نگاهى به فقدان نگره ارزشمندى جان شهروندان
ترانزيت مـرگ

روزنامه ايران

 مهرى حقانى

 


مرگ، سرانجام گريبان زندگى را خواهد گرفت اما در وراى اين حقيقت، واقعيتى ملموس تر و دردسترس تر نيز وجود دارد. مفهوم امنيت و نگاهى كه از دريچه اقتصاد و سياست تا پيش زمينه‌هاى فرهنگى و حتى فلسفى هر جامعه‌اى به آن وجود دارد، توانسته است مرگ را از فراز صحنه مقدر زندگى به حاشيه كنترلى آن براند.
اما نگاهى به سير شتابنده حوادث از راه‌هاى زمينى، هوايى و ريلى كشور گرفته تا خانه‌هاى درمانى و پزشكى، استراحتگاه‌هاى تفريحى و ميدان‌هاى ورزشى و حتى نوع ساختار شهرى و معمارى در برابر حوادث طبيعى زلزله، سيل و كوران‌هاى مهيب، ما را با نتايج نه چندان خوشايندى در واقعيت زندگى كشورمان روبرو می‌كند.
فراوانى چنين شوك‌هاى مرگبارى در اخبار حوادث و تيترهاى آغازين روزهاى جامعه ايرانى به حتم نمی‌تواند در قانون گاه به گاه و استثنايى احتمالات حل شود. احتمال اشتباه و يا ناگزير بودن برخى شرايط و در پى آن برخى نتايج ناگوار هست اما نه چنين زود به زود. آنقدر كه حتى حساسيت موضوع كم كم به حد اخبار عادى هفتگى و ماهانه افراد جامعه كاهش پيدا كند.

رتبه اول حوادث جاده‌اى در جهان
مركز تحقيقات تروما دانشگاه علوم پزشكى تهران به مدت
۱۰ سال در مورد آسيب‌هاى فيزيكى، شيميايى، الكتريكى، غرق شدگى و سقوط از بلندى در شهرهاى تهران، تبريز، مشهد، شيراز، اهواز، زاهدان، كرمانشاه، بابل و قم انجام داد. تروما به مفهوم صدمه است كه به دلايل مختلفى بر انسان عارض می‌شود. سازمان بهداشت جهانى براى تمام كشورها كدهايى را تعيين كرده، براساس اين مطالعات ايران در حوادث جاده‌اى رتبه اول را دارد. افراد پياده، موتورسواران، ماشين سواران و دوچرخه سواران به ترتيب داراى بيشترين حادثه ديدگان سوانح و حوادث رانندگى بوده‌اند. بدين ترتيب در هر ۳۰ دقيقه يك نفر در حوادث رانندگى می‌ميرد. يعنى سالانه به ازاى هر يك ميليون نفر، ۲۷۰ نفر براثر تصادفات رانندگى كشته می‌شوند. همين آمار در كشورهاى توسعه يافته ۲ تا ۳ نفر به ازاى هر يك ميليون نفر شمارش شده است. از سوى ديگر شمار تلفات در جاده‌ها در سال ۸۲ نسبت به سال‌هاى گذشته افزايش نگران كننده‌اى داشته چنان كه تعداد افراد تلف شده در جاده‌ها به اندازه افرادى است كه در جنگ تحميلى از دست داده‌ايم. همين حوادث در سال ۸۱ در جاده‌هاى ايران جان ۲۲ هزار نفر را گرفت.
حوادث رانندگى در ايران از هر
۱۰۰ نفر، جان ۲۷ نفر را می‌گيرد، همين رقم در كشور انگلستان از هر ۱۰۰ نفر يك نفر است. اين درحاليست كه در دوران جنگ حدود ۱٤ هزار نفر در سال شهيد می‌شدند، هم اكنون بيش از ۲۰ هزار نفر به دليل تصادف جاده‌اى كشته می‌شوند. ۲۰ درصد مرگ‌ها بين ۲۰ تا ۳۰ سال و ٤۷ درصد آنها بين ۳۰ تا ۵۰ سال سن دارند. بدين ترتيب هر يك از افراد جامعه كه جابجايى بيشترى داشته باشند، بيشتر در معرض خطر تصادف هستند. نزديك به ۸۰ درصد كشته‌ها از جنس مذكر هستند. بيشترين قربانيان، سرپرستان خانوارها هستند از سويى شدت تصادفات و عدم امدادرسانى به هنگام موجب شده مجروحان تا مدت زيادى در صحنه تصادف باقى مانده و به دليل خونريزى و دلايل ديگر فوت كنند. چنان كه تنها ۳۷ درصد مرگ‌ها در بيمارستان رخ می‌دهد. چنان كه رئيس دانشگاه علوم بهزيستى و توانبخشى اعلام می‌كند حوادث رانندگى يكى از عوامل عمده بروز ضايعات نخاعى كشور است كه هزينه‌هاى سنگينى را بر خانواده‌ها و اجتماع وارد می‌كند. ۷۰ درصد ضايعاتى كه از حوادث رانندگى ناشى شده مربوط به قشر جوان است و به همين ترتيب ۷۰ هزار نفر در كشور دچار ضايعات نخاعى هستند.
اما اگر از جان انسان‌ها كه مهمترين و اصلى ترين بخش قضيه است بگذريم سالانه
۵۵۰ ميليارد تومان خسارات مالى ناشى از حوادث رانندگى برآورد شده. ۹۹۸۶۷ نفر در بين سال‌هاى ۷۷ تا ۸۰ براثر حوادث جان خود را از دست داده اند كه ۶۷ درصد آنان براثر تصادف بوده اند. از اين تعداد ۵۲۸۸۲ نفر مرد و ۳۹۵۱۲۲ نفر دچار معلوليت جسمى، ذهنى و حركتى شده اند. متوسط سن اين افراد ۳۵/۸ سال بوده است.
همين آمار براى كشورهاى در حال توسعه بين
۸ تا ۱۲ نفر و در كشورهاى توسعه يافته به ۱/۲ تا ۲ نفر است كه ايران با يك رشد ۳ هزار درصدى ۳۳ برابر كشورهاى توسعه يافته، آمار مرگ و مير ناشى از تصادفات را داشته است. هرچند كه ميانگين سرعت در كشورهاى توسعه يافته بيشتر است اما با اعمال تمهيدات لازم توانسته اند تا حد زيادى از تعدد كشته‌هاى تصادفات رانندگى بكاهند. چنان كه تنها در آلمان براى دريافت گواهينامه رانندگى بايد مبلغ ۲ هزار و ۵۰۰ يورو كه رقم بالايى است، پرداخت شود.
درحقيقت
۸۰ هزار كيلومتر راه اصلى در ايران كه ۱۰ هزار كيلومتر آن جزو جاده‌هاى خاص است، ترانزيت مرگ را در جاده‌هاى ايران به ارمغان آورده است. اما اين آمار مهيب كه ايران را در رده اول تلفات ناشى از حوادث رانندگى در جهان نشانده تنها به جاده‌ها ختم نمی‌شود. سال گذشته، هنگامى كه يك پسربچه ۶ ساله ناگهان در قطار در حال حركت مسير تهران ـ مشهد ناپديد شد، پس از ضجه‌ها و اصرارهاى مداوم مادر كودك مشخص شد كه قطار از رده خارج بوده است به شكلى كه برخى از درها به زور سيم پيچى بسته شده بوده.
نقص فنى قطارها، عدم وجود كادر پزشكى در داخل واگن‌ها و فقدان ابتدايى ترين تجهيزات و امكانات براى راهبان‌ها اعم از لباس ايمنى شبرنگ دار، كمربند ايمنى مجهز به چراغ چشمك زن و بى‌سيم از ويژگى‌هاى راه‌هاى ريلى ايران هستند. بزرگترين نمود اين قضيه، حادثه نيشابور بود كه گذشته از مرگ جانگداز صدها نفر تنها توانست
۱۰۰ ميليارد ريال خسارت بر خاكستر قطارها و پيكرهاى سوخته به جا گذارد.

پروازهاى ابدى
«موتورهاى هواپيما آتش گرفته، مجبور به فرود اضطرارى هستيم» بسيارى از اين دست نوارها كه خبر از آخرين مكالمات خلبان با برج مراقبت می‌دهد در آرشيو برج‌هاى مراقبت می‌توان يافت. آمارهاى بهره ورى ايمنى از بخش هوايى، به عنوان گران ترين وسيله حمل و نقل، باعث سرافكندگى است. آخرين حادثه هوايى مربوط به هواپيماى فوكر خط هوايى كيش اير در سال
۸۲ بوده است كه ٤٤ نفر مسافر را بر ريگ‌هاى داغ بيابان‌هاى اطراف شارجه فرود آورد. ناوگان هوايى، فرسوده و حتى از رده خارج است تا حدى كه به عنوان نمونه دولت استراليا به تازگى به اتباع خود درباره پرواز با خطوط هوايى در داخل ايران هشدار داده است.
اما اين تنها فقر و فرسودگى در ناوگان هوايى و ديگر بخش‌هاى ترابرى كشورمان نيست كه جان شهروندان را در معرض تهديد قرار داده است، بلكه اهمال‌هاى حرفه‌اى در ساير بخش‌ها تهديدآميز است.
شوك‌هاى موجود در بخش درمانى كشور، مضاعف بر رنج محروميت در نقاط دورافتاده، برخى اهمال‌هاى پزشكى چون تزريق سرم اسب به انسان يا استفاده از چراغ گازى به جاى دستگاه گرم كننده در بخش نوزادان، وقوع برخى حوادث قابل پيشگيرى در اتاق‌هاى عمل، كيفيت داروهاى وارداتى و .... از اين دست تهديدات هستند.
مهيب ترين خبر سال گذشته را شايد نه دستگاه‌ها و مسؤوليت‌هاى برروى زمين بلكه رانش غيرمنتظره گسل‌هاى حاشيه كوير ايران در شهر كوچك بم به وجود آورد. گسل‌هايى كه به رغم ضريب استوارى ساختمان‌ها، مديريت پس از حادثه و يا... در همه جاى ديگر دنيا از جزاير كوچك ژاپن گرفته تا كاليفرنيا در آن سوى اقيانوس اطلس، حوادثى می‌آفريند كه در يك جاى جهان فقط يك حادثه طبيعى است و در جايى ديگر يك فاجعه!
درحقيقت ضريب بالاى ايمنى تأسيسات و ساختمان‌ها در بسيارى از شهرهاى زلزله خيز جهان تلفات را چنان تقليل می‌دهد كه استفاده از واژه‌هايى چون فاجعه، بحران يا مصيبت، در فرداى وقوع زلزله را، در يك حد يك شوخى می‌نماياند.
پس از بم، پايتخت ميليونى ايران با پس لرزه‌هاى روانى پيش بينى رانش گسل‌هاى كوهپايه البرز روبرو شده است. هرچند نوع سازه‌هاى شهر تهران در اين سال‌ها كار را از هرگونه پيشگيرى گذرانده است اما حتى با پذيرش اين تقدير هم تدبير خاصى براى وضعيت كنونى انديشيده نمی‌شود.

جان‌هاى بى‌ارزش
آنچه در پس رديف و ستون بندى تمام آمارها يا برخى موارد حاشيه‌اى وجود دارد، دامن زدن به امنيت روانى شهروندانى كه ناگزير از مسافرت، تفريح يا گذران امور زندگى خود هستند، نيست. چنان كه حتى امنيت ميدان‌هاى ورزشى، كادر درمانى و يا خدمات پس از برخى آسيب‌هاى جبران ناپذير به قهرمان‌هاى ورزشى يكى از سوژه‌هاى جانگدازى است كه گاه در برخى رسانه‌هاى ملى هم يادى از آن می‌شود. به نظر می‌رسد در پس تمام اين حوادث و تكرار دوره‌اى و مداوم، در بنيان تفكرى جامعه ما، جان انسان‌ها از كمترين ارزش برخوردار است.
در سطح خردتر، از پس چنين حوادثى معمولاً مسؤولان مربوطه مؤاخذه می‌شوند. فرهنگ استعفا در كشورهاى پيشرفته، امرى عادى و پذيرفته شده است كه به حتم در پس آن يك فرهنگ ترميمى و جست وجوى ريشه‌اى نيز وجود دارد. گذشته از آن كه فرهنگ شفاف اطلاع رسانى امكان هرگونه كتمان علل حوادث يا مسؤوليت‌ها را نيز سلب می‌كند. از سوى ديگر از لايه‌هاى خردتر روابط اجتماعى گرفته تا بنيان‌هاى قانونى و سرانجام اصول تعريف شده، فلسفه فردگرايى و احترام به حوزه شخصى شهروندان و حفظ امنيت آنها در صدر روابط و قوانين وجود دارد. ضعف قوانين پيشگيرانه می‌تواند ناشى از تفكر كم بها شمردن جان انسان‌ها باشد. چنان كه براى نمونه، اتحاديه اروپا، راننده‌هاى ماشين‌هاى سنگين را موظف به رعايت حتمى
۸ ساعت خواب در شبانه روز كرده است. از آن سو بيشتر حوادث جاده‌اى مربوط به خواب آلود بودن راننده‌ها يا سرويس‌هاى متراكم رفت و برگشت، بدون رعايت فاصله زمانى است. اما حتى در پس اين اهمال قوانين نيز، اين يك واقعيت تلخ است كه تفكر فرهنگى و حتى سياسى موجود از پس شوك‌هاى عاطفى زودگذر، هنوز به اصل بنيادين ارزشمندى انسان‌ها و گرايش‌هاى فردگرايى نرسيده است. تفكرى كه از ويژگى اصلى جوامع مدرن است. شايد هم به عبارتى هنوز ما با يك برداشت به شدت سنتى در مورد جان و هستى انسان‌ها رو بروييم.

 



بالا

بعدی * صفحة دری * بازگشت