر اقدام به مقاومت مسلحانه كردند اما از آنجا كه رهبران نظامي فرانسه از قدرت استعماري بسياري برخورداربودند و در امور داخلي نيز اختيار تام داشتند هرگونه مقاومت و قيام را سركوب مي كردند،  محمد مكرايي رهبر قيام خونين 1872 میلادی الجزاير رئيس يكي از قبايل اين كشور بود كه با متحد ساختن صدها هزار تن از قبايل مختلف ساكن الجزاير به مبارزه عليه فرانسوي ها برخاست ولي با افزايش نيروهاي استعماري بيگانه در اين كشور محمد مكرايي و يارانش با شدت عمل فرانسوي ها روبروشدند و همين امر منجر به شكست اين قيام گرديد.

3ـ سفر تیم بین المللی جاده ابریشم :ـ  بتاریخ  20 جون سال 1990ميلادي: سفر يك ماهه تيم بين المللي جاده ابريشم آغاز شده بود، خاتمه يافت، اين گروه از يكصد و بيست تن از كشورهاي مختلف جهان بود و سفر زميني خود را پس از تصويب برگزاري سیميناري از سوي سازمان يونسكو در سال 1987ميلادي از چين آغاز كردند، جاده ابريشم از دير باز علاوه بر نقش عظيم تجاري و اقتصادي خود راهي براي تبادل امور فرهنگي و انتقال علوم، بين الملل اسيا و اروپا برده است، همچنين از طريق شاخه اصلي و شعبات فرعي جاده ابريشم فرهنگ، افكار هنر ها اديان و جلوهاي مختلف تمدن ميان ملتها و اقوام مبادله مي شده است، هدف از برگزاري اين سیمينار بررسي و تبادل نظر فكري جلب همكاريهاي بين المللي در آينده اي نزديك بود.

روز شمار، بیست ویکم جون

= = = = = = = = = = =

1 ـ هانيبال سردار كارتاژ ارتش روم را در هم شكست:ـ بتاریخ 21 جون سال 217 قبل از ميلادی هانيبال سردار كارتاژ قوای نظامی روم را در ساحل درياچه تراسيمن ، در اتروري (ايتالياي مركزي امروزي) در هم شكست، در تاريخ نظامي جهان ، حمله هانيبال به قلب قلمرو روم جزو شاهكارهاي نظامي محسوب مي شود، روم و كارتاژ دو شهر بزرگ مديترانه باستان بيش از يك قرن با يكديگر مي جنگيدند، جنگ هاي روم و كارتاژ از سال 264 قبل ميلاد آغاز و سرانجام در سال 146 قبل از ميلاد با اضمحلال كارتاژ خاتمه يافت، سلسله جنگ هاي روم و كارتاژ به جنگ هاي پونيك موسوم شده است، شهر كارتاژ توسط فنيقي ها در نزديكي شهرتونس امروزي بنيان نهاده شده بود، شهر روم نيز با گسترش قلمرو خود به يك قدرت جهاني تبديل گرديده بود و در آن دوره با سيستم جمهوري (قونسلی) و يك مجلس سنا اداره مي شد، كارتاژ يك قدرت دريايي آن زمان بود و روم بيشتر در جنگ هاي زميني قدرتمند بود، جنگ هاي پونيك به سه جنگ به نام هاي جنگ اول پونيك از 264 تا 241 قبل از ميلاد ، جنگ دوم پونيك از 219 تا 202 قبل از ميلاد و جنگ سوم پونيك از 149 تا 146 قبل از ميلاد تقسيم مي شوند، هانيبال چهره شاخص جنگ دوم پونيك بود، در سال 219 قبل از ميلاد ، هانيبال كه 27 سال داشت و پسر هاميلكار سردار بزرگ كارتاژ بود ، به سمت فرمانده كل قوای نظامی كارتاژ منصوب مي شود، وي به شهر ساگونت در هسپانیا كه متحد روم بود حمله كرد و اين بهانه اي براي آغاز جنگ دوم پونيك بود، هانيبال پس از اين حمله به قصد تنبيه روم راهي طولاني كه از سرزمين گل (فرانسه امروزي) مي گذشت را آغاز مي كند، وي از بي طرفي قبايل گل استفاده كرده و تا رود رن پيشروي مي كند اما براي غافلگير كردن رومي ها ناگزير مي شود از شهر مارسي كه متحد رومي ها بود دوري گزيند، هانيبال اين طراح بزرگ نظامي از نواحي كم ارتفاع ساحلي دور شده و راه كوه هاي مرتفع و گردنه هاي خطرناك و برفگير آلپ را در پيش مي گيرد، قوای نظامی هانيبال شامل 50000 سرباز پياده ، 9000 سوار و 218 راس فيل بود، گذر اين قوا نظامی به ويژه با وجود فيل ها از گردنه ها و كوره راه هاي كوهستان آلپ يك اقدام ماجراجويانه و حماسي محسوب مي شود، هانيبال پس از گذر از كوه هاي آلپ وارد خاك روم مي شود و در دو نوبت قوای نظامی  رومي كه انتظار حمله وي را از اين مسير نداشتند در تسين و تره بي شكست مي دهد،آنگاه در روز 21 جون سال 217 قبل از ميلاد ، فلامينيوس قونسل روم در دامي كه هانيبال در كناره هاي درياچه تراسيمن براي وي گسترده بود مي افتد، در اين نبرد 15000 لژيونر قوای نظامی روم كشته مي شوند و حدود 15000 لژيونر ديگر اسير نيروهاي هانيبال مي گردند، به اين ترتيب در روز 21 جون سال 217 قبل از ميلاد لژيونرهاي شكست ناپذير قوای نظامی روم توسط هانيبال سردار بزرگ كارتاژ در هم شكسته مي شوند.

روز شمار، بیست و دوم جون

= = = = = = = = = = = =

ژاپن دروازه دنيا را به روي خود بست بتاریخ 22  جون سال 1636 ميلادي شوگون توكوگاوا لميتسو خروج جاپانی ها از جزاير جاپان و ساختن كشتي را ممنوع اعلام كرد، با صدور اين فرمان جاپان براي مدت بيش از دو قرن دروازهء دنيا را به روي خود بست.يك قرن قبل از صدور اين فرمان ، تاجران اروپايي توانسته بودند به جاپان رخنه كنند، اين امپراطوري افسانه اي دوردست جهان كه ماركوپولو آن را سيپانگو ناميده بود و كريستف كلمب آرزو داشت با كشتي هايش به سواحل آن برسد، ابتدا تاجران پرتگالی و در پي آن هالندی ها وارد مجمع الجزاير جاپان شدند، با ورود آنها فنون و عقايد رنسانس غربي نيز وارد جاپان شد، جاپانی ها كه تحت يك رژيم فئودالي مشابه قرون وسطاي اروپا زندگي مي كردند ، به سرعت اين فنون و عقايد جديد را جذب كردند، بسياري از آنها تحت تاثير تبليغات يك مبلغ مسيحي بنام سن فرانسوا زاويه و ژزوييت ها تغيير مذهب داده و كاتوليك شدند.

   در اوايل قرن دوازدهم ميلادي ، فئودال هاي كم و بيش مستقل مجمع الجزاير جاپان ناگزير گرديدند مطيع فرامين توكوگاوا لياسو فئودال و جنگ سالار قدرتمند آن دوره كشور جاپان شوند، وي لقب شوگون را براي خود برگزيد كه به مفهوم( سالارجنگ ـ  جنگ سالاربزرگ) عليه بربرها بود و علاوه بر اين وظايفي مشابه وزير دربار را نيز به عهده گرفت، از آن پس ، امپراطور جاپان فقط داراي يك قدرت نمادين و يك نقش معنوي شد و قدرت اصلي در دست شوگون ها بود، تا اين كه نوبت به توكوگاوا لميتسو رسيد كه قدرت را به عنوان شوگون در دست  بگيرد، وي كه بيم داشت اروپايي ها به طور مسلحانه وارد جاپان شوند يا اين كه مردم را به شورش هاي محلي تحريك كنند ، تصميم گرفت با اجراي مقررات بسيار سختي درهاي كشور را به روي خارجيان ببندد، هنگامي كه شوگون توكوگاوا لميتسو قصد داشت ورود و خروج به جاپان را ممنوع كند ، كاتوليك ها ايالت ناكازاكي دست به شورش زدند، شوگون موفق شد به كمك هالندی ها اين شورش را به شكل بي رحمانه اي سركوب كند، وي سپس تمام خارجي ها را از جاپان اخراج كرد و فقط به چند نفر هالندی اجازه داد در بنادر جاپان باقي بمانند.

   به اين ترتيب با فرمان شوگون توكوگاوا لميتسو در روز 22 جون سال 1636 ميلادي جاپان دروازهء  دنيا را براي مدت بيش از دو قرن به روي خود بست، قدرت شگون ها تا سال 1867 ميلادي ادامه داشت تا اين كه در اين سال امپراطور ميجي از ضعف شوگون وقت استفاده كرد و براي هميشه آنها را از صحنه تاريخ جاپان بيرون راند و جاپان بار ديگر دروازهء دنيا را به روي خود گشود.

2 ـ گالیله از عقاید خود انكار کرد :ـ  بتاریخ 22 جون سال 1633 ميلادي : گاليلئو گاليله منجم ، رياضيدان و فيزيكدان ايتاليايي درقرن هفدهم ميلادي به اجبار در برابر مقامات كليسا عقايد خود را انكار كرد، او در سال 1632 ميلادي درباره عقايد بطلميوس و كپرنيك در مورد حركات منظومه شمسي كتابي به رشته تحرير درآورد و در آن اعلام كرد كه زمين به دور خورشيد مي گردد، اما سال بعد پاپ او را به روم احضار كرد و اظهاراتش را كفرآميز خواند، بدين ترتيب دستگاه كليسا اورا وادار نمود كه عقايد علمي خويش را انكار كند، اما در تاريخ آمده است كه گاليله به هنگام خروج از آن جلسه با انگشتان خود روي زمين نوشت ” با اين همه زمين حركت مي كند.“ .

3 ـ اختراع ماشین تخلیه:- بتاریخ 22 جون سال 1650 ميلادي : اتودوگريك صنعتگر الماني موفق شد ماشين تخليه هوا را اختراع كند، وي از جمله صنعتگراني بود كه اختراعش به عنوان بزرگترين اختراع قرن هيجدهم ميلادي قلمداد شد وتحول عظيمي در علم و صنعت آن زمان جهان ، بوجود آورد از ماشين تخليه هوا در صنايع سنگين و امور الكتريسيته استفاده فراوان مي شود،اتودوگريك از اهالي شهر ماگِدبورگ المان بود .

روز شمار، بیست وسوم جون

= = = = = = = = = = = =

1 ـ فعالیت تیتو در یوگوسلاویا :ـ بتاریخ 23 جون سال 1941 ميلادي : نهضت آزادي ملي يوگسلاوي سابق به رهبري مارشال تيتو فعاليت خود را آغاز نمود، اين نهضت با مبارزه چريكهاي آن كشور برضد سربازان و دولت المان نازي كه كشورشان را اشغال كرده بودند، سازمان يافت ،چريكهاي وابسته به نهضت ملي طي جنگهاي پي در پي و خونين به دفاع از كشورشان پرداختند، مبارزات ميان چريكهاي يوگسلاوي سابق و سربازان اشغالگر المان نازي تا سال 1945 ميلادي كه منجر به شكست المان در جنگ جهاني دوم شده ادامه داشت .

2 ـ جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر شد :ـ بتاریخ 23 جون سال 1956 ميلادي در يك همه پرسي عمومي ، جمال عبدالناصر با كسب 84/99 درصد آراي مثبت مردم در سن 37 سالگي رئيس جمهور مصر شد، البته از هنگام كنار گذاشتن جنرال محمد نجيب در سال 1954 ميلادي ، جمال عبدالناصر رهبر انقلاب مصر شده بود، وي از همان آغاز به قدرت رسيدن هم در زمينه داخلي و هم بين المللي دست به اصلاحات بزرگي زد، ناصر اراضي زمين داران بزرگ را بين دهقانان بي زمين تقسيم كرد، بانك ها ، شركت هاي بيمه و شركت هاي واردات و صادرات موسسات خارجي را ملي كرد، ملي كردن اين بخش ها موجب ايجاد يك ميليون شغل در مصر شد، وي سپس به مبارزه با بيسوادي پرداخت و رفتن كودكان به مدارس را اجباري كرد.

    در صحنه بين المللي ، ناصر در سال 1955 ميلادي سياست « بي طرفي مثبت» در مقابل بلوك شرق و غرب را مطرح كرد كه اين سياست در اپریل سال 1955 ميلادي در كنفرانس باندونگ تاييد شد و اساس تشكيل جنبش غيرمتعهدها را موجب گرديد، اين سياست باعث شد تا جمال عبدالناصر به سرعت به رهبر محبوب القلوب و آرماني جهان عرب تبديل شود، در ماجراي كانال سوئز ، ناصر به اوج محبوبيت رسيد، در جون سال 1956 ميلادي امريكا از اجراي تعهد خود براي تامين مالي مصرف احداث سد اسوان سرباز زد، ناصر براي تامين مصرف سد اسوان ناگزير كانال سوئز را ملي اعلام كرد، اين تصميم موجب خشم انگلستان و فرانسه مالكان كمپاني كانال سوئز شد و اين دو كشور به اتفاق اسرائيل به مصر حمله كردند،اما تحت فشار امريكا و شوروي حمله آنها با شكست مواجه شد و نيروهاي اين سه كشور به سرعت خاك مصر را ترك كردند، اين مساله موجب گرديد تا ناصر قهرمان ملي جهان عرب شود، از اين دوره به بعد مصر اندك اندك به اتحاد شوروي نزديك شد و اين كشور كارشناسان و مشاوران خود را به مصر اعزام كرد، عمليات احداث سد اسوان در سال 1960 ميلادي آغاز و در سال 1964 ميلادي خاتمه پذيرفت، با احداث سد فرعوني اسوان ، دهقانان مصر براي هميشه از طغيان هاي رود نيل نجات يافتند، جمال عبدالناصر در سال 1958 ميلادي طرح وحدت اعراب را پيش كشيد و در همان سال دو كشور مصر و سوريه متحد شده و جمهوري متحده عربي را ايجاد كردند، اما مدتي بعد به دليل بوروكراسي شديد مصر ، سوري ها از اين اتحاديه خارج شده و جمهوري متحده عربي منحل شد.

   در جون سال 1967 ميلادي ، اسرائيل دست به حمله غافلگيرانه اي به سه كشور مصر ، سوريه و اردن زد كه اين جنگ به جنگ شش روزه معروف شد، در اين جنگ اسرائيل ارتفاعات جولان ، صحراي سينا ، كرانه غربي رود اردن و بخش شرقي بيت المقدس را اشغال كرد، جمال عبدالناصر ، پس از اين واقعه استعفاي خود را اعلام كرد ، اما ميليون ها مصري به خيابان هاي قاهره ريختند و با استعفاي وي مخالفت كردند، حتي اين شكست هم محبوبيت ناصر را كاهش نداد، ناصر از آن پس دست به يك جنگ فرسايشي با اسرائيل زد و آرامش اسرائيل را سلب كرد، در سال 1970 ميلادي ، ناصر با ميانجي گري به اختلافات ملك حسين پادشاه اردن وفقید ياسرعرفات رهبر سازمان الفتح فلسطين پايان داد، جمال عبدالناصر كه جهان عرب به وي لقب رئیس را داده بود ، در 28 سپتمبر سال 1970 ميلادي بر اثر سكته قلبي درگذشت، ميليون ها عرب در پي درگذشت ناصر دست به سوگواري زدند، به اين ترتيب جمال عبدالناصر كه در روز 23 جون سال 1956 ميلادي به مقام رياست جمهوري مصر رسيد ، در طول دوران قدرت خود مصر را به عنوان مهمترين كشور جهان عرب تبديل كرد و نقش مصر را در صحنه بين المللي تثبيت نمود، حتي پس از مرگ جمال عبدالناصر ، اسطوره وي تا به امروز ادامه دارد...

روز شمار، بیست وچهارم جون

= = = = = = = = = = = =

1 ـ کانادا کشف شد :ـ بتاریخ 24  جون سال 1497 ميلادي:  كشتي ماتيو براي نخستين بار به ساحل كانادا رسيد، وي در خدمت هنري هفتم پادشاه انگلستان بود، 5 سال پس از ورود كريستف كلمب به سواحل جزاير آنتيل و كشف قاره امريكا ، جيواني كابوتو دريانورد توانست هنري هفتم پادشاه انگلستان را قانع كند كه به نوبه خود کشتی جنگی را براي اكتشافات دريايي اختصاص دهد، جيواني كابوتو اقيانوس اطلس را طي مدت يك ماه طي كرد و به سواحل جزاير كيپ بروتون و ترنوو (زمين تازه) در دلتاي رودخانه سن لوران رسيد، پس از كشف سواحل كانادا ، جيواني كابوتو مسير بازگشت را به لطف بادهاي غربي در مدت 15 روز پيمود، هنگام بازگشت به نزد هنري هفتم ، وي از هنري هفتم خواست كه به وي اجازه دهد تا شايد بتواند به سواحل جاپان يا چين دست يابد، اما هنري هفتم اجازه اين سفر را نداد، جيواني كابوتو از وجود خيل عظيم ماهي ها در سواحل جزيره ترنوو خبر داد، با انتشار اين خبر ماهيگيران نرماندي ، برتاني و به ويژه پرتگالی ها براي برخورداري از اين ذخاير جديد به سرعت رهسپار اين سواحل شدند، زيرا دسترسي به گله هاي عظيم اين ماهي ها دشوارتر از گله هاي ماهي هاي درياي شمال نبود، ماهيگيران در منطقه فعاليت خود در سواحل كانادا ، پايگاه هاي كوچكي را احداث كردند ، به ويژه در ساحلي كه آن را زمين لاورادو يا (ياورادو) ناميدند كه در زبان پرتگالی ها به مفهوم دروگر است، پس از اين كه اروپايي ها متوجه شدند كه با يك دنياي جديد مواجه هستند ، سباستيان پسر جيواني كابوتو براي كشف مسيري به سوي چين از طريق شمال غرب قاره امريكا ، عازم كانادا شد، اما وي در هدف خود شكست خورد ، زيرا چنين مسيري وجود خارجي نداشت، با اين حال اين مساله موجب شد تا اكتشافات وي باعث شناخت بيشتر از شمال بزرگ كانادا شود، جيواني كابوتو و پسرش سباستيان براي انگلستان اين امكان را فراهم آوردند تا در قاره امريكا نفوذ كند، به اين ترتيب جيواني كابوتو با كشف سواحل كانادا در روز 24 جون سال 1497 ميلادي عامل مستعمره شدن امريكاي شمالي توسط انگلستان شد.

2 ـ امضأ عهد نامه بیطرفی بین شوروی و افغانستان :ـ  بتاريخ 24 جون 1931م دربين کشورهای اتحاد شوروي وافغانستان عهد نامه بي طرفي وعدم تجاورعليه يكديگر بامضاء رسيد، درسال 1931م قانون اساسي جديد افغانستان طرح ونافذ شد كه براساس آن تشكيلات دولتي به شكل شاهي مشروطه درآمد، بعد ازقتل نادرشاه بتاريخ 8 نومبر1933م محمد ظاهرشاه برسرقدرت آمده – سياست داخلي وخارجي پدرش را ادامه داد، درين سالها درافغانستان نيرومندي سرمايه ملي تجارتي مشاهده گرديده – چند شركت ملي بوجود آمده تجارت خارجي مملكت را بدست خود گرفتند – دولت شوروي درپيشرفت اقتصادي مملكت رول بسزائي داشت، ازسال 1928میلادی افغانستان ثلث كالاهاي وارداتي خود را از اتحاد شوروي خريداري كرد، درعوض نصف كالاهاي صادراتي افغانستان به اتحاد شوروي صادر ميشد باكمك دولت شوروي درامام صاحب، تالقان، دولت آباد، بغلان ومزارشريف – كارخانه هاي هلاجي پخته ساخته شد، متخصصين شوروي درمبارزه عليه حشرات مضره زراعتي درافغانستان اشتراك وسيع داشتند.

3 ـ شهر ونزویلا به تصرف « بلیوار» در آورد :ـ  بتاریخ 24 جون سال 1821 ميلادي : شهر كاراكاس پايتخت امروزي ونزوئلا طي جنگهاي آزادي بخش سيمون بوليوار به تصرف او درآمد، دراين جنگ يك ساعته هسپانیا كاري از پيش نبرد و بوليوار قهرمان مبارزات امريكاي جنوبي موفق شد پس از اين پيروزي كلمبياي بزرگ را تشكيل دهد، گفتني است كلمبياي بزرگ شامل ونزوئلا، كلمبيا، پاناما و اكودوربود و بوليوار خود به عنوان اولين رئيس جمهور اين سرزمين انتخاب شد .

4 ـ اختراع کوره های ذوب :ـ بتاریخ  24 جون سال 1843 ميلادي : كوره هاي ذوب فلزات موسوم به كوره هاي بسمر اختراع شد، مخترع اين كوره ها ، هانري بسمر انگليسي بود و براي اولين بار نيز در كشور انگلستان مورد استفاده قرارگرفت ، اين كوره ها ذوب فلزات را تسهيل مي كنند و امروزه در سراسر جهان در كارخانه هاي ذوب فلزات مورد استفاده قرار مي گيرند .

روز شمار، بیست و پنجم جون

= = = = = = = = = = = =

1 ـ كاستر قاتل سرخپوستان بتاریخ 25 جون سال 1876 ميلادي  ارگان جنگی امريكا به فرماندهي جنرال « كاستر» در« ليتل بيگ هورن» از سرخپوستان « سيو » شكست سختي خورد و همه افراد آن در اين جنگ كشته شدند که این جنگ بنام  جنگ « ليتل بيگ هورن» مشهور شد ،

چنانچه چند سال پيش از وقوع اين جنگ دولت امريكا به سرخپوستان قول داده بود تا زماني كه « درختان رشد مي كنند و آب ها جاري هستند»  مراتع به سرخپوستان تعلق خواهد داشت، اما در اواخر سال هاي دهه 1860 ميلادي و پس از پايان جنگهاي انفصال امريكا ، دولت تحت فشار محافل با نفوذ سرمايه داري بخش بزرگي از سرزمين ها و مراتع سرخپوستان را به شركتهاي راه آهن واگذار كرد، سرخپوستان دست به شورش زدند و جنرال هاي امريكايي « شرمن » و « شريدان » بي رحمانه شورشهاي سرخپوستان را سركوب كردند، اما چند سال بعد ، در سال 1875 ميلادي با كشف طلا در منطقه« بلاك هيلز» در ايالت داكوتاي جنوبي كه متعلق به سرخپوستان « سيو» و « شايان » بود ، سيل جويندگان طلا به اين منطقه سرازير شد و درگيري هايي ميان آنها و سرخپوستان درگرفت، جنرال « جورج آرمسترانگ كاستر» مامور سركوب سرخپوستان شد، وي چند سال قبل از اين در سال 1868 ميلادي به دستور جنرال « شريدان » به يك اردوگاه قبيله شايان در حاشيه رودخانه «  واشيتا » حمله كرده بود، جنگجويان قبيله« شايان» به دليل فصل شكار « بوفالو*» در اردوگاه حضور نداشتند، با اين حال كاستر به اردوگاه حمله كرد و بيش از 50 زن و كودك سرخپوست را بي رحمانه قتل عام كرد، پس از اين واقعه ، كاستر لقب « قاتل سرخپوستان » را يافت. در سال 1875 كه« كاستر» مامور سركوب شورش سرخپوستان شد ، وي با بلندپروازي قصد داشت در انتخابات رياست جمهوري امريكا شركت كند به همين دليل ، وي مي خواست به هر قيمتي به يك موفقيت نظامي دست يابد، جنرال « كاستر» در راس يك بخش نظام جنگی شامل 285 سرباز و چند عراده توپ تصميم گرفت بار ديگر يك اردوگاه سرخپوستان را نابود كند، اما اين بار به آرزويش نرسيد، وي در كنار رودخانه« ليتل بيگ هورن» در ايالت « مونتانا» در شمال غرب امريكا در كمينگاهي كه « سيتينگ بول» رئيس قبايل « سيو» براي وي تدارك ديده بود ، افتاد.

   افراد نظامی « كاستر» علي رغم داشتن سلاحهاي مدرن آن روزگار و توپخانه از سرخپوستان« سيو» به سختي شكست خوردند و همه آنها بدون استثنا كشته شدند، تنها موجود زنده در بخش نظامی امريكا يك اسب به نام كومانچي بود كه تا پايان عمرش در سال 1891 ميلادي از خدمت در سوار نظام معاف شده و مورد مراقبت قرار گرفت، البته پس از اين جنگ قوای نظامی امريكا هزاران سرباز را براي جنگ با سرخپوستان « سيو» اعزام كرد و سرانجام قبايل « سيو» شكست خورده و « سيتينگ بول » به كانادا گريخت، چنانچه جنگهاي نظامی امريكا با قبايل مختلف سرخپوست ادامه داشت تا اين كه 10 سال بعد از جنگ « ليتل بيگ هورن » سرانجام با شكست «جرونيمو» رئيس قبايل « آپاچي» در ايالت « نيومكزيكو» ، اين جنگ ها خاتمه يافتند.

ـ ( * بوفالو  بوغالو ) یک نوع حیوانی است مانند گاو که سرخپوستان آنان را برای شکار مساعد می دیدند و شکار میکردند.

2- نخستین بردگان آزاد شده افریقایی :ـ بتاریخ 25 جون سال 1822 ميلادي : پس از سالها استثمار امريكا بر مردم افريقا، نخستين گروه از بردگان آزاد شده امريكايي وارد وطن اصلي خود، افريقا شدند، اين عده در سرزميني كه امروزه « ليبريا» خوانده مي شود مسكن گزيدند، سياهپوستان امريكا از اوايل قرن نوزدهم ميلادي نهضتي را آغاز كردند كه هدفشان از برپايي آن تأسيس يك كشور براي سياهپوستان بود، به همين جهت گروهي از سياهان امريكا به غرب افريقا كوچ كردند، و كشور« ليبريا» را بوجود آوردند، اين كشور ابتدا مانند يكي از ايالات كشور امريكا اداره مي شد، اما درسال 1847 ميلادي در اين سرزمين نظام جمهوري برقرارشد و نخستين رئيس جمهور آن نيز برده اي از اهالي ويرجينيا به نام« رابِرتس» بود .

3- آغاز جنگ میان 2 کره :ـ بتاریخ 25 جون سال 1950 ميلادي : كره شمالي از مدار 28 درجه، مرزميان 2 كره جنوبي حمله كرد و بدين ترتيب جنگ ميان 2 كره آغاز گرديد، باشروع جنگ، امريكا و 15 كشور ديگر نيروهاي نظامي خود را به منظور مقابله با كره شمالي و دفاع از كره جنوبي به منطقه اعزام داشتند، اندكي بعد با دخالت نيروهاي سازمان ملل متحد و دفاع از كره جنوبي درگيري شديدي ميان 2 كره و متحدانشان صورت گرفت كه پس از مدتي منجر به امضاء پيمان آتش بس گرديد، عاقبت حنگ سرد ميان 2 كره در دسمبر سال 1991 ميلادي با امضاء عهدنامه عدم تجاوز ميان 2 كشور خاتمه يافت .

روز شمار، بیست ششم جون

= = = = = = = = = = =

1 ـ کشف یکی از گزانبهاترین فلزات بنام « راديوم  » :ـ  بتاریخ 26 جون سال 1898ميلادي : راديوم يكي از كمياب ترين و گرانبهاترين فلزّات ، توسط مادام كوري و همسرش پي ير كوري كشف شد، به اين ترتيب راه معالجه پاره اي از امراض كه احتياج به مواد راديواكتيويته داشتند، هموار گشت، راديوم از فلزات قلياي خاكي است و علاوه بر تشعشعات سه گانه ( آلفا ، بتا و گاما) از انرژي حرارتي قابل ملاحظه اي برخوردار است، اين فلز بحالت تركيب در طبيعت وجود دارد و استخراج آن بسيار مشكل است ؛ و همين امر در بهاي و قیمت آن تأثير فراوان داشته ، و بهاي آن را افزايش مي دهد از « راديوم »  در معالجه مرض « سرطان » و « راديوتراپي » استفاده بسيار مي شود .

2 ـ  ملّي  شدن كانال سوئز در مصر:- بتاریخ  26 جون سال 1956ميلادي : کمپنی كانال سوئز بدستور جمال عبدالناصر رئيس جمهور وقت مصر، ملّي اعلام شد ، و سازماني مصري براي اداره آن بنيان گذاشته شد، كانال سوئز در سال 1896ميلادي پس از اشغال مصر توسط انگلستان تأسيس گرديد ، و بدين وسيله راه دريايي ميان اروپا و هندوستان كوتاه تر گشت، تسلط انگلستان بر كانال سوئز، همچنان باقي بود تا اينكه در زمان حكومت ناصر ، وي براي قطع بهره برداري دولتهاي انگليس و فرانسه کمپنی كانال سوئز را ملی اعلام كرد، در پي اين اقدام ناصر ، نيروهاي انگليسي ، فرانسوي و رژيم اشغالگر قدس به طور همزمان به مصر حمله كردند ، و با وجود برتري نظامي اين سه كشور در جنگ سوئز ؛ نتيجه به نفع مصريها تمام شد .

روز شمار، بیست هفتم جون

= = = = = = = = = = =

1 ـ شورش در کشتی جنگی روسیه :ـ   بتاریخ 27 جون سال 1905 ميلادي: کشتی بانان ، کشتی جنگی « پوتمكين » ، بزرگترين کشتی نيروي دريايي امپراتوري روسيه دست به شورش زدند،اين شورش هنگامي رخ داد كه کشتی جنگي « پوتمكين» در بندر «اودسا» در درياي « سياه » لنگر انداخته بود، شورش کشتی بانان كشتي « پوتمكين » به دليل كشته شدن يك کشتی بان توسط يك افسر روي داد، اين کشتی بان شكايت كرده بود گوشت غذايي كه به او داده شده فاسد است و براي همين شكايت توسط افسر مافوق به قتل رسيد، قتل کشتی بان بيگناه موجب شورش کشتی بانان و كاركنان کشتی جنگی  « پوتمكين» شد، هشت افسر به کشتی بانان شورشي پيوستند، در اين شورش قوماندان « پوتمكين » و بسياري از افسران ديگر توسط کشتی بانان كشته شده و اجساد آنها را به دريا افكندند، در پي شكست سنگين نيروي دريايي روسيه تزاري از نيروي دريايي جاپان در تنگه« تسوشيما» كه يك ماه قبل از شورش « پوتمكين» اتفاق افتاده بود ، افسران نيروي دريايي تزاري اعتبار چنداني در نزد نيروهاي خود نداشتند، کشتی بانان« پوتمكين »  كنترل آن را به دست گرفته و پرچم تزاري را پايين مي كشند و به جاي آن پرچم سرخ انقلاب را برمي افرازند، دو كشتي جنگي ديگر كه در بندر اودسا لنگر انداخته بودند به شورشيان پوتمكين مي پيوندند، روز بعد، شورش به بندر« اودسا» و ديگر بنادر امپراطوري تزاري گسترش مي يابد، دولت حكومت نظامي اعلام مي كند و در جريان سركوب شورشيان صدها نفر به قتل مي رسند.

   کشتی بانان  کشتی جنگي « پوتمكين » مدت زيادي به طور بي هدف درياي سياه را مي پيمايند و سرانجام موفق مي شوند از كشور روماني پناهندگي سياسي كسب كنند و در بندر كونستانزا اين كشور در درياي سياه لنگر مي اندازند، شورش كشتي پوتمكين با فيلمي كه كارگردان شوروي سرگئي آيزنشتاين در سال 1925 ميلادي از ماجراي آن تهيه كرد ، جاودانه شد، به اين ترتيب شورش کشتی بانان  کشتی جنگي « پوتمكين » در روز 27 جون سال 1905 ميلادي نخستين جرقه هاي انقلاب روسيه را برافروخت كه سال ها بعد منجر به سرنگوني امپراطوري تزاري و ايجاد حكومت بلشويكي تحت رهبری « ولادیمیر ایلیچ ـ لینین » شد.

2 ـ امضاقرار داد تقسیم پولند :ـ بتاریخ  27 جون سال 1772 ميلادي : قرار داد تقسيم پولند ميان سه قدرت بزرگ اروپاي قرن هجدهم ميلادي به امضاء رسيد، اين سرزمين كه امروز از كشورهاي مستقل اروپاي شرقي است با امضاي قرار داد مزبور از سوي نمايندگان روسيه ، اطريش و نمايندگان شاه پروس تقسيم شد، سردمداران اين امپراتوري ها بنام حفظ مملكت پولند از فساد و اضمحلال ، هر يك بخش هايي از خاك اين كشور را تصرف كردند و بدين ترتيب نقشه پولند عملأ از قاره اروپا محو شد، گفتني است اين نخستين قرارداد تقسيم پولند بود .

3 ـ اولین ساخت بایسکل در جهان :ـ بتاریخ 27 جون سال 1779ميلادي : بایسکل توسط يكي از اهالي« مانهايم» المان ساخته شد، اين بایسکل از جنس چوب و فاقد ركاب و زنجير بود و تنها با فشار پا و دويدن شخصي كه بر روي آن قرار داشت به حركت درمي‏آمد، بعدها يعني در سال 1839 ميلادي بایسکل ركاب دار توسط مك ميلان آهنگر هالندی ساخته شد و سرانجام بسال 1888ميلادي بایسکلی با چرخ هاي مساوي و داراي تاير ساخته شد .

4 ـ اعدام« روبسپير» انقلابي معروف فرانسه:- بتاریخ 27 جون سال 1794ميلادي : روبسپيرانقلابي معروف فرانسه در دوران انقلاب كبير پس از 36سال زندگي در جريان مبارزات انقلابيون بوسيله گيوتين اعدام شد، وي درسپتمبرسال 1758ميلادي در شهر آراس بدنيا آمد و پس از اعدام لوئي شانزدهم پادشاه فرانسه و برقراري نظام جمهوري در اين كشور به مدت چهار ماه حكومت را در دست داشت و سپس به دست انقلابيون اعلام شد .

5ـ در گذشت فريدريش شاعر، اديب و فيلسوف آلماني :- بتاریخ 27 جون سال 1862 ميلادي : فريدريش روكرت شاعر ، اديب و فيلسوف الماني در قرن نوزدهم ميلادي پس از 74سال زندگي درگذشت، روكرت به زبانهاي فارسي ، عربي و چيني بخوبي آشنا بود و در دانشگاه براين به تدريس زبان عربي پرداخت از آثار برجسته او كتاب شرقيات را مي‏توان نام برد .

6- درگذشت « ونسان ون گوگ » نقاش هالندی :ـ بتاریخ 27 جون سال 1890ميلادي : ونسان ون گوگ نقاش هالندی درگذشت، او پس از سالها رنج و مرارت و مبارزه با اصول و قواعد رنگ آميزي كهن سرانجام موفق شد سبكي نوين در نقاشي ايجاد كند، از قرن گوگ تابلوهاي متعددي بجاي مانده كه مهمترين آنها گلهاي آفتابگردان ، مردي با گوشهاي بريده و سيب زميني خورها مي‏باشند .

روز شمار، بیست هشتم جون

= = = = = = = = = = =

1 ـ ترور« آرشيدوك فرديناند» و آغاز جنگ جهانی اول:ـ بتاریخ 28 جون سال 1914 ميلادي « آرشيدوك فرانس فرديناند» ، وليعهد امپراطوري اطريش – مجارستان در شهر " سارايوو" توسط يك تروريست صرب به نام « گاوريلو پرينچيپ» ترور شد، در اين حادثه« دوشس سوفيا دوهوئنبرگ » همسر فرديناند نيز به قتل رسيد،  با قتل وليعهد امپراطوري  (اطريش – مجارستان) نخستين زنگ خطر جنگ جهاني اول زده شد، « گاوريلو پرينچيپ » تروريست 19 ساله " صرب" عضو يك سازمان مخفي به نام " دست سياه" بود ، كه مهار اصلي آن در اختيار صاحب منصب « ديميتريوويچ »، رئيس سرويس هاي مخفي اطلاعاتي " بلگراد" بود، اين سازمان خواستار اتحاد همه " اسلاوهاي جنوبي" و ادغام آنها در " صربستان" بود، به همين دليل ، اين سازمان رسما خواستار الحاق " بوسني هرزگوين" در سال 1908 ميلادي شده بود، " بوسني هرزگوين" كه قبلا به امپراطوري عثماني تعلق داشت ، در آن زمان تحت قيومت امپراطوري  (اطريش – مجارستان) بود، به همين دليل ، ملي گرايان " صرب " تصميم گرفتند هنگام سفر رسمي وليعهد امپراطوري اطريش - مجارستان به شهر" سارايوو" ، پايتخت " بوسني هرزگوين "، با قتل جانشين امپراطور سالخورده  " اطريش " « فرانسوا ژوزف اول» ، ضربه سختي را وارد سازند، اين سوء قصد قاره اروپا را به خون و آتش كشيد، در آن زمان اروپا به 2 قطب رقيب تقسيم شده بود، در يك سو اتحاد سه گانه امپراطوري  ( اطريش – مجارستان) ، امپراطوري ( المان ) و پادشاهي( ايتاليا) و در سو ديگر اتحاد سه گانه( روسيه ، فرانسه و انگلستان) قرار داشتند، امپراطوري اطريش روز 28 جولای به " صربستان" اعلان جنگ مي دهد و روز 30 جولای" بلگراد" توسط "اطريشي ها" بمباران مي شود، تزار روسيه« نيكلاي دوم» به نام همبستگي" اسلاوها" به امپراطور اطريش اعلان جنگ مي دهد و سرانجام با قرار گرفتن " المان ، ايتاليا و بلغارستان" در كنار امپراطوري اطريش بعدها (عثماني) نيز به آنها مي پيوندد، و اتحاد   ( فرانسه و انگلستان با روسيه) بعدها( ايالات متحده) در طرفداري از آنها وارد جنگ مي شود جنگ جهاني اول آغاز مي گردد ، اما اندكي پس از جنگ ايتاليا نيز به جبهه( فرانسه ، انگلستان و روسيه) مي پيوندد.

    جنگ خونين 4 ساله از سال 1914 تا 1918 ميلادي كه دستكم هشت ميليون نفر بر اثر آن جان باختند، قتل« آرشيدوك فرانس فرديناند» نه تنها باعث آغاز جنگ جهاني اول شد ، بلكه پس از پايان اين جنگ خونبار ، جهان شاهد تحولات بزرگ سياسي و جغرافيايي شد، امپراطوري هاي اطريش - مجارستان و عثماني تجزيه شدند و سيستم سياسي آنها جمهوري شد، در امپراطوري روسيه و میان جنگ در سال 1917 ميلادي انقلاب شد و اين امپراطوري سرنگون گرديد و رژيم سوسیالیستی ( كمونيستي) به رهبری ولادیمیر ایلیچ لینین بر سر كار آمد، امپراطوري المان منقرض گرديد و به جمهوري تبديل شد و بخش هايي از خاك خود را براساس پيمان«  ورشو » از دست داد و تحقيري را متحمل شد كه عواقب آن در سال 1939 ميلادي با آغاز جنگ جهاني دوم توسط « هيتلر » دامنگير جهان شد، به اين ترتيب سوء قصد به جان « آرشيدوك فرانس فرديناند»  در روز 28 جون سال 1914 ميلادي توسط يك تروريست 19 ساله ،  ژئوپليتيك جهان را به كلي تغيير داد.

2 ـ معاهده تاریخی برلین :ـ  بتاریخ 28 جون سال 1778ميلادي : معاهده تاريخي برلين در پايان كنگره‏اي به همين نام ميان نمايندگان ( روسيه ، المان ، فرانسه ، انگليس و اطريش ) به امضاء رسيد، كنگره برلين به خواست « بسيمارك » صدر اعظم وقت المان تشكيل شد و نتايج قابل ملاحظه‏اي براي آن كشور بدنبال داشت، با اين معاهده به قدرت سياسي و نظامي المان به اوج خود رسيد، همچنين تأثير اين معاهده در جنگهاي جهاني اول و دوم بسيار عميق و در خور توجه داشت .

3 ـ استقلال پیرو :ـ  بتاریخ 28 جون سال 1824ميلادي : کشور" پیرو " به استقلال رسيد، اين سرزمين از اوايل قرن شانزدهم ميلادي به تصرف هسپانيا درآمد و تا سال 1821ميلادي بخشي از امپراطوري "هسپانيا" بود، استعمارگران هسپانيايي استثمار مردم " پیـرو" و غارت منابع طبيعي اين سرزمين را تا يك قرن بعد ادامه دادند و همين امر انقلاب آزاديخواهانه مردم" پیرو " را شدت بخشيد، سرانجام در جريان مبارزات « خوزه سان مارتين» و « سيمون بوليوار» رهبران جنبش هاي انقلابي امريكاي جنوبي ، " پیرو " مستقل و از حكومت جمهوري برخوردار شد، اين كشور با مساحتي حدود يك ميليون و سيصد هزار كيلومتر مربع در امريكاي جنوبي واقع و با اكوادور ، كلمبيا ، برزيل ، شيلي و بوليوي هم مرز است .

روز شمار، بیست نهم جون

= = = = = = = = = = =

1 ـ آغاز بمباران هانوي توسط امريكا بتاریخ 29 جون سال 1966 ميلادي ،« ليندون جانسون»  رئيس جمهور امريكا براي نخستين بار دستور بمباران شهرهاي " هانوي و هايفونگ " را در  " ويتنام شمالي" صادر كرد، با آغاز بمباران هاي هوايي شهرهاي " هانوي " و بندر "هايفونگ" مرحله تازه اي در جنگ اعلام نشده امريكا و متحدش " ويتنام جنوبي" عليه" ويتنام شمالي" آغاز گشت، نقطه عطف اين جنگ ناعادلانه و نابرابر جنگ "هند و چين فرانسه" و در پي آن توافقات صلح " ژنیو " در 21 جولای سال 1954 ميلادي بود كه به حضور فرانسه در ويتنام خاتمه داد، اين توافقات كه در آن وحدت دو ويتنام پيش بيني شده بود نه تنها تحقق نيافت بلكه دامنه اختلافات گسترش پيدا كرد، در جنوب حكومت سلطنتي" بائوداي" توسط « نگودين ديم» صدراعظم سرنگون شده و يك رژيم ديكتاتوري و فاسد را برقرار كرد و به جنگ با ويتنام شمالي ادامه داد، اما علي رغم كمك هاي نظامي امريكا شرايط براي نگودين ديم به سرعت به وخامت گراييد، كمونيست هاي ويتنام جنوبي يك جبهه مبارزه براي آزادي ويتنام جنوبي به نام  « ويت كنگ » را تشكيل دادند، از سال 1961 ميلادي « جان اف كندي» رئيس جمهور امريكا تعداد كثيري از مشاوران نظامي امريكايي را به ويتنام جنوبي اعزام كرد تا به« نگودين ديم» در مقابله با سربازان ويتنام شمالي و چريك هاي ويت كنگ كمك كنند.

   به اين ترتيب ، امريكايي ها نخستن گام را در اين جنگ اعلام نشده برداشتند، در سال 1963 ميلادي ، امريكايي ها حمايت از نگودين ديم را قطع كرده و يك گروه از نظاميان ويتنام جنوبي با همكاري سازمان" سيا " كودتا كردند و پس از قتل وي يك حكومت ظاهر صلاح را روي كار آوردند، در فاصله روزهاي 2  تا 4 ماه اگست  سال 1964 ، قوای نظامی ويتنام شمالي به سوي 2 کشتی شکن امريكايي(مادوكس و ترنر جوي) كه وارد آب هاي ارضي اين كشور شده بودند فیر كرد،  اين واقعه كه در خليج " تونكن " رخ داد ، بهانه لازم را براي اقدام نظامي عليه ويتنام شمالي به دست« ليندون جانسون» رئيس جمهور امريكا داد، وي از 4 اگست دستور نخستين بمباران هاي هوايي مواضع " ويت كنگ ها" در ويتنام جنوبي را صادر كرد، جانسون در روز 7 اگست 1964 ميلادي از كنگره امريكا اختيارات كامل براي جنگ عليه ويتنام شمالي را كسب نمود، امريكايي ها و نيروهاي ويتنام جنوبي در روز 7 فبروری سال 1965 ميلادي بمباران مناطق مرزي ويتنام شمالي با جنوبي و جاده هاي اين كشور را آغاز كردند، آنها مي خواستند از طريق اين بمباران ها از ارسال قطعات نظامي و مواد سوخت به  " ويت كنگ ها" و نيروهاي كره شمالي جلوگيري كنند، اما آنها هرگز موفق نشدند راه مشهور"هوشي مينه" كه از مسير آن انسانها و تجهيزات از شمال به جنوب تردد مي كردند را قطع سازند، جانسون هر روز دستور اعزام سربازان بيشتري را به ويتنام جنوبي صادر مي كرد تا جايي كه بيش از 500 هزار نظامي امريكايي در ويتنام مستقر شدند، اما امريكا كاملا در باتلاق ويتنام گرفتار شده بود.

    به اين ترتيب براي وارد آوردن ضربات سخت تر به ويتنام شمالي ليندون جانسون براي نخستين بار دستور بمباران هاي هوايي شهرهاي ويتنام شمالي به ويژه " هانوي" پايتخت و بندر "هايفونگ" را در روز 29 جون سال 1966 ميلادي صادر كرد، اين بمباران ها تقريبا تا اواخر جنگ ادامه داشتند ، اما سرانجام امريكا ناگزير گرديد پس از اين كه بيش از 50 هزار سرباز امريكايي در جنگ ويتنام كشته شدند ، عقب نشيني از ويتنام را آغاز كند، در 30 اپریل سال 1975 ميلادي كليه نيروهاي نظامي امريكا از كشور ويتنام جنوبي خارج شدند و اندكي بعد در سال 1976 ميلادي با سقوط شهر" سايگون "(هوشي مين ويل امروز) ويتنام وحدت خود را بازيافت.

2 ـ پیروزی قیام پارسی ها علیه شارل :ـ بتاریخ 29 جون سال 1830ميلادي : قيام تاريخي پارسي ها براي سرنگون كردن شارل دهم آخرين شاه خاندان " بوربون" با پيروزي به پايان رسيد، وي از سلسله دوم بوربون بود و قصد برقراري مجدد استبداد را در فرانسه داشت، اما با انقلاب جولای 1830ميلادي مردم آزاديخواه و انقلابي پاريس او را سرنگون كردند ، و بوربون‏ها براي هميشه مقام سلطنت را از دست دادند .

3 ـ جنگهای خونین جاپانی ها در سواحل جنوبی هند و چین :ـ بتاریخ 29 جون  سال 1941ميلادي : با پياده شدن سپاهيان جاپان در سواحل جنوبي هند و چين ، جنگهاي خونين ميان نيروهاي جاپانی و قواي مستقر در اين منطقه درگرفت  در آن زمان سواحل جنوبي هند و چين ، و شهرها و ممالك اين بخش از آسيا جزء مستعمرات سه كشور هالند ، فرانسه و انگلستان محسوب مي‏شد، از اين رو ، دول استعماري اين كشورها به شدت از اهداف استعمارگرانه خود دفاع مي‏گردند، اما به دليل دولتهاي اروپايي در جنگ جهاني دوم ، نیروهاي جاپانی موفق شدند بسياري از جزاير و بنادر اقيانوس آرام و آسياي جنوب شرقي را تصرف كنند، اين مناطق تا پايان جنگ جهاني دوم يعني تا سال 1945ميلادي و شكست قطعي جاپان از متفقين در اشغا ل جاپانی‏ها باقي مانده .

روز شمار، سی ام جون

= = = = = = = = =

 اضمحلال امپراتوري " آزتك" بتاریخ 30 جون سال 1520 ميلادي آزتك هاي ساكن تنوكتيلان (شهر مكزيكو كنوني) هسپانیایی ها را از اين شهر بيرون راندند، اين شب كه در نزد هسپانیایی ها به نوچه تريسته (در زبان هسپانیایی  شب غم انگيز) مشهور شد ، در واقع عامل اضمحلال امپراطوري "آزتك" و تغيير سرنوشت مكزيك و امريكاي هسپانیایی  زبان شد، پس از كشف قاره امريكا توسط كريستف كلمب ، هسپانیایی  ها نخست در جزاير "آنتيل" مستقر شدند، در سال 1518 ميلادي «هرنان كورتز» ، يك اشرافزاده ماجراجو اهل" كاستيل" هسپانیا در راس يك گروه كوچك از سربازان هسپانیایی  جزيره کیوبا را ترك كرد و به قصد اشغال مكزيك روانه آن سرزمين شد، سرخ پوستان مكزيك با مشاهده چهره ريش دار هسپانیایی  ها ، زره ها ، سلاح هاي آتشين و اسب هاي آنها مات و مبهوت شدند،اين مساله به سود« كورتز» تمام شد زيرا سرخپوستان" آزتك" بر اساس يك اسطوره قديمي خود به خدايي به نام« كتزاكوالت» معتقد بودند كه روزي به قصد فتح سرزمين هاي جديد خاك" آزتك ها" را ترك كرده بود و بايد با بازماندگان خود با هيبت جديدي بازمي گشت، « موكتزوما دوم » امپراطور "آزتك ها" جرات نكرد مانع ورود « كورتز» به پايتخت باشكوهش " تنوكتيلان" (مكزيكو كنوني) شود.

   « كورتز» به آساني شهر را تصرف كرد اما به زودي ناگزير شد براي مقابله با ورود يك رقيب بنام« پانفينو دو ناوانز» به نواحي ساحلي بازگردد، وي اختيار شهر و مراقبت از امپراطور را به يكي از معاونان خود به نام« پترو دو آلوارو» سپرد، اما پترو دو آلوارو فرد مناسبي براي اين مقام نبود و به بهانه يك توطئه وارد معبد اصلي " آزتك ها" شد و تمام راهبان و حاضران در معبد را قتل عام كرد، آزتك ها دست به شورش زدند، در اين ميان « موكتزوما» در سلولش توسط نگهبانان هسپانیایی  به قتل رسيد، با مرگ وي برادرزاده اش كوان تموك امپراطور شد و رهبري شورش را در دست گرفت.

    هرنان كورتز پس از اطلاع از شورش آزتك ها به سرعت بازگشت ، اما متوجه شد اوضاع تنوكتيلان غيرقابل كنترل است و بنابراين دستور عقب نشيني سربازان خود را صادر كرد، كورتز به همراه 500 سرباز هسپانیایی  تصميم گرفت به سرعت پايتخت امپراطوري" آزتك" را در شب 30 جون سال 1520 ميلادي ترك كند، مردم پل هايي كه عبور از مرداب هاي پيرامون شهر را امكان پذير مي ساخت قطع كردند و نيمي از سربازان هسپانیایی  را به قتل رساندند و بقيه به همراه كورتز موفق به فرار شدند، اما كورتز با سماجت و قبل از يك حمله ديگر بقيه افرادش و متحدان سرخپوست خود را باز سازی  كرد و شهر را به محاصره درآورد، پس از 75 روز محاصره شهر " تنوكتيلان" و همراه آن امپراطوری "آزتك" سقوط كرد، هسپانیایی  ها شهر" تنوكتيلان" را ويران كردند و در محل آن شهر " مكزيكو" كه نام آن برگرفته از نام يك قبيله محلي بود را بنا كردند، مقاومت" آزتك ها" با دستگيري كوان تموك در 13 اگست 1521 ميلادي خاتمه يافت، هسپانیایی ها « كوان تموك» را به دست جلادان سپردند و پس از ساعت ها شكنجه طاقت فرسا ، « كوان تموك» آخرين امپراطور " آزتك" جان سپرد، به اين ترتيب در شب 30 جون سال 1520 ميلادي ،"آزتك ها" موفق شدند اشغالگران هسپانیایی  را از شهر " تنوكتيلان" بيرون برانند، اما اين اقدام موجب اضمحلال امپراطوری " آزتك " شد و از آن پس كابوس طولاني آزتك ها تا زمان نابودي تمدن آزتك ادامه يافت، فتح امپراطوری " آزتك" و سرزمين كنوني" مكزيك ـ مکسیکو " توسط «هرنان كورتز» عواقب شومي براي بقيه تمدن هاي كهن قاره امريكا داشت ، از جمله مي توان به نابودي امپراطوری و تمدن " اينكاها" و فتح سرزمين كنوني " پیرو " توسط « فرانسيسكو پيزارو » اشاره كرد./

  ختم رویداد های مهم جهان

 در ماه جون سالهای مختلف

 



بالا

بعدی * آرشیف اخبار* قبلی