
سراج الدین ادیب
جهان در آیینهء رویداد های تاریخ
( از اول تا 31 ماه اگست )
روز شمار اول ماه اگست
= = = = = = = = = =
1 ـ آغاز سلطنت هانري در فرانسه :ـ بتاریخ اول اگست سال 1589 ميلادي :”هانري دوناوار“ معروف به هانري دوبوربون سلطنت خود را در فرانسه آغاز كرد بدين ترتيب حكمراني دوره سوم پادشاهان خاندان بوربون در فرانسه آغاز شد، هانري دوناوار پس از به قدرت رسيدن با عنوان هانري چهارم بر مسند قدرت نشست و مدت بيست و يك سال بر سر قدرت باقي ماند.
2 ـ استقلال سویس :ـ بتاریخ اول اگست سال 1648 ميلادي: استقلال كشور سويس به رسميت شناخته شد، اين كشور در چنگهاي سي ساله اروپا كه از سال 1618 تا 1648 ميلادي بطول انجاميد، بيطرفي خود را حفظ كرد از اين رو درپيمان ؟كه در پايان جنگهاي سي ساله منعقد شد،استقلال سويس به رسميت شناخته شد كشور سويس به صورت كنفدراسيون اداره ميشوداين كشور با المان,فرانسه,ايتاليا,اطریش و ليختن اشتاين هم مرز است.
3 ـ تولد هرمان نویسنده امریکایی:- بتاریخ اول اگست سال 1819 ميلادي: هرمان ملويل نويسنده مشهورامريكايي در قرن نوزدهم ميلادي در اين كشور متولد شد پدر"هرمان" تاجر بود اما در زمان بحران اقتصادي در امريكا برشكسته شدوسپس درگذشت و از آن پس" هرمان" به اداره امور خانواده پرداخت هرمان ملويل براي تامين مصرف زندگي خود و خانواده اش به كارهاي مختلفي چون مزرعه داري,معلمي و دريانوردي پرداخت اما روحيه ماجراجوي او با دريانوردي و ماجراهايش سازگار افتاد و از آن به بعد به دريانوردي مشغول شد، وي پس از مدتي نزد خانواده اش بازگشت و به تشويق آنان خاطرات خود را نوشت كه با اقبال عمومی هم روبرو نشد، اما مشهورترين اثر هرمان ملويل موبي ديك است كه شاهكار ادبي او بشمار ميرود، ملويل پنج ماه قبل از مرگ" رمان بياي باد" را بازنويسي كرد.
4 ـ استقلال کشور بنین :- بتاریخ اول اگست 1960 ميلادي :كشور بنين استقلال يافت و اين روز به نام روز ملي بنين خوانده شد، از سال 1859 ميلادي فرانسه با بستن قراردادهاي تجاري با بنين بر نفوذ خود در اين كشور افزودو سپس به مداخله نظامي پرداخت، بنين كه در گذشته داهومي خوانده مي شد، در سال 1985 ميلادي به عضويت جامعه خود مختار فرانسه درآمد، و سر انجام در سال 1960 ميلادي مستقل شد،اين كشور در سالهاي اخير هيچ گاه آرامش به خود نديد و همواره درگير مناقشات و زدوخوردهاي سياسي بود، در سال 1975 ميلادي پس از كودتاهاي پي در پي سرانجام رژيم چمهوري خلق در بنين اعلام شد و نام اين كشور از داهومي به بنين تغيير يافت.
روز شمار دوم ماه اگست
= = = = = = = = = =
1 ـ در گذشت دنيس پاپن مخترع و مكتشف فرانسوي:- بتاریخ دوم اگست سال1714ميلادي:" دنيس پاپن" ازجمله مخترعان و مكتشفان فرانسوي در67سالگي درگذشت،" دنيس پاپن"نخستين بار درتاريخ صنايع ازقوّه بخاربراي ايجاد حركت درموتور ماشين استفاده كرد، ماشين بخار" دنيس پاپن" اولين وسيله بخاري محسوب مي شود كه براساس آن بعدها موتر و كشتي بخاري ساخته شد.
2 ـ در گذشت فريدريش هِگِل فيلسوف الماني:ـ بتاریخ دوم اگست سال1831ميلادي: " فريدريش هِگِل" فيلسوف الماني ازدنيا رفت، او درپايان تحصيلاتش به مطالعه فلسفه پرداخت و همزمان با آن دردانشگاههاي هايدلبرگ و برلين تدريس مي كرد، فلسفه هگل برسه اصل« تز، آنتي تز و سنتز» استوار است، او عقيده داشت كه هستي براصل تضاد استوار است و هرچه درعالم خلقت مي بينيم خودي درخود دارد كه به آن دو، تزو آنتي تز و به تركيب آنها سنتز مي گويند، «هِگل» فلسفه خود را درآثارش همچون« نمود شناسي ذهن، علم و منطق، فلسفه حق و دايرة المعارف علوم فلسفي» تشريح كرده است.
3 ـ حمله فرانسويان به مواضع المان:- بتاریخ دوم اگست سال1870ميلادي: جنگ شش ماهه المان و فرانسه با حمله فرانسويان به مواضع المان آغازشد، دراين زمان ناپلئون سوم برفرانسه و ويلهلم اول برالمان حكومت مي كردند، دراين جنگها برخلاف انتظار نيروهاي الماني، قواي فرانسه را شكست دادند و پس ازتصرف شهر پاريس ناپلئون سوم را نيزبه اسارت گرفتند، جنگهاي شش ماهه كه دردو نوبت يك ماهه و پنج ماهه رخ داد با تحميل قرارداد 1871به فرانسه پايان يافت.
4 ـ تشكيل كنفرانس پوتسدام:ـ بتاریخ دوم اگست سال1945ميلادي: درپي تسليم المان نازي درپايان جنگ جهاني دوم كنفرانس پوتسدام تشكيل شد، دراين كنفرانس نمايندگان سه كشور پيروز درجنگ جهاني اول يعني امريكا، انگليس و شوروي سابق شركت داشتند، براساس توافق حاصل شده دركنفرانس پوتسدام، المان از يك چهارم مساحت خود درسال1937ميلادي محروم شد و مرز شرقي آن با پولند نيزمحدود شد، اين سرزمينهاي مصادره شده به پولند و شوروي سابق ضميمه شد.
روز شمار سوم ماه اگست
= = = = = = = = ===
1 ـ سفر اكتشافي كريستف كلمب :ـ بتاریخ سوم اگست سال 1492 ميلادي: كريستف كلمب دريانورد ايتاليايي بزرگترين سفر اكتشافي خود را آغاز كرد، كلمب براي يافتن راهي تازه به هندوستان از بندر پائولوس هسپانیا حركت كردو پس از سي و سه روز قدم به خشكي گذاشت، كلمب تصور كرد كه به هندوستان رسيده است اما در واقع پاي به قاره اي جديد گذاشته بود كه بعد ها امريكا خوانده شد.
2 ـ جنگهاي داخلی در انگلستان :ـ بتاریخ سوم اگست سال 1642 ميلادي: جنگهاي داخلی انگلستان در زمان شارل اول آغاز شد، نيروهاي درگير جنگ قواي شارل اول و طرفداران مجلس انگلیس بودند، اين جنگها سه سال به طول انجاميد و سرانجام با اعدام شارل اول پايان يافت.
3 ـ جزيره سيسيل ضميمه خاك ايتاليا شد:- بتاریخ سوم اگست سال 1860 ميلادي: با همت گاريبالدي سردار ميهن پرست ايتاليايي ,جزيره سيسيل ضميمه خاك ايتاليا شد، مردم سيسيل تا اين زمان تحت سلطه فرانسوي دوم بودند و چون از استبداد و ظلم او به تنگ آمده بودند از گاريبالدي و سربازانش حمايت كردند، بدين ترتيب بعد از 80 روز جنگ سيسيل ضميمه خاك ايتاليا شد.
4 ـ عبور نخستين كشتي از كانال پاناما :- بتاریخ سوم اگست سال 1914 ميلادي: با عبور نخستين كشتي از كانال پاناما؛اين تنگه افتتاح شد، احداث كانال پاناما را فرانسوي ها آغاز كردند وامريكائيان آن را به پايان رساندند با احداث كانال پاناما دو اقيانوس كبير و اطلس به هم متصل شدند.
5 ـ استقلال كشور افريقايي نيجر:- بتاریخ سوم اگست سال 1960 ميلادي: كشور افريقايي" نيجر" به استقلال رسيد و عضو سازمان ملل متحد شد، نيجر از قرن هجدهم ميلادي تحت سلطه فرانسه بود و در سال 1922 ميلادي با تاسيس پايگاه هاي نظامي فرانسه در اين سرزمين؛مستعمره فرانسه شد ،اما بتدريج مردم طغيان كردند و سرانجام در چنين روزي مردم نيجر استقلال كامل كشورشان را بازيافتند، نيجر با ليپي ،چاد،بنين،مالي و دلتاي عليا هم مرز است.
روز شمار چهارم ماه اگست
= = = = = = = = == =
1 ـ شكست لشكريان هسپانیا و
پرتگال از مراكش:ـ بتاریخ 4 اگست سال 1578ميلادي ،
عبدالمالك سلطان مراكش لشكريان فيليپ دوم پادشاه هسپانیا و سباستين اول پادشاه
پرتگال كه قصد تصرف مراكش را داشتند در منطقه قصرالكبير در هم شكست، پس از درگذشت
سعدين عبدالله آل غالب اوضاع در مغرب عربي بويژه مراكش ناآرام شد، محمد كه لقب
المسلوخ داشت به عنوان جانشين وي بر تخت سلطنت فاس نشست اما دو برادر عبدالله آل
غالب كه در تبعيد و در خدمت سلطان عثماني بودند ، به دليل بي كفايتي محمد به مراكش
بازگشتند، بيگ الجزاير كه تابع سلطان عثماني بود براي به قدرت رسيدن دو برادر
عبدالله به آنها كمك كرد، وي لشكري را در اختيار آنها گذاشت، اين لشكر به آساني تا
دروازه هاي فاس پيشروي كرد و در همان نخستين درگيري ها لشكر محمد المسلوخ تسليم شد،
در سال 1576 ميلادي عبدالمالك به عنوان سلطان مراكش به تخت سلطنت نشست، محمد براي
كسب تاج و تخت از دست رفته نزد فيليپ دوم پادشاه هسپانیا رفت ، فيليپ دوم ابتدا
تقاضاي كمك به وي را نپذيرفت، محمد به سباستين اول پادشاه پرتگال متوسل شد و توانست
موافقت وي را جلب كند، سباستين نيز به نوبه خود فيليپ را متقاعد كرد تا لشكري را
براي كمك به لشكريان پرتگالی در جنگ با مراكش اعزام كند، سباستين اول كه در يك
مدرسه مذهبي مسيحيان افراطي تحصيل كرده بود هدف ديگري از كمك به محمد داشت، او مي
خواست يك جنگ صليبي عليه مسلمانان به راه بيندازد و اكنون اين موقعيت را به دست
آورده بود.
فيليپ دوم پادشاه هسپانیا از اين كه شخصا در جنگ شركت كند ، امتناع كرد اما
لشكري از سربازان هسپانیايي را به كمك سباستين فرستاد
در جون سال 1576 ميلادي سباستين باکشتی های جنگی عظيمي به سوي مراكش حركت كرد،
سربازان وي در نزديكي منطقه لاراش در ساحل پياده شدند،عبدالمالك كه چندان به بيگ
الجزاير اعتماد نداشت و مي دانست وي به خاك مراكش نظر دارد ، با وي از در صلح درآمد
و قواي خود را آماده مقابله با لشكريان مسيحي كرد، لشكريان هسپانیايي وپرتگالی به
فرماندهي سباستين در منطقه قصر الكبير در مقابل سپاه عبدالمالك صف آرايي كردند، در
جنگي كه ميان دو سپاه در روز 4 اگست سال 1578 ميلادي در قصر الكبير رخ داد ، 40
هزار سوار سپاه عبدالمالك لشكريان هسپانیايي و پرتگالی را تار و مار كردند و هزاران
نفر را اسير گرفتند، سباستين در اين جنگ كشته شد و هرگز جسد وي به دست نيامد و چون
جانشيني نداشت ، فيليپ دوم پادشاه هسپانیا كشورپرتگال را تصرف كرد و خود را شاه
پرتگال ناميد، عبدالمالك نيز در اين جنگ كشته شد ، اما برادرش احمد المنصور كه
جانشين وي بود ، بر تخت سلطنت مراكش نشست، به اين ترتيب ، در روز 4 اگست سال 1578
ميلادي عبدالمالك سلطان مراكش با فدا كردن جان خود ، لشكريان هسپانیايي و پرتگالی
كه قصد تصرف خاك مسلمين را داشتند در قصرالكبير در هم شكست، به لطف اين پيروزي ،
مراكش براي هميشه از بلندپروازي هاي هسپانیايي ها و پرتگالی ها براي استيلا بر اين
كشور خلاص شد و در عين حال بيگ هاي الجزاير كه تابع سلاطين عثماني بودند از هدف خود
براي تصرف مراكش چشم پوشي كردند.
روز شمار پنجم ماه اگست
= = = = = = = = = =
1 ـ اختراع ماشين ديزل :- بتاریخ پنجم اگست سال 1895 ميلادي : ماشين ديزل اختراع شد، دکتور« رودلف ديزل» مخترع الماني,ماشين ديزل را اختراع كرد و با اين اختراع بعدها انقلابي در جهان صنعت و اقتصاد پديد آورد،ماشين ديزل بدون استفاده از الكتريسيته ؛ و با سوخت ساده تر و نيروي بيشتر كار ميكرد.
روز شمارششم ماه اگست
= = = = = = = = = =
1 ـ استقلال جمهوري بوليوي :- ششم اگست سال1825 ميلادي : جمهوري بوليوي پس از رهايي از استعمار هسپانیا اعلام استقلال كرد هسپانیا از قرن 16 ميلادي بر بوليوي مسلط شد واز همان زمان استخراج معادن غني اين كشور را آغاز نمود، مردم بوليوي براي رهايي كشورشان از سلطه هسپانیا قيام هاي متعدد كردند كه مهمترين آنها انقلاب « سيمون بوليوار» بود، سرانجام اين قيام به استقلال بوليوي انجاميد بوليوي به كشور هزار كودتا معروف است و با كشورهاي پیرو، آرژانتين و برازيل هم مرز است .
2 ـ استعمال نخستین بمب اتمی امریکا:- بتاریخ ششم اگست سال1945 ميلادي :امريكا نخستين بمب اتمي را در اوخر جنگ جهاني دوم در هيروشيماي جاپان منفجر كرد، در آن زمان ، ترومن رئيس جمهور وقت امريكا وسران نظامي اين كشور براي تسليم نهايي جاپان، تصميم گرفتند كه جاپان را بمباران كنند، بدين ترتيب اولين بمب اتمي را برفراز شهر هيروشيما منفجر كرد ند ودر لحظه انفجار بیشتر از 90 هزار تن كشته و 75 هزار نفر زخمي شدند وتا شعاع چند كيلومتر همه چيز به كلي ويران شده بود .
3 ـ استقلال کشور جامائيكا :- بتاریخ ششم اگست سال 1962 ميلادي : كشور جامائيكا استقلال يافت ، جامائيكا را كريستف كلمب در سال 1492 ميلادي كشف كرد واز قرن12تا19 ميلادي اين كشور تحت سلطه هسپانيايي ها و انگليسي ها بود ، اشغالگران برده هاي سياه پوست را كه در مزارع نيشگر كار مي كردند ، جانشين بوميان اين سر زمين كردند ، جامائيكا 4 سال پس از تشيكل فدراسين آنتيل يا كارائيب به استقلال رسيد .
روز شمارهفتم ماه اگست
= = = = = = = = = =
1 ـ رنسانس:ـ بتاریخ هفتم اگست : ظهور مذهب پروتستان كه منجر به درگيري هاي مذهبي در اروپا شد ، كشف قاره جديد امريكا و غارت منابع عظيم آن توسط هسپانیايي ها ، باعث شد تا ساير كشورهاي بزرگ اروپا مانند فرانسه و انگلستان نيروي دريايي خود را تقويت كرده و کشتی هاي خود را براي كشف سرزمين هاي جديد عازم اقيانوس ها كنند.
در سال 1558 ميلادي اليزابت تودور دختر آن بولين دومين همسر هنري هشتم پس از درگذشت وي ملكه انگلستان شد، در حالي كه خواهر اندر اش ماري كه حاصل ازدواج اول هنري هشتم با كاترين آراگون بود و با پادشاه هسپانیا فيليپ دوم ازدواج كرده بود ، بايد ملكه انگلستان مي شد،از سوي ديگر كاتوليك هاي انگليسي كه پس از برقراري مذهب پروتستان در اين كشور ، به شدت تحت فشار قرار گرفته بودند ، ماري استوارت ملكه كاتوليك اسكاتلند را وارث حقيقي تاج و تخت انگلستان مي دانستند ، اما اليزابت اول دستور زنداني كردن ماري استوارت را داد و در سال 1587 ميلادي فرمان قتل وي را صادر كرد.
قتل ماري استوارت يكي از عواملي بود كه باعث شد
فيليپ دوم پادشاه كاتوليك هسپانیا تصميم حمله به انگلستان را اتخاذ كند، با اين حال
حمله وي به انگلستان تنها به دليل اختلافات مذهبي نبود،از سال هاي پيش ، با قدرت
يافتن نيروي دريايي انگلستان ، كشتي هاي انگليسي و كورسرهاي (دزدان دريايي دولتي)
انگليسي مانند فرانسيس دريك بي وقفه به كشتي هاي هسپانیايي كه مملو از گنجينه هاي
متصرفات هسپانیا در قاره امريكا بودند ، در اقيانوس اطلس حمله مي كردند، همچنين در
منطقه هالند و فلاندر كه در تصرف هسپانیا بود ، فيليپ دوم دائما با شورش هاي هالندی
ها مواجه بود و اليزابت اول از شورشيان هالندی حمايت مي كرد، در سال 1585 ميلادي ،
فرانسيس دريك با كشتي هاي خود به جزيره هسپانیايي سن دومينگو در درياي كاراييب حمله
كرد و اين جزيره و سپس شهر كارتاژن در ونزوئلا را غارت نمود، در راه بازگشت در سال
1587 ميلادي ، دريك بندر كاديس واقع در سواحل آندلس هسپانیا را به آتش كشيد و حتي
تعدادي از كشتي هاي جنگي هسپانیا را نابود كرد،
وي در بازگشت ، توسط اليزابت درجه آدميرال نيروي دريايي انگليس را دريافت نمود، به
اين ترتيب كاسه صبر فيليپ دوم لبريز شد و او تصميم گرفت بزرگترين عمليات نظامي آن
دوران را عليه انگليس انجام دهد، نيروي دريايي هسپانیا كه به «آرمادا» موسوم بود يك
کشتی باشكوه از كشتي هاي جنگي بود،اين کشتی از 130 كشتي جنگي تشكيل شده بود و از يك
نيروي نظامي قدرتمند شامل 30000 کشتی بان و سرباز ، توپخانه قوي ، تجهيزات لازم
براي محاصره شهرها ، بيمارستان نظامي و غيره برخوردار بود،اين کشتی عظيم تحت
فرماندهي دوك مدينا سيدونيا عازم انگلستان شد تا خاك انگلستان را تصرف كرده و شهر
لندن را اشغال نمايد، دوك مدينا سيدونيا يك فرمانده قوای نظامی زميني بود و تجربه
دريانوردي نداشت ، اما در پي درگذشت سانتاكروز آدميرال نيروي دريايي هسپانیا به
فرمان فيليپ دوم جانشين وي شد، در مقابل نيروي دريايي قدرتمند جنگي هسپانیا ،
پادشاهي انگلستان داراي يك نيروي دريايي شامل كشتي هاي جنگي ملكه و كشتي هاي تجارتی
بود كه توسط صاحبان آنها براي مقابله با تهديد هسپانیا به نيروي دريايي اهدا شده
بودند، نيروي دريايي هسپانیا و نيروي دريايي انگليس قبل از اين كه کشتی هسپانیا به
درياي مانش برسد ، چهار بار با يكديگر درگير شدند اما هيچ يك از اين درگيري ها
تعيين كننده نبودند، تا اين كه نيروي دريايي هسپانیا در بندر كاله واقع در شمال
فرانسه لنگر مي اندازد،فاصله بندر كاله تا نزديكترين بندر انگليسي فقط 36 کیلو
متربود.
در جريان شب 7 تا 8 اگست سال 1588 ميلادي ، انگليسي ها با کشتی هاي مملو از مواد
منفجره و مواد آتش زا با استفاده از تاريكي شب كشتي هاي هسپانیايي را در بندركاله
مورد حمله قرار دادند،اين حمله ناگهاني وحشت و بي نظمي فراواني را در کشتی جنگي
هسپانیا ايجاد كرد.
کشتی بان هسپانیايي براي فرار از شعله هاي آتش دستور دادند زنجيرهاي لنگرها را قطع
كنندکشتی هسپانیا در جريان شب پراكنده شد، هنگام بامداد دوك مديناسيدونيا دوباره
کشتی خود را جمع آوري كرد، اين آغاز ماجرا بود كه در سواحل بندر گراولينس انگليس رخ
داد، درگيري نهايي با انگليس آغاز گرديد، در جريان ساعت ها ، توپخانه هاي ساحلي
انگليسي ها ، کشتی هسپانیا را زير آتش گرفتند ، بي آن كه كشتي هاي جنگي هسپانیا
بتوانند در مواضع مناسبي براي پاسخ به آتش توپخانه انگليسي ها مستقر شوند، بسياري
از كشتي هاي جنگی هسپانیا به شدت آسيب ديده و غرق شدند، سپس از بداقبالي هسپانیايي
ها باد شديدي از جنوب وزيدن گرفت و كشتي هاي هسپانیايي را به جهت شمال راند، دوك
مدينا سيدونيا تصميم گرفت بقيه كشتي هاي خود را نجات داده و به هسپانیا بازگردد،
تنها مسير ممكن براي بازگشت دور زدن اسكاتلند و ايرلند براي بازگشت به هسپانیا بود
اما اوضاع جوي و دريا نيز با هسپانیايي ها همراه نبودند ، ده ها كشتي هسپانیايي در
سواحل ايرلند به صخره ها برخورد كردند و سرنشينان آنها توسط ايرلندي ها قتل عام
شدند، تعداد اندكي از كشتي هاي جنگی آرمادا و افراد آن توانستند به هسپانیا
بازگردند، به اين ترتيب در روز 8 اگست سال 1588 ميلادي کشتیهای جنگی دريايي شكست
ناپذير هسپانیا در مقابل بندر گراولينس انگليس در هم شكسته شد، اگر باد و اوضاع جوي
به كمك انگليسي ها نمي آمدند ، اين کشتیهای جنگی هنوز آن قدرت را داشت كه به خاك
انگلستان حمله كند ، زيرا مهمات انگليسي ها به اتمام رسيده بود و آنها توان دفاع
نداشتند ، اما بادهاي مخالف کشتیهای جنگی هسپانیا را به سوي شمال راندند ، در غير
اين صورت شايد جريان تاريخ تغيير مي يافت.
روز شمارهشتم ماه اگست
= = = = = = = = = =
1ـ شكست کشتی دريايي هسپانیا :ـ بتاریخ 8 اگست سال 1588 ميلادي گشتی دريايي شكست ناپذير هسپانیا كه براي تصرف انگلستان اعزام شده بود در مقابل بندر گراويلنس بر اثر آتش توپخانه ها و عمليات ايزايي انگليس در هم شكسته شد، اعزام کشتی نيروي دريايي هسپانیا براي تصرف خاك انگلستان دلايل عديده اي داشت.
روز شما نهم ماه اگست
= = = = = = = = =
1 ـ تولد سالروز علوم کمپیوتری :ـ بتاریخ 9 اگست 1927 میلادی : پروفسور ماروين مينسكي Marvin Minsky دانشمند رياضيات و علوم كامپيوتر به دنيا آمده و با كمك همكارانش Artificial Intelligence (هوش دست ساز) و لابراتوار مربوط را انستيتوت تكنولوژي ماساچوست به وجود آورده كه پيشرفت بزرگي در علوم كامپيوتر بشمار مي رود ، پروفسور مينسكي تا سال 2003 هشت كتاب درسي در رشته هاي علوم كامپيونر نيز تاليف كرده است.
2 ـ دومين بمب اتمي امريكا بر هیروشیما:ـ بتاریخ 9 اگست 1945، سه روز پس از فرود آمدن بمب اول بر هيروشيما بر ناگاساكي Nagasaki شهر ديگر جاپان افكنده شد كه به علت وزش باد بر گوشه اي از شهر فرود آمد و يك سوم شهر از جمله كارخانه هاي فولادسازي و صنعتي «ميتسوبيشي» را نابود كرد و دهها هزار تن كشته و مجروح شدند، اندكي پيش از بمباران دوم، در همين روز «هري ترومن» رئيس جمهوري امريكا به دولت جاپان اخطار كرده بود كه بمباران اتمي هيروشيما تنها يك هشدار بود كه تسليم شود و اگر چنين نكند اين نوع بمباران تا نابودي كامل ظرفيت نظامي امپراتوري جاپان ادامه خواهد يافت، دولت جاپان اين بمباران اتمي را عملي «غيرانساني» خواند و از نقاط ديگر جهان هم صداي انتقاد شنيده شد، در آن زمان، امريكا تنها دارنده سلاح اتمي بود، اين دو حمله كشورهاي ديگر را به فكر توليد چنين سلاحي انداخت؛ حتي اگر آن را بكار نبرند وسيله اي براي جلوگيري از حمله نظامي ديگران به آنها خواهد بود.
روز شماردهم ماه اگست
= = = = = = = = = =
1 ـ جدا شدن کشور اطریش از کشورالمان:- بتاریخ 10 اگست 1806كشور اطریش از المان جدا شد، بدين ترتيب امپراتور اطریش سلطنت خود را برالمان از دست داد، امپراتور اطریش پس از جدايي المان با عنوان فرانسوآي اول حكومتش را بر اطریش آغاز كرد، جدايي المان از اطريش و استقلال كشور اطريش از نتايج مهم ايجاد اتحاديه امارات منطقه رَن در جولای همان سال يعني1806ميلادي بود و سرانجام هم به انحلال امپراتوري مقدس روم و جرمن انجاميد.
2 ـ استقلال کلمبیا از هسپانیا :ـ بتاریخ 10 اگست سال1819ميلادي: كلمبيا به استقلال رسيد، اين سرزمين در قرن15ميلادي بدست كاشفان هپانیايي كشف شد و از همان زمان تحت سلطه و نفوذ اين كشور قرار گرفت، مبارزات آزاديخواهانه مردم كلمبيا از سال1781ميلادي آغاز شد، اما از نيمه دوم قرن 19 با رهبري سيمون بوليوار به نتيجه رسيد، بوليوار در كنار مردم كلمبيا سالها با اشغالگران هپانیايي مبارزه كرد و سرانجام بر آنها پيروز شد و به حكومت هپانیادر كلمبيا خاتمه داد.
3 ـ اعلام نظام جمهوري در اكوادور:- بتاریخ 10 اگست سال1822 ميلادي: سرزمين اكوادور پس از شكست خوردن ازقواي استعمارگر هسپانیا به عضويت سازمان فدراسيون كلمبياي بزرگ درآمد، اين فدراسيون كه متشكل از پاناما، كلمبيا و ونزوئلا بود بعد ازمدتي به خواست كلمبيا منحل شد، در پي آن سیاستمداران اين كشور نظام جمهوري را در اكوادور اعلام كردند و خوآن خوزه فلوره نيز نخستين رئيس جمهور اين كشور شد، اكوادور با مساحتي حدود284000كيلومتر مربع در شمال غربي امريكاي جنوبي واقع است.
4 ـ جنگ بین جاپان و چین :- بتاریخ 10 اگست سال1937ميلادي: امپراتوري جاپان و جمهوري چين جنگهاي دوساله كانتون را آغاز كردند، اين جنگها بر سر تصرف كانتون و تيانگ تسه دو قسمت از اراضي مهم سرزمين چين، ميان دو امپراتوري درگرفت، در جنگهاي كانتون چيني ها به سختي به دفاع و مبارزه برخاستند و خسارات جاني و مالي فراوان ديدند؛ اما سرانجام شكست خوردند و بندر كانتون سقوط كرد، كانتون از بندرهاي مهم و پرارزش صادراتي - وارداتي چين جنوبي محسوب مي شد.
5 ـ اشغال کشور کره شمالی توسط شوروی ها:- بتاریخ 10 اگست سال 1945ميلادي: قوای نظامی شوروي نواحي شمالي سرزمين كره را تا مدار 38درجه تصرف كرد، پس از شكست نهايي چاپان در جنگ جهاني دوم و به موجب تصميمات اتخاذ شده در كنفرانس پوتسدام كره شمالي به تصرف قواي شوروي درآمد، در همين زمان بخش جنوبي شبه جزيره كره را نيروهاي امريكايي اشغال كردند و اين اقدامات اشغالگرانه زمينه اي براي تجزيه كره به دو كشور شمالي و جنوبي بود، گفتني است كه دو كره در سال 1991ميلادي به موجب پيماني كه به قرارداد آشتي، عدم تجاوز، مبادله و همكاري موسوم است موجبات وحدت مجدد دو بخش كره را فراهم آوردند.
روز شمار یازدهم ما ه اگست
= = = = = = = = == ==
1 ـ استمال بمب هیدروجنی :ـ بتاریخ 11 اگست سال 1953میلادی : شوروي نخستين بمب هيدروجنی را آزمايش كرد و برتري نظامي به دست آورد، در لحظه انحلال شوروي در سال 1991 تعداد سلاحهاي هسته اي روسيه بيش از كشورهاي ديگر بود، همين طور تعداد زيردريايي هاي آن.
روز شمار دوازدهم ماه اگست
= = = = = = = = = = ==
1 ـ احداث ديوار برلين :ـ
در شب تاریخی 12 تا 13 اگست سال 1961 ميلادي مقامات جمهوري دموكراتيك المان (المان
شرقي) دستور احداث استحكاماتي را صادر كردند كه منطقه برلين تحت كنترل اتحاد شوروي
را از منطقه تحت كنترل امريكا، انگليس و فرانسه جدا مي كرد،
ماموران پليس و كارگران در دسته هاي انبوه با عجله تمام ورودي هاي جاده اي ميان
منطقه تحت اشغال اتحاد شوروي و منطقه تحت اشغال امريكا ، انگليس و فرانسه را مسدود
كردند،آنها يك ديوار بتوني احداث كردند ، سيم هاي خاردار نصب نمودند ، خندق حفر
كردند و همزمان ارتباط خطوط آهن را مسدود نمودند،از آن هنگام برلين به 2 بخش تقسيم
گرديد كه يك بخش برلين شرقي و بخش ديگر برلين غربي نام گرفتند، اهالي دو بخش برلين
صبح روز 13 اگست پس از ورود به جاده ها با تعجب استحكاماتي را مشاهده كردند كه
همشهري ها و خانواده ها را از يكديگر جدا كرده بود، والدين از فرزندان خود جدا شدند
و حتي تعداد زيادي زن و شوهر كه به دلايل شغلي يا بر حسب تصادف ، شب قبل در بخش
ديگر برلين به سر برده بودند، ازيكديگر جدا افتادند، در روزهاي بعد، درميان تعجب
جهان غرب و مردم برلين ، مقامات المان شرقي جداسازي دو برلين را كامل كردند و با
مسدود كردن پنجره ها و درهاي ساختمان هايي كه در خط حائل واقع شده بودند ، روزنه اي
را ميان دو بخش برلين باقي نگذاشتند،افكار عمومي غرب بلافاصله اين استحكامات را «
ديوار شرم » ناميدند كه سال ها بعد به ديوار برلين شهرت يافت
اين ديوار به طول45 کیلو متر پيرامون برلين غربي كشيده شد و120 کیلو متر در ساير
مناطق المان شرقي كه به المان غربي منتهي مي شد ، امتداد يافت، به اين ترتيب واژه «
پرده آهنين » كه چرچيل به محض پايان جنگ جهاني دوم آن را به كار گرفته بود ، تحقق
يافت حكومت كمونيستي المان شرقي مي خواست با احداث اين ديوار مانع از فرار اتباع
خود به سوي جمهوري فدرال المان (المان غربي) شود، از هنگام تجزيه المان و به وجود
آمدن 2 كشور المان شرقي و المان غربي در سال 1949 ميلادي دستكم 3 ميليون نفر از
ساكنان جمهوري دموكراتيك المان به بخش غربي فرار كرده بودند، پس از احداث ديوار
برلين علي رغم برقراري موانع امنيتي مختلف ، مانند مناطق مين گذاري شده ، سيم هاي
خاردار الكتريكي ، مناطق ممنوعه كه با شن نرم سطح آن پوشيده شده بود تا اثر گام ها
بر آن معلوم باشد ، برج هاي نگهباني در فواصل نزديك به هم هزاران نفر از مردم برلين
شرقي براي نجات يا دست يافتن به رفاه بيشتر تلاش كردند اين موانع را پشت سر گذاشته
و به برلين غربي فرار كنند، اما هزاران نفر از آنها در اين راه شكست خوردند و توسط
رگبار مسلسل هاي نگهبانان مرزي كه در برج ها نگهباني مي كردند ، كشته شدند، بااين
حال از زمان احداث ديوار برلين تا زمان اتحاد دوباره 2 المان حدود 5000 نفر موفق
شدند از اين استحكامات مهيب عبور كرده و خود را به برلين غربي برسانند.
به اين ترتيب در شب 12 تا 13 اگست ديوار برلين احداث شد و مدت 28 سال همشهري ها و خانواده ها را از هم جدا كرد تا اين كه در روز 9 نوامبر سال 1989 ميلادي در پي شورش غيرقابل كنترل مردم برلين شرقي بخش هايي از ديوار تخريب شد و راه عبور ميان 2 برلين دوباره گشوده شد، سقوط ديوار برلين مقدمات فروپاشي رژيم برسر اقتدار كمونيستي در كشورهاي اروپاي شرقي و اتحاد جماهير شوروي بود.
روز شمار سیزدهم ماه اگست
= = = = = = = = = = ==
1 ـ فرمان براي جلوگيري از بروز جنگهاي مذهبي درفرانسه:- بتاریخ 13اگست سال 1598ميلادي: هانري چهارم شاه فرانسه فرمان"نانت"را صادر كرد، اين فرمان براي جلوگيري از بروز جنگهاي مذهبي درفرانسه صادرشد، درفرمان نانت به پروتستانها آزادي مذهبي اعطا شده بود، فرمان تاريخي و مهم نانت درزمان لويي 14در سال1685ميلادي لغو شد.
2 ـ بنیانگذار پرستاری جدید:- بتاریخ 13اگست سال1910ميلادي: فلورانس نايتينگل بنيانگذار پرستاري در90سالگي درگذشت، فلورانس ازمردم ايتاليا بود ولي بعدها مليت انگليسي هارا انتخاب كرد، درسال1856ميلادي درجنگهاي كريمه كه ميان امپراتوري عثماني و دولت تزاري روسيه روي داد، نايتينگل عده اي را براي پرستاري از مجروحان به منطقه جنگي برد و خود نيز به كمك و راهنمايي آنان شتافت، بدين ترتيب پرستاري جديد را بنيان گذاشت.
3 ـ استقلال كشور افريقاي مركزي ازفرانسه:- 13اگست سال1960ميلادي: كشورافريقاي مركزي استقلال خود را ازفرانسه بازپس گرفت افريقاي مركزي كه درگذشته بانكي شاري ناميده مي شد درقرن19ميلادي ضميمه مستعمرات افريقايي فرانسه شد اما سرانجام درسال1960ميلادي استقلال يافت.
4 ـ آغاز احداث دیوار برلین: ـ بتاریخ 13اگست سال1961ميلادي: احداث ديواربرلين آغاز شد، اين ديوار برلين شرقي را محصور كرد، برلين پس ازجنگ جهاني دوم به اشغال قواي روسيه، انگلستان، فرانسه و امريكا درآمد، درسال1961ميلادي شوروي كه سراسربرلين و راههاي ورودي به اين شهررا اشغال كرده بود آن را بطور يكجانبه به المان شرقي واگذار كرد و دولت المان شرقي هم بلافاصله بسياري از گذرگاههاي بين دو برلين را مسدود ساخت و رفت و آمد را ممنوع اعلام كرد، احداث ديوار برلين به طول 15كيلومتر و ارتفاع2/5متر ميان دوبخش برلين ازمهاجرت ساكنان برلين شرقي به برلين غربي جلوگيري مي كرد، گفتني است كه ديوار برلين درسال1989فروريخته شد.
روز شمار چهاردهم ماه اگست
= = = = = = = = = = ==
1 ـ استخراچ بنزین توسط شيميدان انگليسي:- 14اگست سال1825ميلادي: مايكل فارادي فيزيكدان و شيميدان انگليسي بنزين را از نفت استخراج كرد، بنزين ازمهمترين مشتقات نفت است و اهميت اقتصادي و صنعتي بسيار دارد، فارادي پس ازآزمايشهاي متعدد سرانجام موفق به استخراج بنزين ازنفت شد، فارادي ازجمله نخستين دانشمنداني بمشارمي رود كه نظريه اتمي خود را بيان كرد و درآن اتم را محور همه نيروها دانست.
2ـ جاپان تسلیم متفقین شد:ـ بتاریخ 14اگست سال1945ميلادي: جاپان درجنگ جهاني دوم تسليم متفقين شد، بدين ترتيب جنگي كه ازسال1939ميلادي با حملات نيروهاي مسلح المان نازي به پولند آغاز شده بود، درجاپان خاتمه يافت، امريكا و جاپان ازدسمبرسال1941ميلادي درگيرنبردي سهمگين شدند و سرانجام امريكا با انفجار بمب هاي اتمي برفراز شهرهاي هيروشيما و ناكازاكي جاپان اين كشور را وادار به تسليم كرد.
3 ـ تقسيم کشور پاکستان به دو بخش شرقي و غربي:- 14اگست سال1947ميلادي: كشور پاكستان پس ازاعلام استقلال به دو بخش شرقي و غربي تقسيم شد، درحال حاضربخش غربي به پاكستان و بخش شرقي به بنگلادش مشهوراست و هريك كشوري مستقل بشمار مي رود، در قرن اول هجری یعنی در سال 94 هجرى مطابق با 712 ميلادى دین اسلام وارد پاکستان شد همزمان با تسلط انگلستان بر شبه قاره هند، کشور پاکستان نیز به تصرف درآمد، از آغاز قرن پنجم تا قرن سيزدهم در شبه قاره هند كه پاکستان تا سال 1947م جزو آن بود، زبان فارسى به عنوان زبان رسمى قلمداد مىگرديد و در اين مدت كتب زيادى به زبان فارسى نوشته شد، كشور پاكستان و هندوستان تا سال 1236ش (1947م) كه سال تاسيس اين دو واحد سياسى است، سرنوشت تاريخى مشتركى دارند پس از چند قرن استعمار انگلستان، نهضتی اسلامی بنام مسلم لیگ (اتحادیه اسلامی) برای استقلال هند و بعداً برای تأسیس یک کشور اسلامی به وجود آمد، و در اين سال بود كه به رهبرى محمد على جناح پاكستان در صحنه سياسى جهان ظاهر گرديد، در سال 1947م. رهبر این اتحادیه،( محمد علی جناح)، توانست حکومتی را از سوی پادشاه وقت در پاکستان غربی (پاکستان فعلی) و پاکستان شرقی (بنگلادش) برقرار سازد، در سال 1948 در پی اختلافات پاکستان و هند بر سر منطقه جمو و کشمیر روابط دو کشور تیره شد، درسال1956ميلادي( مطابق 1335 خورشیدی) جمهوري پاكستان اعلام موجوديت كرد و ازاعضاي كشورهاي مشترك المنابع شد، پاكستان از آغاز شامل دو بخش شرقى و غربى بود كه اين دو بخش صدها كيلومتر با هم فاصله داشتند ولى چون مردم قسمتشرقى احساس نمودند كه حقوق اجتماعى، سياسى و اقتصادى آنان توسط قسمت غربى رعايت نمىشود، به قيام و شورش برخاسته که در اين جريان، هند از بنگاليها حمايت نمود و در سال 1971م (1350ش) جنگى بين هند و پاكستان آغاز شد كه به شكست پاكستان و استقلال بخش شرقى با عنوان بنگلادش منجر گرديد، پس ازآن كه اعضاي اين سازمان بنگلادش را به رسميّت شناختند پاكستان به نشانه اعتراض ازسازمان ياد شده خارج شد، بنگلادش تا سال 1971م به عنوان بخش شرقى پاكستان تحت قلمرو اين كشور بود تا اينكه در اين سال به رهبرى شيخ مجيب الرحمن و پس از مبارزات گستردهاى، بنگلادش در صحنه سياسى پديدار شد، سبب نارضايتى مردم از حكومت پاكستان كه در بخش غربى مستقر بود موارد متعددى است كه به پارهاى از آنها اشاره مىگردد:
1- بنگالىها 56% كل پاكستان را تشكيل مىدادند و خواهان آن بودند تا زبان بنگالى زبان رسمى باشد، حال آنكه زبان اردو به عنوان زبان رسمى انتخاب شده بود.
2- مركز نظامى، ادارى، سياسى و اقتصادى اكثرا در دست افراد پاكستان غربى بود، به عنوان مثال 85% مقامهاى كشورى به اهالى پاكستان غربى اختصاص داشت.
3- بيشتر درآمدهاى مردم بنگلادش (ناحيه شرقى پاكستان) جهت رفاه پاكستان غربى صرف مىشد و اصولا بنگال شرقى بصورت توليد كننده مواد خام باقى ماند و از برنامههاى صنعتى و توسعه اقتصادى بازمانده بود.
روز شمار پانزدهم ماه اگست
= = = = = = = = = = ==
1ـ استقلال کشور، کره :- بتاریخ 15 اگست سال1945ميلادي: كشوركره ازاستيلاي جاپان خارج شد و پس ازچندي به استقلال رسيد، پس ازپيروزي جاپان درنخستين جنگ با چين، كره رسماً به امپراتوري جاپان ملحق شد، درمارچ سال1919ميلادي به دنبال فوت آخرين امپراتور كره گردهمايي عظيمي با شركت 2ميليون تن درسئول برگزارشد كه درآن مردم كره خواستاراستقلال كشورشان شدند، اما جاپانی ها با نهايت قدرت استيلاي خود را بركره حفظ كردند، سرانجام درزمان دومين جنگ چين و جاپان و جنگ جهاني دوم پايه هاي نفوذ آن كشوردركره به سستي گراييد و نيروهاي استقلال طلب كره درسراسرچين پراكنده شدند و به جاپان اعلام جنگ دادند، اما سرانجام درچنين روزي برجاپان پيروزشدند و روزملي كره اول مارچ اعلام شد.
2 ـ استقلال کشورهندوستان :- بتاریخ 15 اگست سال1947ميلادي: سرزمين هندوستان پس ازسالها درگيري و زدو خورد موفق به كسب استقلال ازانگلستان شد، دراين روز نايب السلطنه هند كه نيابت پادشاه انگلستان را داشت استقلال هند و پاكستان را اعلام كرد، قبل ازاين تقسيم بندي، گاندي و محمد علي جناح رهبرمسلمان هند درباره تقسيم شبه قاره هند به دو دولت «هندو و مسلمان» به توافق نرسيده بودند، پس ازاين جدا سازي ايالات بنگال شرقي، سند، پنجاب، سرحدي، بلوچستان و چند ايالت ديگرخواستار تشكيل دولت مسلمان شدند و بدين ترتيب كشورپاكستان دردوسوي شرقي و غربي تشكيل شد.
3- استقلال کشور بحرین :ـ بتاریخ 15اگست سال1971ميلادي: پس ازسفرنماينده سازمان ملل متحد به كشوربحرين وبا جلب رضايت دولتهاي ايران و انگليس مستقل شد، بحرين مدتها متعلق به ايران بود ولي به سبب توسعه نفود سياسي انگليس درآسيا و نيازاين كشور به حفظ راه آبي هندوستان ازطريق خليج فارس، بحرين تحت الحمايه انگليس شد و سرانجام هم درچنين روزي به استقلال رسيد، بحرين با 598 كيلومترمربع مساحت درحوزه خليج فارس واقع است و نزديكترين همسايه آن كشورعربستان سعودي است كه درغرب آن واقع شده و با پل به آن متصل است، در شرق بحرين نيزكشور قطرقراردارد، محصولات اساسي بحرين ميوه جات، سبزيجات و خرماست و به سبب وجود معادن نفت وگازصنعت پالايش نفت نيز دراين كشور فعال است.
روز شمار شانزدهم ماه اگست
= = = = = = = = = = ==
1 ـ دستگيری"لوركا" شاعر هسپانیایی:ـ بتاریخ – 16اگست سال1936ميلادي: فدريكو گارسيالوركا شاعرو نمايشنامه نويس بلند آوازه هسپانيايي دستگير و پس ازچندي به جوخه اعدام سپرده و تيرباران شد،" لوركا" درگراندا متولد شد، از زمان انتشارترانه هاي كولي نخستين كتاب شعر" لوركا" درسال1928ميلادي او درزمره مشهورترين نويسندگان زمان خود قرارگرفت،" لوركا" به سبب خلاقيت درآثار هنري اش و نيزبه خاطر دفاع از مظلومان درمبارزات اجتماعي و عدالت خواهانه مورد تحسين جهانيان است، او عاشق شعرو موسيقي بود و ادبيات را با همه وجودش مي كاويد و دركنارآن ازاحداث طبيعت كه درموسيقي آنها را مي يافت درهماهنگي بخشيدن به نوشته ها ونمايشنامه هايش سود مي جست، ادبا درتجليل ازلوركا، او را غزل ادبيات هسپانیا لقب داده اند ازمهمترين آثار" لوركا" شعر«شاعر درنيويورك و نمايشنامه تماشاچي» را مي توان نام برد.
2 ـ استقلال کشور قبرس :- بتاریخ 16 اگست سال1960ميلادي: كشورقبرس به استقلال رسيد، قبرس كه درمقابل ساحل تركيه و سوريه واقع شده است ازشمال با تركيه و ازشرق با سوريه و لبنان مرزمشترك دارد، اين كشوركه داراي نظام جمهوري است سرانجام پس ازسالها، زدو خورد و درگيري درروز16 اگست سال 1960ميلادي به استقلال رسيد و روز ملي آن اول اكتبرتعيين شد، قبرس امروزي به دو بخش تقسيم شده است، بخش يوناني درجنوب با بيش از5000 كيلومتر مربع مساحت و بخش تركي درشمال با 3600كيلومتر مربع مساحت واقع شده است، محصولات اساسي قبرس، حبوبات، انگور، مركبات، توت زميني و زيتون است، اين كشور داراي معادن غني مس و آهن نيز هست.
روز شمار هفدهم ماه اگست
= = = = = = = = = = =
1ـ استقلال کشور اندونزیا:- بتاریخ 17 اگست سال1945ميلادي: مردم"اندونزیا" قيام سراسري خود را براي كسب استقلال و آزادي سرزمينشان از سلطه واستعمار "هالند" آغاز كردند، مردم "اندونزیا" به رهبري« احمد سوكارنو» مدت4 سال مبارزه كردند و دراين مدت سازمان ملل دولت کشور هالند را وادار به تشكيل حكومتي به نام اتحاديه ( اندونیزیا ـ هالند ) كرد، درسال1956ميلادي جمهوري "اندونزیا" كه درگذشته هند هالند یا ( هند شرقي) خوانده مي شد، اتحاديه ( اندونیزیا ـ هالند ) را منحل و استقلال خود را اعلام كرد، پس ازآن « احمد سوكارنو» ازمقام نخستين رئيس جمهور "اندونزیا" كار خود را آغاز كرد، "اندونزیا" درجنوب شرقي آسيا واقع است.
2ـ کشته شدن رئیس جمهور پاکستان:- بتاریخ 17اگست سال1988ميلادي: ضياءُ الدّين رئيس جمهور پاكستان با 29تن از همراهانش درسانحه هوايي كشته شد، پس ازاين حادثه غلام اسحاق خان رئيس مجلس سناي پاكستان برطبق قانون اساسي اين كشور جانشين موقت ضياء الحق شد، ضياء الحق بعد از اجراي كودتا برضدّ ذوالفقار علي بوتو حكومت را در پاكستان بدست گرفته بود.
روز شمار هجدهم ماه اگست
= = = = = = = = = = =
1 ـ سالروز مرگ چنگیز خان مغل:ـ بتاریخ 18 اگست سال 1227 ميلادي (3 رمضان 624 هجري)، چنگيزخان مغول پس از تصرف سرزمين هايي از چين تا حاشيه اروپا، در 72 سالگي درگذشت، گروه بين المللي مامور كشف گور چنگيزخان مركب از تاريخدانان، جغرافيون و باستاشنان پس از چهل سال بررسي سرانجام اين گور را در تپه اي در 260 كيلومتري شمالشرقي اولان باتور (پايتخت جمهوري مغولستان) و به فاصله نزديكي از زادگاه وي (دامنه كوههاي لينبانشان، نزديك شهرك باتشيريت، ايالت هنتي Hentii) كشف كرده اند كه به صورت يك اطاقك 3 در 3 در 4 متري سنگي در عمق دو متري و در نزديكي قله تپه است و در اطراف آن، قبور سنگي متعدد وجود دارد تا يافتن قبر چنگيز دشوار باشد، چنگيز خان هنگام تعقيب جلال الدين خوارزمشاه كه لشگريان او را در منطقه پروان (افغانستان فعلي) شكست داده بود تا رود سند، به علت ناسازگار بودن آب و هواي اين منطقه (پاكستان امروز) بيمار شده بود و پس از بازگشت به زادگاه خود، هنگام شكار نيز از اسب افتاده بود و اين دو عامل باعث مرگ او شد، اما پيش از مرگ "گوريلتا (نشست)" سران مغول را تشكيل داده بود و وصيت هاي خود را كرده بود از جمله تاكيد كرده بود كه مجموعه قوانين وي، دزاساك (ياسا)، دقيقا رعايت شوند مخصوصا كه در قلمرو مغول با دروغ، دزدي و تجاوز به زنان شوهر دار بايد شديدا مبارزه شود، پيش از توسل به خشونت بايد دست كم يكبار اخطار داده شود، دانشمندان، اديبان و آگاهان - هر كس كه مي خواهند باشند بايد به خدمت گرفته شوند و بدون مشورت با آنان كاري صورت نگيرد، در وحدت سران مغول كوچكترين خللي نبايد به وجود آيد، قوم مغول در هرجا كه باشد بايد از زندگي در داخل شهر و آلوده شدن به مفاسد شهري جدا امتناع كند و زندگاني چادر نشيني و يا به دور از شهر را از دست ندهد و .... قديمي ترين ياساي چنگيزي به خط ايغوري نوشته شده است، در آخرين قوريلتاي زمان چنگيز، دو پسر از سه پسر اصلي و زنده او Ogodei (اگداي يا اكتاي) و Toluy (تولي يا تولوي) شركت داشتند. "جوجي" پسر بزرگ او و فاتح روسيه و خزر پيش از تشكيل اين نشست فوت نموده بود و پنج پسر ديگر چنگيز از زنان غير رسمي بودند كه نقش مهمي به آنان واگذار نمي شد، نام چنگيز كه موفق به متحد كردن اقوام مغول و سپس تصرف سرزمين هاي ترك نشين و آنگاه شمال شرقي و شرق ايران شد در ابتدا "تموچين" بود.، در غرب نام او را گنگيز (Genghis) تلفظ مي كنند، چنگيز خان كه بيم داشت روزگاري دشمنانش گور او را بيابند و بقاياي جسدش را بيرون بياندازند و روح او تا ابد ناراحت باشد محرمانه دستور داده بود كه همه كساني كه در ساختن گور او و مراسم تشييع و تدفين جنازه شركت كنند كشته شوند و اين وصيت پس از مراسم تدفين به دست "اگداي" انجام گرفت و به همين جهت چهل سال طول كشيد تا هيات بين المللي گور او را پيدا كند، جغتاي (Jaghatay) كه در ميان سه پسر اصلي چنگيز كوچكتر از همه بود در آخرين "قوريلتاي" شركت نداشت، وي كه در عمليات رود سند در كنار پدر بوده همانجا مامور شد كه سند، مكران و كرمان را تصرف كند تا بعدا جلال الدين خوارزمشاه از آنها به صورت پايگاه استفاده نكند و جغتاي كرمان را در سال 1222 ميلادي متصرف شد، غارت كرد و ويران ساخت تا چيزي براي جلال الدين باقي نماند، مورخان ضمن تاكيد بر خونريز بودن و شقاوت چنگيز خان در عين حال وي را مردي باهوش و داراي عزم و اراده نيرومند دانسته اند.
روز شمار نزدهم ماه اگست
= = = = = = = = = = =
1 ـ استرداد استقلال افغانستان:- بتاریخ 19 اگست سال1919ميلادي مطابق28 اسد سال 1298 خورشیدی: وطن عزیز مان افغانستان به استقلال رسيد، تا قبل ازاين تاريخ افغانستان 30سال تحتُ الحمايه دولت انگلستان بود زيرا تنها راه انگليس براي حفظ راههاي ارتباطي اش با هند درتصرف داشتن افغانستان بود، دراوايل قرن19ميلادي ميان كشورانگلیس و افغانستان جنگهاي متعددي درگرفت كه سرانجام به استقلال افغانستان انجاميد، ازآن به بعد افغانستان با بحرانهاي بسيارروبرو شد و كودتاهاي متعددي در كشورعزیز مان روي داد كه هريك به نوعي افغانستان را به سمت سياستهاي انگليس و روسيه سوق داد، گفتني است كه افغانستان بتاریخ 27 دسمبرسال1979ميلادي مطابق 6 جدی 1358 خورشیدی به منظور دفع تجاوزاطراف افغانستان وبراساس تقاضای دولت افغانستان به اشغال ارتش سرخ شوروي درآمد تا اینکه بر اساس مذاکره ژنیو تاریخی 14 اپریل سال 1988 میلادی مطابق 25 حمل 1367 خورشیدی که در آن مجلس وزرای خارجه کشور های افغانستان، پاکستان، اتحادشوروی و ایالات متحده امریکا گرد آمده بودند وتوافق نامه های را امضأ نمودند که در ظرف 9 ماه نیروهای نظامی اتحادشوروی خاک افغانستان را ترک گوید و بتاریخ 15 فبروری1989 میلادی مطابق 26 دلو 1368 خورشیدی یکصدوبیست هزار جنرال، افسر و سرباز قشون سرخ پس از تقریبأ 9 سال اقامت در افغانستان بلاخره از افغانستان خارج شدند و آخرین فرد آنها جنرال بوریس گرموف قوماندان عمومی اردوی 40 بتاریخ 16 فبروری پل دوستی حیرتان را عبور کرد در جریان سالهای اقامت قوای اتحادشوروی بیشتر از پانزده هزار نفر این قشون به خاک و خون کشانده شدند و بیشتر از چهل هزار نفر زخمی و معیوب گردیدند و هزاران نفر اسیر و لادرک شدند، مصارف جنگی آن به 70 بلیون دالر بالغ گردید که بیشتر از 25 فیصد عواید خالص شوروی بود.
داکتر نجیب الله رئیس جمور جمهوری افغانستان روز 26 دلو را روز نجات ملی اعلان نمود زیرا که آمدن قوتهای شوروی در افغانستان و اقامت طولانی آنها را باعث جنگهای وخونریزی های بیشتر میدانست و علاوه میگردد که در طول مدت جنگ حدود 45000 نفر حزبی جانهای شرین خود را در راه دفاع از وطن از دست دادند بعد از شهادت دکتور نجیب در سال 1992 میلادی، گروه های مختلف مجاهدین به شمول طالبان بعد ازسالها درگيريهاي داخلي، و خونریزی با مداخله وحملات نظامی امریکا و انگلیس مخصوصأ بعد ازواقعه 11 سپتمبر 2001 واشنگتن مواجه شدند اين حملات با 25 راكت كروز در تاُسيسات طالبان ساعت 9 شب بوقت افغانستان روز يكشنبه مورخ 7 اكتوبر2001 ميلادی و 15 ميزان 1380 خورشيدی در كابل، قندهار، جلال آباد آغاز شد، و درسايرشب ها متواتر ولايات ، قندوز ، فراه ، هرات ، سمنگان، نيمروز، شبرغان ، مزارشريف ، جوزجان براي ساعت ها ادامه داشت و همچنان بم افگن هاي امريكائي در كوه توره بورا در نزديك شهر جلال آباد تا روز پنجشنبه 6 دسمبر2001 ميلادی مطابق پنجشنبه 15 قوس 1380خورشيدی بدون وقفه ادامه داشت كه ، به اثر بم افگن ها درافغانستان بسياری از مردم درهواي سرد آواره وتعدادی زيادی كشته ومعيوب بجا گذاشته است و گروه طالبان طی هفته ها شکست یافت و فراری شدند ، و پس از آن نیروهای کرزی رئیس جمهوربرسركارآمد و تلاش مي كند كه نابسامانيهاي سياسي و اجتماعي اين كشور را سامان دهد.
روز شمار بیستم ماه اگست
= = = = = = = = = ==
1 ـ سالروز بانی استقلال چیلی :ـ بتاریخ 20 اگست سال 1778 میلادی : برناردو او هيگينز Bernardo O’ Higgins باني استقلال كشور چیلی به دنيا آمد، وي صاحب منصب نيروهاي نظامي محلي وابسته به دولت هسپانيا بود كه در سال 1810 میلادی به جنبش استقلال طلبان چیلی پيوست ، اما در جنگي كه روي داد از نيروي اعزامي هسپانيا كه چیلی را يك مهاجر نشين خود مي دانست شكست خورد و به پیرو گريخت، وي در جنگ بعدي هم از هسپانيا شكست خورد و باز از عقيده اش عدول نكرد و در سومين جنگ پيروز شد و به عنوان نخستين رئيس جمهوري چیلی انتخاب گرديد، وي مردي ليبرال و هوادار اصلاحات ارضي و بر ضد فئوداليسم و اشرافيت بود كه برنامه تقسيم اراضي و اعطاي حقوق برابراو به مردم دشمني مالكان بزرگ اراضي و ثروتمندان را برانگيخت ؛ به گونه اي كه ادامه حكومت برايش دشوار شده بود ، برناردو براي سركوب مخالفان به خشونت متوسل نشد و به خاطر بقاء چیلی و پايان دو دستگي در جامعه از رياست كشور كناره گيري كرد و به پیرو رفت و تا پايان عمر همانجا ماند، او در سال 1842میلادی فوت شد.
روز شمار بیست ویکم اگست
= = = = = = = = = = =
1ـ اشغال چكسلواكي، پايان بهار
پراگ :ـ
بامداد روز 21 اگست سال 1968ميلادي مردم اروپا حيرت زده
از خواب برخاستند،
لشكرهاي زرهي پيمان ورشو شامل 300000 سرباز به دستور لئونيد برژنف رهبر اتحاد شوروي
شب قبل كشور چكسلواكي را اشغال كرده بودند، مهاجمان به پنج كشور شوروي ، پولند ،
بلغارستان ، المان شرقي و مجارستان اعضاي پيمان ورشو تعلق داشتند،
كشور چكسلواكي (جمهوري چك و جمهوري اسلواكي كنوني در آن زمان كشور واحد چكسلواكي را
تشكيل مي دادند) نيز عضو پيمان ورشو بود، نيروهاي مهاجم ادعا مي كردند به درخواست
مقامات چكسلواكي براي نجات سوسياليسم در اين كشور اروپاي مركزي دست به اقدام نظامي
زده اند، سيستم سوسياليستي كه سالیان پيش از اين تاريخ توسط اتحاد جماهير شوروي و
با يك كودتا به چكسلواكي تحميل شده بود، در 25 فبروری سال 1948 ميلادي ادوارد بنش
رئيس جمهور جمهوري چكسلواكي پس از دو هفته فشار بي امان و آشكار اتحاد شوروي ناگزير
شد قدرت را به حزب كمونيست و رهبر آن گوتوالد تسليم كند، در ميان تمام كشورهاي
اروپاي مركزي كه پس از آزادي از دست نازي ها به اشغال شوروي درآمده بودند ،
چكسلواكي تنها كشوري بود كه يك سيستم دمكراتيك و در عين حال يك حزب كمونيست قدرتمند
داشت، حزب كمونيست چكسلواكي در انتخابات عمومي سال 1946 ميلادي 38 درصد آرا را كسب
كرده بود و جايگاه مهمي در دستگاه دولت داشت، پس از كودتا كه به كمك شوروي صورت
گرفت ، گوتوالد و حزب كمونيست تمام امور چكسلواكي را در اختيار خود گرفتند، به اين
ترتيب ، اين كشور براي مدت 40 سال از جهان منزوي شد و به استثناي دوره كوتاه «بهار
پراگ» در پشت پرده آهنين قرار گرفت.
در روز 5 جنوری سال 1968 ميلادي الكساندر دوبچك 47
ساله به مقام منشی عمومی حزب كمونيست چكسلواكي دست يافت و جنرال لوتويك اسووبودا 73
ساله به مقام رياست جمهوري انتخاب شد،اين دو نفر تلاش كردند تا در سيستم بسته كشور
اصلاحاتي را ايجاد كنند،
در ماه اپریل 1968 ميلادي الكساندر دوبچك سانسور را لغو و اجازه مسافرت به كشورهاي
خارجي را صادر كرد و حتي به دستور وي رئيس پليس چكسلواكي دستگير شد، بسياري از مردم
چكسلواكي از اين شرايط تازه شادمان بودند بي آن كه مراقب اقدامات تحريك آميز پيمان
ورشو باشند، پس از حمله نيروهاي پيمان ورشو به خاك چكسلواكي و اشغال پراگ ، مردم در
مقابل آنها دست به مبارزه زدند،اما در رويارويي با تانك ها مردم غيرمسلح به زودي
سركوب شدند، مقامات چكسلواكي دستگير و افراد تازه اي جايگزين آنها گرديدند، در عين
حال هزاران نفر از مردم چكسلواكي نيز دستگير و روانه اردوگاه هاي كار اجباري در
اتحاد شوروي شدند،«بهار پراگ» و روياي يك «سوسياليسم با چهره بشري» تحت رهبري مسكو
ناگهان پايان يافت، به اين ترتيب ، در روز 21 اگست سال 1968 ميلادي ، خاك چكسلواكي
توسط نيروهاي پيمان ورشو به رهبري اتحاد شوروي اشغال شد،بهار پراگ پايان گرفت ، چك
ها و اسلواك ها ناگزير شدند 20 سال ديگر را در انتظار دستيابي به دمكراسي در پشت
پرده آهنين سپري نمايند.
2 ـ درگذشت نيكلسون دانشمند انگليسي:-21 اگست سال1945ميلادي: رينولد نيكلسون دانشمند و شرق شناس انگليسي درگذشت، او درسال1903ميلادي درپايان تحصيلاتش درسمت استاد زبان دردانشگاه كمبريج مشغول تدريس شد، او بعد از درگذشت ادوارد براون ايرانشناس معروف انگليسي دردانشگاه جانشين وي شد، نيكلسون كه درزمينه ادبيات خراسان و ايران مطالعاتي درخور توجه داشت خود را مريد مولانا جلال الدّين محمد بلخی عارف و شاعر بلند آوازه افغانی مي دانست و مدت25سال درباره مثنوي مولوي تحقيق و مطالعه كرد. «تصحيح تذكرة الاولياء عطارنيشابوري، تاريخ ادبيات عرب و چندين مقاله درباره شعرو تصوف» ازجمله معروفترين آثار نيكلسون است، همچنين نخستين ترجمه كامل مثنوي مولوي ازاوست.
3ـ تشکیل سازمان پيمان مركزي سِنتو:- بتاریخ21 اگست سال1959ميلادي: سازمان پيمان مركزي سِنتو با شركت ايران، تركيه، پاكستان و بريتانيا درانقره تشكيل شد، پيمان سِنتو درواقع جايگزين پمان بغداد بود، باكودتاي عبدالكريم قاسم درعراق و خروج اين كشور ازپيمان بغداد، مقرّ آن نيز به انقره انتقال يافت و سِنتو ناميده شد، پيمان سِنتو حلقه اتصال پيمانهاي ناتو و سِنتو بود كه به منظور ايجاد ديوارحفاظي- دفاعي دربرابر شوروي و جلوگيري ازنفوذ آن كشور درديگرمناطق جهان ايجاد شده بود، درسال1979ميلادي باسقوط رژيم شاهنشاهی درايران دولت جمهوري اسلامي ايران ازاين پيمان خارج شد و بالاخره درسال1980ميلادي پيمان سنتو منحل اعلام شد.
4ـ جنگهای عثمانی و ایرانی:- بتاریخ 21اگست سال1514ميلادي: جنگ تاريخي چالدران ازبزرگترين جنگهاي تاريخ ايران و عثماني است كه دردشتي به همين نام واقع ميان تبريز و خوي بين قواي ايران و عثماني رخ داد، اين جنگ ميان سپاه شاه اسماعيل صفوي و قواي سلطان سليم عثماني روي داد و با وجود تلاشهاي ايرانيان به نفع عثماني پايان يافت.
5 ـ اسقلال گشور البانی :- بتاریخ21 اگست سال1912ميلادي: كشورالباني استقلال داخلي يافت و بصورت اميرنشيني مستقل درآمد، تاسال 1925ميلادي شوراي سلطنتي براين كشور حكومت مي كرد اما دراين سال قيام مردمي به رهبري احمد زوغو موجب روي كارآمدن نظام جمهوري درالباني شد، الباني درجنگ جهاني دوم به اشغال موسوليني درآمد و تاسال1944ميلادي سلطه ايتاليا براين كشور ادامه يافت، دراين سالها جنبش پرتوان پارتيزاني به رهبري انورخوجه سازماندهي مقاومت مردمي را به عهده گرفت و مجدداً جمهوري اعلام كرد و تا پايان عمردرسمت رياست جمهوري الباني باقي ماند، كشورالباني درجنوب قاره اروپا و درشبه جزيره بالكان واقع شده و با كشورهاي يونان و يوگسلاوي سابق هم مرز است.
روز شمار بیست و دوم ماه اگست
= = = = = = = = = = = = =
1 ـ سند محرمانه انگلستان در باره چه گوارا :ـ بتاریخ 22 اگست 2004میلادی: در ميان اسناد محرمانه دولت انگلستان كه هفته منتهي به از طبقه بندي خارج و در اختيار آرشیف ملي قرار داده شده اند و دسترسي به آنها آزاد است، سندي در باره « چه گوارا » انقلابي معروف امريكاي لاتين ديده مي شود كه حاوي نظر ماموران اطلاعاتي انگلستان درباره اوست، در اين سند از چه گوارا به عنوان فردي دلچسب و با فرهنگ ياد شده كه به هدفي كه در پيش گرفته ايمان مطلق دارد، در اين سند آمده است: چه گوارا از شغل طبیب و زندگاني مرفه در ميان فاميل( طبقه متوسط آرژانتين) گذشت تا با تمام وجود در خدمت انقلاب جهاني سوسياليستي قرار گيرد، او مردي توانا و داناست كه نمي شود وي را از راهي كه مي رود بازگردانيد( خريداري كرد)، او جز نيكبختي همه مردم به چيزي ديگر نمي انديشد،چه گوارا يك ايرلندي ـ هسپانیايي بود كه در آرژانتين به دنيا آمده بود ، مرد شماره 2 در انقلاب کیوبا بشمار مي رفت و در 1967 در بوليوي كشته شد، وي پس از پيروزي انقلاب کیوبا، به منظور كمك به انقلابيون لاتين و افريقايي به چند كشور قاره افريقا و امريكاي لاتين سفر كرده بود و در جريان همين تلاش در بوليوي دستگير و بدون محاكمه، و طبق برخي گزارشها به اشاره « سيا » اعدام شد، سالها بعد استخوانهاي وي به کیوبا حمل و در اين سرزمين مدفون شدند.
2 ـ موافقت نامه مجروحان ميدانهاي جنگ :- 22 اگست سال1864ميلادي: قرارداد تاريخي ژنیو ميان نمايندگان چند كشور اروپايي- آسيايي و امريكايي به امضا رسيد، هدف از امضاي قرارداد ژنیو ياري رساندن به مجروحان ميدانهاي جنگ بود، طبق اين موافقت نامه اعضاي تيمهاي طبیب امدادگران و تأسيسات مربوط به آنان بايد درميدانهاي جنگ بي طرف شناخته شوند و ازهرگونه تعرض درامان باشند.
..
روز شمار بیست وسوم اگست
= = = = = = = = = = ==
1ـ امضاي پيمان دوستي المان و
شوروي :ـ بتاریخ23 اگست سال 1939 ميلادي مردم جهان با
حيرت از امضاي پيمان دوستي ميان کشورهای المان نازي و اتحاد جماهير شوروي در كاخ
كرملين در مسكو آگاه شدند، استالين ، رهبر بسيار قدرتمند اتحاد شوروي به كشورهاي
غربي مظنون بود كه قصد دارند تمايل جهانگشايي هيتلر را متوجه شرق كنند، وي واگذاري
كشور چكسلواكي را در جريان كنفرانس مونيخ به المان تاييدي در اين سوءظن خود مي
دانست، بنابراين در روز19 اگست سال 1939 ميلادي به بیروی سیاسی حزب اطلاع داد كه
قصد دارد يك پيمان را با همسايه جنگ طلب خود امضا كند،سه روز بعد يواخيم فن ريبن
تروپ ، وزير خارجه المان نازي و مولوتف ، وزير خارجه اتحاد شوروي پيمان دوستي ميان
المان نازي و اتحاد شوروي را امضا كردند، مدت اين پيمان ده سال تعيين شده بود يكي
از مفاد پيمان اين ماده بود:«دو طرف امضاء كننده تعهد مي كنند از هر گونه تهاجم ،
اقدام نظامي ، اقدام خشونت بار عليه يكديگر چه به صورت فردي ، چه به صورت اتحاد با
ديگر كشورها خودداري كنند، در عين حال براساس يك توافق پنهاني المان نازي و اتحاد
شوروي ،کشور پولند را بين خود تقسيم كردند با امضاي اين پيمان هيتلر نيز به نوبه
خود از جنگيدن در دو جبهه خلاص شد، چند روز بعد در روز اول سپتمبر سال 1939 ميلادي
هيتلر به پولند اعلان جنگ داد ، با اين كه مي دانست به احتمال قوي جنگ با پولند
موجب جنگ با فرانسه و انگلستان خواهد شد، اتحاد شوروي نيز از اين موقعيت استفاده
كرد، به كشور فنلند حمله كرد و كشورهاي بالت (لتوني - استوني - ليتواني) را به خاك
شوروي منضم نمود و روماني را تصرف كرد،
قوای نظامی المان در روز اول سپتمبرسال 1939 ميلادي به فرمان هيتلر و فقط ساعاتي
بعد از اعلان جنگ به پولند به خاك اين كشور حمله كرد، قوای نظامی شوروي نيز به نوبه
خود به بخش شرقي پولند حمله كرد و براساس پيمان دوستي با المان نازي بخش شرقي پولند
را تصرف نمود.
انگلستان در روز 3 سپتمبر به المان نازي اعلان جنگ داد و 5 ساعت بعد فرانسه نيز
در جنگ با المان به انگلستان پيوست، به اين ترتيب در روز 23 اگست سال 1939 ميلادي
المان نازي و اتحاد شوروي يك پيمان دوستي ده ساله را امضا كردند و مخفيانه توافق
نمودند كشور پولند را بين خود تقسيم كنند، اين سرآغاز جنگ دوم جهاني شد كه بخش اعظم
جهان به جبهه جنگ ميان طرفين متخاصم تبديل شد و ده ها ميليون نفر در جريان آن جان
خود را از دست دادند، اما امضاي اين پيمان دوستي ميان المان نازي و اتحاد شوروي
مانع هيتلر نشد كه دو سال بعد در ميان نا باوري استالين به خاك شوروي حمله كند.
روز شمار بیست وچهارم اگست
= = = = = = = = = = = =
1 ـ قتل عامهای مذهبی در فرانسه:ـ بتاریخ 24اگست سال1572ميلادي: بزرگترين قتل عامهاي مذهبي درتاريخ فرانسه روي داد، اين كشتار خونين ازمراسم ازدواج هانري پادشاه ناواربا مارگريت آغازشد، اين قتل عام به دستور كاترين دو مديسي ملكه فرانسه و تصويب شارل نهم شاه كشور انجام گرفت، درمراسم ازدواج هانري و مارگريت عده اي ازسران مذاهب كاتوليك و پروتستان حضورداشتند و برخورد شديدي ميان آنان درگرفت، كاترين دومديسي ازاين فرصت سوء استفاده كرد و پسرش را به قتل عام پروتستانها تشويق كرد، دراين درگيري و منازعه حدود30000هزارتن به قتل رسيدند و چون اين كشتار درروزعيد سن بارتولومي رخ داد درتاريخ فرانسه به نام كشتارسن بارتولومي ثبت شده است.
2ـ تولد پي يركوري فيزيكدان فرانسوي :- بتاریخ 24اگست سال1859ميلادي: پي يركوري دانشمند و فيزيكدان فرانسوي درپاريس به دنيا آمد او از كودكي استعداد شگرف خود را درعلوم رياضي آشكارساخت، ازاين رو با جدّيت بسياربه رياضي و فيزيك پرداخت، پي يركوري درمدتي كوتاه ازمكتشفان بزرگ دنياي فيزيك و شيمي شد، پي يركوري درسال1898ميلادي به اتفاق همسرش مادام كوري فيزيكدان برجسته موفق به كشف راديوم و پلوتونيوم شد.
3ـ در گذشت نيچه فيلسوف الماني :– بتاریخ 24اگست سال1900ميلادي: فردريك ويلهلم نيچه فيلسوف الماني درگذشت، نيچه دردوران تحصيل با آثار و نوشته هاي شوپنهاور آشنا شد و ازآنها تأثير پذيرفت، نيچه همچنين تا مدتها به هنرو فلسفه واگزمعتقد بود اما چند سال بعد با آنچه طرفدارش بود به مخالفت برخاست و اصول دنياي قديم را با طرح انديشه اَبَرمرد محكوم كرد، ازميان آثار نيچه « چنين گفت زرتشت و فراسوي نيك و بد» را مي توان نام برد.
4 ـ اعلام موجوديت «ناتو» :- بتاریخ 24اگست سال1949ميلادي: سازمان پيمان آتلانتيك شمالي«ناتو» درواشنگتن امريكا اعلام موجوديت كرد، ناتو بزرگترين اتحاديه سياسي- نظامي بعد ازجنگ جهاني دوم بود و پس ازتسليم اوراق مربوط به تصويب معاهده آتلانتيك شمالي به دولت امريكا رسميت يافت، ناتو به منظور اجراي سياست محاصره ( ديپلماسي محاصره) با امضاي نمايندگان 12كشورجهان (امريكا، انگلستان، ایتالیا ایسلند، بلجیم، پرتگال، دنمارک، كانادا، لوکزامبورک ، ناروی، هالند، یونان) تشكيل شد و درسال1951ميلادي كشورهاي المان و تركيه و در سال 1966 فرانسه نيز به آنها پيوستند، ناتو به منظور مقابله با حركتهاي اصلاح طلبانه تأسيس شد و ازمهمترين مواد اين پيمان آن بود كه درصورت تجاوز نيروي متخاصم به يكي ازاعضاي اين پيمان ديگرهم پيمانان به ياري اش بشتابند، شايان توجه است كه قصرناتو ابتدا در پاريس بود اما بعد ازخروج فرانسه ازاين پيمان به بروكسل انتقال يافت همچنان این سازمان بعد از جنگ سرد تقویه یافت که ده کشور اروپای مرکزی و شرقی روز شنبه اول می سال 2004 میلادی به عضویت کامل پیمان اتلانتیک شمالی « ناتو» در آمدند که عبارت اند ار: ( قبرس، جمهوری چک، استونی، مجارستان، لتونی، لیتوانی، مالت، پولند، اسلو ، و اسلوونی) که به این ترتیب شمار اعضای اتحادیه اروپا از 15 کشور به 25 کشور افزایش یافت و مساحت آن 25 در صد بیشتر شد و جمعیت آن به 450 میلیون نفر خواهد رسید.
روز شمار بیست وپنجم ماه اگست
= = = = = = = = = = = = =
1ـ در گذشت نیچه فیلسوف المان :ـ بتاریخ بيست و پنجم اگست سال 1900: "فردريك ويلهلم نيچه Nietzsche " در 56 سالگي درگذشت. "نيچه" فيلسوف الماني و نويسنده كتابهاي "تولد تراژدي"، "چنين گفت زرتشت" و "آن سوي خوب و بد" تمدن بورژوازي غرب را رد كرد و آن را منحط خواند، وي كه يك موراليست بود فرضيه انسانهاي توانا (سوپرمن) را مطرح ساخت كه بعدا مورد توجه نازيهاي المان قرار گرفت و به آن استناد مي كردند
روز شمار بیست وششم اگست
= = = = = = = = = = = =
1ـ استقلال سرزمين ونزوئلا:- بتاریخ 26اگست سال1821ميلادي: دوران سلطه 322ساله هسپانیا برسرزمين ونزوئلا پايان يافت، ونزوئلا ازكشورهاي نفت خيز دنياي امروز است كه درمنطقه امريكاي جنوبي قراردارد، ازدسمبر1499ميلادي كه اولين قسمتهاي ونزوئلا آلفونسو روجِدا دريانورد مشهوركشف كرد؛ دولت هسپانیا مالك اين سرزمين شده بود، ونزوئلا درفبروری 1829ميلادي بطوركامل مستقل شد.
2ـ اتحاد کشور روسیه و فرانسه:- بتاریخ 26اگست سال1891ميلادي: اتحاد دو جانبه روسيه تزاري و فرانسه به امضا رسيد، به اين ترتيب فرانسه كه بعد ازشكست ازالمان درصدد يافتن متحدي براي خود بود درجنگ احتمالي آينده اش با المان ازمتحدش ياري بگيرد روسيه تزاري را متحد خود يافت، فرانسويان براي استفاده ازاين اتحاد 13ميليارد فرانك به روسها قرض دادند و روسيه ازاين قرض براي احداث راه آهن سراسري سيبري بهره برد، فرانسه و روسيه درجنگ جهاني اول نيزمتحد بودند.
3ـ استقلال کشور نامیبیا:ـ بتاریخ 26اگست سال1971ميلادي: كشورناميبيا به استقلال رسيد، اين كشور درسال1884ميلادي تحت حمايت المان قرارگرفت سپس درسال1915ميلادي تسليم افريقاي جنوبي شد و با موافقت سازمان ملل متحد تحت قيوميت اين كشور اداره مي شد، درسال1968ميلادي سازمان ملل نام اين كشور را به ناميبيا تغييرداد ولي اين سرزمين همچنان درسيطره افريقاي جنوبي بود، سرانجام درمارچ 1990ميلادي ناميبيا ازقيوميت افريقاي جنوبي خارج و بطور كامل مستقل شد.
روز شمار بیست وهفتم ماه اگست
= = = = = = = = = = = = =
1ـ زاد روز هگل فیلسوف تاریخ :ـ بتاریخ 27 اگست سال 1770 میلادی : "گئورگ ويلهلم فردريک هگل Hegel" فيلسوف و تاريخدان بزرگ آلمان به دنيا آمد و در سال 1831میلادی درگذشت و كتابهاي متعدد از جمله علم منطق، دائره المعارف علوم فلسفي، فلسفه حق، درباره تاريخ، درباره اخلاقيات و ... را تاليف كرد، وي كه از فلاسفه معروف به ايده آليست بشمار مي رود فرضيه تاريخ معروف به ديالكتيك هگلي را بنياد نهاد كه بر اساس تز (Thesis)، آنتي تز (Antitheses) و سنتز (Synthesis) بود ، زيرا که عقيده داشت همه تحولات تاريح داراي سه خصلت اساسی هستند و هر تحول تاريخ نيروي ضد خود را به وجود مي آورد که با آن در معارضه خواهد بود، هگل گفته است که براي درک هر جنبه فرهنگ انساني بايد مسير گذشته آن را يافت و تاريخش را دانست، وي تاکيد بر درک تاريخ و مطالعه دقيق آن دارد که بدون اين درک نمي توان در فلسفه ، هنر ، سياست ، حتي دين و علم تبحر يافت،هگل را مروج " فلسفه تاريخ " مي دانند که معتقد به وجود نيرو و عامل واحد و يا چند نيروي مشخص حاکم بر شکل گيري تاريخ هستند به عبارت ديگر تاريخ تکرار مي شود،عقايد هگل در فلاسفه و مورخان بعد از او از جمله ماركس، لاسال، دوي و سارتر Sartre موثر واقع شده است، هگل در طول عمر، همواره استاد دانشگاه، مولف و مدت کوتاهي هم سردبير نشريه بود، او از حاميان و مشوقان تامين وحدت الماني زبانها بشمار مي رود.
روز شمار بیست وهشتم ماه اگست
= = = = = = = = = = = = ==
1 ـ سلطان سليمان مجارستان را
فتح كرد:ـ بتاریخ 28 اگست سال 1526 ميلادي ، سلطان
سليمان قانوني سلطان امپراتوري عثماني لشكريان مجارستان را در دشت موهاكس در هم
شكست و كشور مجارستان را فتح و به خاك عثماني منضم كرد، به اين ترتيب مجارستان
موجوديت خود به عنوان يك كشور مستقل را از دست داد، در جريان دوران طولاني سلطنت
سلطان سليمان قانوني كه 46 سال از سال 1520 تا 1566 ميلادي به طول انجاميد ،
امپراتوري عثماني به اوج شكوفايي خود رسيد، در زمينه هاي هنر و معماري ابنيه
باشكوهي مانند مسجد سليمانيه احداث شدند، در عين حال سلطان سليمان قانوني قلمرو
امپراتوري عثماني را گسترش داد، قلمرو امپراتوري عثماني در زمان سلطنت وي از مرزهاي
مراكش تا مرزهاي ايران وافغانستان از دروازه هاي شهر وين تا سواحل اقيانوس هند در
جنوب شبه جزيره عربستان گسترده بود، سلطان سليمان قانوني در سن 25 سالگي جانشين
پدرش سلطان سليم اول ملقب به سنگدل شد، وي از اين اقبال برخوردار بود كه با مشكلات
سلاطين قديم عثماني روبه رو نبود، در كشور نظم برقرار بود، ايران و عثماني در آن
دوره در صلح به سر مي بردند، دولت كاملا بر ولايات تسلط داشت، سلطان سليمان قانوني
دوست دوران كودكي اش ابراهيم پاشا را به مقام وزير اعظم منصوب كرده بود، ابراهيم
پاشا فردي مدبر و لايق بود، با توجه به اين شرايط سلطان سليمان قانوني بدون فوت وقت
دست به تصرف سرزمين هاي مديترانه شرقي مي زند و سراسر كشورها و سرزمين هاي مديترانه
شرقي را متصرف مي شود، توجه امپراتوري عثماني به تصرف كشورهاي مديترانه شرقي سه ربع
قرن پيش با اشغال قسطنطنيه آغاز شده بود، در روز 20 دسمبر سال 1522 ميلادي ، سلطان
سليمان قانوني پس از 5 ماه محاصره ، قلعه مستحكم جزيره رودس كه شواليه هاي فرقه سن
ژان از آن دفاع مي كردند را به تصرف خود درآورد، اما امپراتوري عثماني از سوي غرب
كه بيشتر سرزمين هاي آن تحت تسلط امپراتور شارل كن پادشاه هسپانیا و اطریش بود در
معرض تهديد قرار داشت، بنابراين سلطان سليمان قانوني تصميم مي گيرد ، كشور مجارستان
كه پادشاه آن لويي دوم بود و ميان متصرفات وي در سرزمين هاي بالكان و امپراتوري
شارل كن واقع شده بود را تصرف كند،
در نبرد دشت موهاكس سلطان سليمان با يك تدبير جنگي وانمود كرد كه صفوف قلب سپاهش
متزلزل شده تا بتواند سوار نظام قدرتمند مجار را به سوي قلب سپاه عثماني جلب
كند،اين تدبير موثر واقع شد و سوار نظام مجار عجولانه و به اميد اسير كردن شخص
سلطان به قلب سپاه عثماني حمله كرده و در دام افتادند، پس از حمله سوار نظام مجار
صفوف سربازان قلب سپاه عثماني آنها را به محاصره درآوردند و تقريبا تمام سوار نظام
مجارها زير آتش سنگين توپخانه قوای نظامی عثماني كشته شدند.
لويي دوم پادشاه مجارستان و تعداد اندكي از سپاهيانش كه قصد داشتند از طريق مرداب ها فرار كنند ، در مرداب هاي پيرامون دشت موهاكس غرق شدند، سلطان سليمان قانوني پس از درهم شكستن سپاه مجارستان به آساني شهر بودا [بوداپست امروزي] پايتخت مجارستان را فتح كرد و به دروازه هاي اروپاي غربي رسيد، به اين ترتيب در روز 28اگست سال 1526 ميلادي سلطان سليمان قانوني و سپاه عثماني لشكريان مجارستان را در دشت موهاكس در هم شكستند و سراسر مجارستان به خاك امپراتوري عثماني منضم شد و مجارستان موجوديت خود را به عنوان يك كشور مستقل براي چند قرن از دست داد.
روز شمار بیست ونهم ماه اگست
= = = = = = = = = = = ==
1 ـ جنگ تریاک وتاریخچه آن :ـ بتاریخ 29 اگست سال 1842میلادی : جنگ ترياك ميان چين و انگلستان پايان يافت، اين جنگ به پيروزي انگلستان و از دست رفتن هانک کانگ و باز شدن درهاي چين به روي تاجران انگليسي انجاميد، انگلستان ترياك محصول هند را به چين صادر مي كرد و چينيان با مصرف ترياك معتاد شدند و با تشويق دولت چين به كشتي هاي باري انگلستان حمله بردند و صندوقهاي ترياك را به دريا ريختند كه اين امر بهانه جنگ شد، به اين مناسبت نگاه كوتاهي به تاريخچه ترياك بيافگنيم:
بوته ترياك به دليل سازش با هر آب و زميني از قديم الايام در اطراف درياي مديترانه به صورت خود رو به دست مي آمد و به علت داشتن گلهاي زيبا، به تدريج به دست انسان كشت شد، نخست مصريان قديم، سپس ساكنان آسياي صغير (تركيه) و آنگاه يونانيان و بعد از آنها روميان با اين ماده (بوته ترياك و شيره آن) آشنا شدند، بقراط كه آن را Opium مي ناميد براي درمان بيماريها آن را تجويز مي كرد، در كتابخانه ي "آجر نبشته" آشور بانيپال (2700 سال پيش) از آن به عنوان داروي مسكن نام برده شده است، اسكندر مقدوني آن را با خود از يونان به ايران آورد تا در صورت بيمار شدن سربازانش به آنها بخوراند و سپس آن را در شرق افغانستان (آن زمان آريانا يعني سرزمين آرين ها خوانده مي شد) كشت كرد، عربها كه در گسترش آن در آسياي جنوبي سهيم هستند، آن را داروي رفع سردرد مي پنداشتند، رازي نخستين شيميداني بود كه هزار سال پيش خواص شيميائي ترياك را شناخت و آن را افيون Afiyun (واژه شكسته شده Opium) خواند، سپس ابن سينا در آزمايشگاه خود روي اين ماده تجربه فراوان كرد و به اعتياد آور بودن آن پي برد و توصيه كرد كه فقط براي رفع تسكين درد، درمان اسهال و اسهال خوني و چشم درد به طور موقت و مقطوع از آن استفاده شود، احتمالا از همين زمان اين ماده ترياك Teriac (داروي مسكن) خوانده شده است، در آن زمان براي رفع تسكين درد شيره آن را به مقدار كم با عسل مي خوردند، مصرف ترياك به ميزان محدود بود زيرا خوردن زياد آن باعث مرگ مي شد، مغولها و تيموريان (تاتارها) اولين قومي بودند كه از ترياك به عنوان ماده مخدر استفاده كردند، آنها اين ماده را به سربازان خود مي خوراندند تا در ميدان جنگ از كشتن و كشته شدن نهراسند و فرار نكنند، استفاده از ترياك به عنوان ماده مخدر از قرن شانزدهم به تدريج معمول شد، انگليسي ها پس از تصرف هند و دست يافتن به مزارع خشخاش اين كشور به تجارت ترياك به كشورهاي ديگر مخصوصا چين دست زدند كه به دو جنگ معروف به ترياك در قرن 19 انجاميد، احتمالا تشويق ايرانيان وافغانیان به كشيدن ترياك مربوط به همين دوره است، در قرن 20، علي رغم ممنوعيت اين ماده از سوي جامعه ملل (سابق) و سازمان ملل كشت ترياك درساحه تسلط مجاهدین به افغانستان و مثلث طلايي، و مصرف آن و مشتقاتش از جمله هروئين ادامه دارد.
روز شمار سی ام اگست
= = = = = = = = ==
1 ـ شكست سپاه روسيه تزاري ازقوای نظامی المان:ـ بتاریخ 30 اگست سال 1914 ميلادي ، در حالي كه فقط يك ماه از آغاز جنگ كه به جنگ جهاني اول شهرت يافت ، مي گذشت قوای نظامی امپراتوري المان ، لشكر روسيه تزاري را در منطقه تاننبرگ در هم شكست، اين پيروزي نشان داد كه جنگ طولاني و بي رحمانه خواهد بود، در روز اول اگست سال 1914 ميلادي در ساعت 4 بعدازظهر زنگ تمام ناقوس ها در سراسر فرانسه به صدا درآمدند كه طنين آنها خبر از واقعه شومي مي داد، بسيج عمومي در فرانسه اعلام شد، المان در همان روز به روسيه و در روز دوم اگست به فرانسه اعلان جنگ داد، در روز 4 اگست قوای نظامی المان بي طرفي بلجیم را نقض كرد و لشكرهاي قوای نظامی المان وارد خاك اين كشور شدند، در پي حمله المان به خاك بلجیم ، انگلستان نيز در كنار فرانسه و روسيه با المان وارد جنگ شد، فرانسوي ها از متحد خود روسيه خواستند هر چه سريعتر به خاك المان حمله كنند تا اين كشور ناگزير به جنگ در دو جبهه شود، بنابراين دو سپاه روسيه در نيمه ماه اگست سال 1914 ميلادي ايالت پروس شرقي المان [امروز اين ايالت ميان پولند و روسيه تقسيم شده است] را مورد حمله قرار دادند، در روز 20 اگست ، قوای نظامی دوم المان در گومبينن ناگزير به عقب نشيني شد، در پاريس و لندن ، متحدان تزار روس ، موفقيت «جاده صاف كن روس» جشن گرفته شد.
جنرال هلموت فن مولتكه رئيس قوای مشترك قوای نظامی المان با دستپاچگي ، دو لشكر المان را از جبهه غربي به جبهه شرقي براي تحكيم اين جبهه منتقل كرد، فرانسوي ها كه به شدت تحت فشار قرار گرفته بودند، از كاهش نيروهاي الماني استفاده كردند تا مواضع خود را تحكيم نموده و مانع از اشغال كشورشان شوند، جنرال الماني پل فن هيندنبورگ 67 ساله كه بازنشسته شده بود دوباره به خدمت بازگشت و براي جلوگيري از فاجعه فرماندهي قوای نظامی دوم را در دست گرفت و جنرال اريخ لودندورف به معاونت وي منصوب شد،الماني ها توانستند مكالمات راديويي ميان جنرال هاي روسي را استراق سمع كنند و متوجه شدند دو سپاه روسيه در فاصله دورتري از آنچه كه تصور مي كردند ، قرار دارند، هيندنبورگ و لودندورف تصميم گرفتند به سپاه جنرال سامسونف حمله كنند،آنها از كينه اي كه ميان دو جنرال روسي سامسونف و رننكامپف وجود داشت باخبر بودند و تصور مي كردند جنرال رننكامپف فرمانده سپاه ديگر روسيه در كمك به سامسونف ترديد نشان خواهد داد اين تصور آنها به حقيقت مبدل شد، قوای نظامی دوم المان به فرماندهي جنرال هيندنبورگ 150000 سرباز سامسونف را مجبور به عقب نشيني به تاننبرگ كرد و راه بازگشت آنها را مسدود نمود، در پي اين حمله غافلگيركننده شيرازه سپاه سامسونف از هم گسست، در اين نبرد 30000 سرباز روس كشته و همين تعداد مجروح شدند، المان ها بيش از 90000 سرباز روس را اسير كرده و 500 قبضه توپ را به غنيمت گرفتند، بيش از 60 قطار اسيران روس را به غرب المان منتقل كردند، تلفات الماني ها كمتر از 20000 نفر بود، سامسونف از شدت نااميدي خودكشي مي كند. يك هفته بعد ، در سواحل درياچه هاي مازور سپاه جنرال رننكامپف به نوبه خود از قوای نظامی دوم المان به فرماندهي جنرال هيندنبورگ شكست مي خورد، به اين ترتيب در روز 30 اگست سال 1914 ميلادي ، قوای نظامی امپراتوري المان سپاه روسيه تزاري را در منطقه تاننبرگ در هم شكست، اين نخستين شكست بزرگي بود كه در روزهاي اوليه جنگ جهاني اول كه از سال 1914 تا 1918 ميلادي سراسر اروپا و بخش هاي وسيعي از جهان را به خون و آتش كشيد رخ داد.
روز شمار سی ویکم اگست
= = = = = = = = == =
1 ـ قوای نظامی فرانسه مصر را
تسلیم انگلستان کرد:ـ بتاریخ 31 اگست سال 1801 ميلادي :
جنرال فرانسوي منو ، فرمانده باقيمانده سپاهي كه ناپلئون به مصر برده بود تسليم
جنرال انگليسي آبر كرامبي شد و مصر كه توسط ناپلئون فتح شده بود را در اختيار
انگلستان قرار داد،
براساس توافق ، باقيمانده سپاهيان فرانسه با كشتي هاي انگليسي به كشورشان بازگشتند،
ناپلئون بناپارت كه در آن زمان مقام قونسل فرانسه را داشت ، تصميم گرفت كشور مصر كه
تحت حاكميت سلطان عثماني بود را فتح كرده و سپس از راه زميني به هندوستان مستعمره
انگلستان حمله كند، وي در 2 جولای سال 1798 ميلادي با 54000 سرباز و 190 فروند كشتي
وارد بندر اسكندريه شد و پس از فتح اسكندريه و شكست دادن مرادبيگ مملوك مصر شهر
قاهره را اشغال كرد، ناپلئون كه از پيروزي خود سرمست شده بود ، تصور كرد كه لشكركشي
اش به شرق با موفقيت قرين خواهد بود، اما آدميرال هوراسيو نلسون فرمانده نيروي
دريايي انگلستان مكان ناوگان فرانسه كه در ابوقير در نزديكي اسكندريه لنگر انداخته
بود را كشف كرد، وي با توپخانه قدرتمند وکشتی خود مدت 15 ساعت کشتی غافلگير شده
فرانسه را بمباران كرد و کشتی فرانسه را نابود نمود، آدميرال فرانسوي برويس با ناو
فرماندهي خود كه 118 توپ داشت فرار كرد ، کشتی بان و پلونوو نيز با چند كشتي ديگر
راه فرار را در پيش گرفت، به اين ترتيب لشكر فاتح ناپلئون در سرزمين مفتوحه مصر
زنداني شد و راه بازگشت آنها به فرانسه مسدود گرديد، در روز 21اکتوبر سال 1798
ميلادي شورش بزرگي عليه فرانسوي ها در شهر قاهره به راه افتاد كه در جريان آن 300
سرباز فرانسوي از حمله جنرال دوپوي كشته شدند و فرانسوي ها نيز بي رحمانه 3000 مصري
را قتل عام كردند، ناپلئون مردي نبود كه نااميد شود،وي مي خواست مانند اسكندر
مقدوني هند را از راه زميني اشغال كند، بنابراين در ابتداي سال 1799 ميلادي ، قبل
از اين كه فصل گرما آغاز شود با 15000 سرباز راه سوريه را در پيش گرفت و پس از
العريش و غزه ، شهر يافا در قلب سرزمين مقدس را محاصره كرد، دو نفر از فرستادگان
ناپلئون كه به نزد مردم شهر يافا رفته بودند توسط آنها به قتل رسيدند و سربازان
فرانسوي پس از اشغال يافا دست به قتل عام زدند، بيش از 2500 اسير ترك به ضرب گلوله
يا توسط سرنيزه به قتل رسيدند، اما در يافا ، سربازان فرانسوي به نوبه خود به طاعون
مبتلا شدند كه اين بيماري تا انتها لشكركشي بناپارت به شرق ادامه يافت ، ناپلئون
تصميم گرفت به مصر بازگردد، در راه بازگشت سربازان فرانسوي تمام شهرهايي كه در مسير
آنها قرار داشتند را غارت كردند، پس از بازگشت ناپلئون به قاهره ، وي مطلع گرديد كه
ائتلاف بزرگي عليه وي در اروپا تشكيل شده و سربازان فرانسوي در تمام جبهه هاي اروپا
در حال عقب نشيني هستند، بنابراين بناپارت تصميم گرفت هر چه زودتر مصر را به مقصد
اروپا ترك كند، وي فرماندهي سپاه فرانسه در شرق را به جنرال كلبر واگذار كرد و خود
با تعدادي از جنرال هايش و تمام پولي كه در صندوق ها باقي مانده بود با يكي از
معدود كشتي هايي كه از حمله نلسون آسيب نديده بود ، عازم فرانسه شد.
پس از ترك ناپلئون عثماني ها كه در ائتلاف عليه
ناپلئون شركت كرده و از حمايت نيروي دريايي انگلستان برخوردار بودند ، به مصر حمله
كردند، كلبر كه تنها مانده بود با آدميرال انگليسي اسمبت مذاكره كرد تا محترمانه
خاك مصر را ترك كند ، اما پيشنهاد وي رد شد.
جنگ ميان فرانسوي ها و انگليسي ها و نيروهاي عثماني شدت گرفت و كلبر موفق شد
نيروهاي عثماني را در روز 20 مارچ سال 1800 ميلادي در هليوپوليس در نزديكي قاهره
شكست دهد، اما چند ماه بعد ، در روز 14 جون سال 1800 ميلادي توسط يك مصري كه از ظلم
و ستم فرانسوي ها به تنگ آمده بود ، به قتل رسيد، جنرال منو كه شخصيتي ضعيف داشت
جانشين وي شد، منو نتوانست در مقابل حملات نيروهاي انگليسي مقاومت كند ، بنابراين
تصميم گرفت تن به مصالحه دهد، به اين ترتيب در روز 31 اگست سال 1801 ميلادي جنرال
منو و باقيمانده سپاهيان شرق تسليم نيروهاي انگليسي به فرماندهي جنرال آبركرامبي
شدند، گرچه سلطان عثماني در ظاهر بار ديگر بر مصر تسلط يافت ، اما اين مقدمه اي بود
كه انگليسي ها در مصر حضور يابند و به تدريج مصر را تبديل به يكي از مستعمرات
امپراتوري انگلستان نمايند./