چالش های درونی ترکیه و تاثیر آن بر سیاست خارجی

 

ديپلوماسی ايرانی : پروفسور یوخن  هیپلر استاد علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه دوسنبرگ –اسن موسسه توسعه و صلح آلمان است. او دبیر علمی گزارش صلح، کتاب مشترک موسسات مطالعات صلح است. از وی بیش از 20 کتاب همچون خطر بعدی: درک غرب از اسلام،  دمکراسی کردن فرایند سلب قدرت: مسایل دمکراسی در جهان سوم منتشر شده است.

چکیده نشست:

بزرگترین چالشی که ترکیه با آن مواجه  است از میراث  کمالیزم که استفاده از یک مدل غربی برای مدرن کردن ترکیه بود، نشات می گیرد. این مدل طی 10 تا 15 سال گذشته دچار بحران شده و کارکرد گذشته خود را از دست داده است. و ترکیه بدنبال مدل جدیدی برای توسعه است

کمال آتاتورک تلاش می کرد پس از زوال امپراتوری عثمانی- که متشکل از اقوام و گروه های مذهبی دارای اشتراکات مذهبی بودند و در کنار هم نهاد خلافت را  شکل می دادند- یک مدل دولت-ملت تشکیل دهد. روند کمالیزم این اشتراکات  مذهبی را با احساس ناسیونالیستی جایگزین کرد. این هدفی در سطح کلان بود و در سطح خرد به آموزش دانشگاهی و آموزش نظامی و نیز تغییر خط نوشتاری به خط لاتین پرداخت.

این روند که در پی جایگزینی ملی‌گرایی با احساسات مذهبی  بود دارای مزایا و معایبی بود از جمله گروه هایی مانند علویان دیگر احساس تبعیض از سوی سنی های حاکم نمی‌کردند و هویت خود را در دولت ترکیه به دست آوردند، در حالی که گروه های مذهبی و  قومی دیگر مانند کردها و مسیحیان در جامعه ترکیه حل می شدند.

خصوصیات اصلی روند جدید :

1.     ملی‌گرایی

2.     اقتدارگرایی و دیکتاتوری

3.      نقش محوری نیروهای مسلح؛ چنانچه خود کمال آتاتورک یک ژنرال نظامی بود.

اما در سال های اخیر مشکلاتی برای این روند به وجود آمده است:

گروه اول: پیرو پیشرفت های اقتصادی ترکیه، یک طبقه میانی خارج از شهرهای بزرگ به وجود آمد؛ این افراد از نظر فرهنگی  به موازین کمالیزم توجه نداشتند و اعتقادات مذهبی و سنتی خود  را دنبال می کردند.

این طبقه متوسط در اعتقادات مذهبی خود افراطی نبودند، چون در ترکیه ایدئولوژی حکومت یک ایدئولوژی مذهب گریز بود، این گروه جایگاهی برای خود در نظام ترکیه نمی‌دیدند و این افراد دستور العمل‌های اسلامی را اصولی برای تجارت خود تلقی می‌کردند.

چون این گروه اغلب تاجر بودند و به منابع مالی دسترسی داشتند، پس دولت نمی‌توانست با آنها مقابله کند چون در این صورت اقتصاد به خطر می‌افتاد و همچنین دسترسی  آنها به منابع مالی این امکان را برایشان بو جود می آورد تا از جریان های سیاسی که بیشتر با آنها هم‌خوانی داشت حمایت کنند.

گروه دیگری که از روند کمالیزم احساس خطر می‌کردند، کردها بودند. کمالیست ها  معتقد بودند که کردها هویت مستقلی ندارند، بلکه آنها ترک هایی هستند که زبان خود را فراموش کرده اند و به زبان کردی صحبت می‌کنند پس به مقابله با کردها  پرداختند تا جایی که استفاده از زبان کردی را ممنوع اعلام کردند. و کمالیست ها  به کردها لقب ترک های کوهی داده بودند و تا چندین سال هیچ مدرسه یا رسانه‌ای به زبان کردی وجود نداشت. بدین ترتیب کردها احساس می‌کردند کاملاً‌ از ساختار سیاسی ترکیه محو شده‌اند.

گروه سوم که خارج از روند کمالیزم بودند، افراد مستضعف جامعه بودند که از روستاها به حاشیه شهرها مهاجرت کرده بودند و بدون آب و برق و امکانات دیگر در زاغه ها زندگی می‌کردند و حکومت کمالیزم به آنها توجهی نمی‌کرد.

این اختلاف ایدئولوژیک یا دینی نبود، بلکه بخش وسیعی از فقرا ی جامعه ترکیه بودند که گمان می‌کردند که از این روند حذف شده‌اند.

این سه گروه فقیران، کردها و مسلمانان طبقه متوسط از حرکت های اسلامی ترکیه حمایت کردند و مدل اصلی این حزب ها، حزب رفاه بود که نجم‌الدین ار بکان- که مدتی نخست وزیر ترکیه بود- آن را رهبری می‌کرد.

این ائتلاف از حرکت های اسلامی حمایت می‌کرد و منابع مالی گسترده‌ای برای این حرکت فراهم می‌کرد؛ و همچنین افراد زیادی از رأی دهندگان را دربر می گرفت. کردها هم به شدت از این حرکت اسلامی حمایت می‌کردند، با توجه به اینکه گرایش دینی نداشتند اما به خاطر اینکه این حرکت بر ضد کمالیزم و ضد ملی‌گرایی بود از آن حمایت می کردند. بدین ترتیب  حدود یک سوم از رأی دهندگان به این گروه کردها بودند و گروه فقیران هم از جمله افرادی بودند که درصد بالایی از آرای آنها به نفع  حرکت های اسلامی بود.

حزب رفاه در ابتدا  در برگیرنده طیفی از افراط گرایان و ضد یهودیان و  روشنفکران دینی بود و انشعاب بعدی  آن به دو گروه افراطی و میانه رو قابل پیش بینی بود.

چالشهایی که امروز در ترکیه وجود دارد:

    البته این روند با مخالفت هایی نیز روبروست؛ از جمله جناح سنتی کمالیست ها که این آشتی با کردها  را برای ترکیه مضر میداند و اردوغان را خائن می نامد.

بخشی دیگر از  مشکلی که پیش روی راه حل مسئله کردها است نظام حقوقی ترکها است که دارای ایدئولوژی کمالیزم سنتی است که احزاب کرد را غیرقانونی اعلام کرده است نه به سبب اینکه فعالیت غیرقانونی دارند بلکه به علت اینکه کرد هستند؛ در نتیجه کردها هیچ راه قانونی برای شرکت در مسائل سیاسی و تعیین سرنوشت خود ندارند.  

 

تاثیر این چالشها بر سیاست خارجی  ترکیه

مسئله کردها تاثیر زیادی بر سیاست خارجی ترکیه دارد. ارتباط با اتحادیه اروپا در گرو حل این مسئله است. تا وقتی کردها، مانند یک شهروند از حقوق کامل برخوردار نباشند، ترکیه نمی‌تواند به اتحادیه اروپا ملحق شود.

نکته آخر: آیا ترکیه می‌تواند پل ارتباطی بین خاورمیانه و اروپا باشد، آیا ترکیه می‌تواند یک مدل توسعه  برای دنیای  اسلام و خاورمیانه باشد؟

البته این مسئله بسیار پیچیده‌ای است . ترکیه درگذشته گاهی نمونه‌ایی برای الگوبرداری‌های غلط بوده است. مثلاً‌ تکیه زیاد بر نظامیان  توسط ژنرال مشرف در پاکستان.

 افرادی در خاورمیانه مایل هستند از ترکیه الگوبرداری کنند چون  فکر می کنند در ترکیه دین بر مردم تحمیل نمی‌شود. در حالی که در ترکیه دین توسط حکومت کنترل می‌شود؛ در صورتی ترکیه می‌تواند مدل خوبی برای الگوبرداری باشد که دین به صورت مستقل از حکومت  رشد کند.                                                              

پرسش و پاسخ

در این بخش افراد شرکت کننده در نشست سؤالات خود را مطرح کردند.

پرسش: نقش ترکیه در تحولات منطقه‌ای چیست؟ آیا سیاست ترکیه با سیاست آمریکا در خاورمیانه مغایرت دارد؟ نشانه‌هایی وجود دارد که ترکیه به سیاستهای آمریکا در منطقه کمک می کند؟

 

پاسخ: نقش منطقه ای ترکیه گاهی خیلی متضاد است که این وضعیت متأثر از وضعیت داخلی ترکیه است. مسئله اول همکاری ترکیه با اسرائیل است که با تشویق آمریکا به وجود آمده است. ولی رای دهندگان ترک اعتقادات ضد اسرائیلی دارند.

مسئله دوم ،رابطه ترکیه با سوریه ، ایران و پاکستان است. ترکیه این ارتباط را برای تحت فشار قرار دادن اتحادیه اروپا ایجاد کرده است که در صورتی که اتحادیه اروپا رابطه قوی با ترکیه نداشته باشد، ترکیه روابط خود را با ایران و سوریه تقویت خواهد کرد. که این روش مناسبی نیست و اتحادیه اروپا به آن توجهی نمی‌کند.

مسئله سوم: ارتباط ترکیه با روسیه است. این ارتباط بیشتر برای سیاست های انرژی به وجود آمده است. به دو علت:

  1. قدرت چانه‌زنی ترکیه را در اتحادیه اروپا بالا می‌برد.
  2. قدرت مالی ترکیه را افزایش می دهد.

در مورد آمریکا وسیاست‌های خارجی آن: 1. ارتش ترکیه دوست دارد که با ارتش آمریکا همکاری نظامی داشته باشد. هرچه ترکیه دموکراتیک‌تر می‌شود، این ارتباط با آمریکا سخت‌تر می‌شود،  زیرا بیشتر مردم ترکیه علاقه‌ای به ارتباط با آمریکا ندارند.

2. ارتش ترکیه که متشکل از کما لیست  های سنتی است از اینکه اتحادیه اروپا و آمریکا برای آنها موعظه های حقوق بشری  ‌کنند و آنها را تشویق به کناره‌گیری از قدرت ‌کنند راضی نبوده و همین  سبب قطع ارتباط نظامیان با اتحادیه اروپا شده است. اکنون گروه های اسلامی ارتباط قوی‌تری با اتحادیه اروپا  دارند.

پرسش 1: با توجه به اینکه بعد از کمال‌گراها شکافی بین دوره عثمانی و دوره فعلی صورت گرفته است. آیا رویای جامعه عثمانی در جامعه فعلی ترکیه وجود ندارد. اگر وجود دارد نقش دولت و ملت حکومت ترکیه را چگونه تحلیل می‌کنید؟

پرسش 2: شما معتقدید حمایت کردها از اسلام گراها علل ناسیونالیستی  دارد تا مذهبی؛ با توجه به ارتباط قوی ترک های صوفی مانند نقش‌بندیه و بکتاشیه با کردها، آیا ارتباط صوفیانه کردها با مجموعه حاکم در ترکیه را می‌توان نادیده گرفت؟

پاسخ1: این رد پا کاملاً‌ مشخص نیست. در اواخر دوره عثمانی کمالیزم به وجود آمده است و حرکت هایی که در آخر عثمانی به‌وجود آمد در دوره کمال‌گرا ها به ایدئولوژی تبدیل شد.

پاسخ 2: صوفیان نقش مهمی به خصوص در قسمت جنوب شرقی دارند. گروه هایی مانند حزب رفاه و صوفی ها از نظر مذهبی با هم موافق نیستند اما از لحاظ سیاسی به علت قدرت این گروه مجبور به حمایت هستند. دلیل اصلی حمایت کردها از این گروه ضد ملی‌گرا بودن آنهاست.   بکتاشی ها و علوی ها در ترکیه خیلی شبیه هم هستند. به صورتی که این دو کلمه مترادف یکدیگر  بکار برده می شود. در ترکیه و برخی گروه‌های علوی در آلمان به این نتیجه رسیدند که علوی ها اصلاً‌ مسلمان نیستند و این خیلی عجیب است چون علوی ها مسلمان بودند و ایرانی که بعد گسترش یافتند. در ترکیه نیز علوی ها اسلامی بودن خود را زیر سؤال برده‌اند.

علوی ها خصوصیات خود را به صورت زیر بیان می‌کنند.

  1. در علوی موسیقی خیلی مهم است.
  2. زن و مرد باید حقوق برابری داشته باشند.
  3. تحصیلات مهم است.

همبستگی بین  علویان در گرایش شدید ضد سنی آنهاست. آنها در قید انجام آداب و مناسک مذهبی نبوده و سکولار هستند.

  هر چند که این پیوند مذهبی و معنوی بین کردها و ترکهای صوفی مهم است ولی این موضوع در درجه دوم اهمیت قرار دارد.

پرسش : نقش بین مذهب و سیاست در ترکیه چه خواهد شد؟ آیا  امکان دارد  مذهب حکومت را در دست بگیرد؟ آیا این ارتباط بهتر خواهد شد یا بدتر؟

پاسخ : هیچ شانسی برای اینکه مذهب در ترکیه امور را به دست بگیرد وجود ندارد، مگر اینکه یک فاجعه اقتصادی یا سیاسی باعث آن شود. در حال حاضر چنین اتفاقی نمی‌افتد. در ترکیه هنوز گروه های کمال‌گرا، حتی ضد کمال‌گرا وجود دارند که مانع از قدرت گرفتن  مذهب در امور سیاسی می‌شود چنانچه بسیاری از اسلام‌گراها خود را محافظه‌کار معرفی می‌کنند.

حکومت در ترکیه همچنان تسلط خود را بر دین حفظ خواهد کرد. گروههای اسلام‌گرا با حفظ ارزشهای مذهبی خود توانستند وارد عرصه سیاست شوند و خصوصیات دموکراتیک خود را تقویت کنند.

ترکیه اگر بتواند در مسیر خود موفق باشد می‌تواند یک کشوری نمونه برای خاورمیانه باشد و نشان دهد سکولاریسم  توطئه غربی برای نابودی دین نیست و می تواند از استفاده ابزاری از دین جهت اهداف سیاسی جلوگیری کند و به نوعی از دین حمایت کند. البته در حال حاضر در ترکیه این سکولاریسم وجود ندارد، ولی می تواند به این سو حرکت کند .

پرسش : با توجه به اینکه تأثیر دین در حکومت ترکیه انکارناپذیر است و ترک ها در آشتی‌دادن مدرنیسم و سنت موفق بودند تأثیر ترکیه در قفقاز،‌کشورهای همسایه و جهان اسلام چه خواهد بود؟ پاسخ: پاسخ به این سؤال دشوار است. چون در جاهای مختلف ترکیه فرهنگ های مختلف وجود دارد حتی در شهر آنکارا هم شاهد فرهنگ‌های مختلف هستیم و به دلیل وجود اختلافات فرهنگی که بیشتر ناشی از مسائل اقتصادی است هنوز ترکیه نمی‌تواند الگوی مناسبی برای کشورهای دیگر باشد.

 

 



بالا

بعدی *** صفحة دری * بازگشت