آیا یمن هم مانند افغانستان می‌شود؟

 

 

 

 

فردا : بمباران هوایی و حملات توپ‌خانه‌ای بجای این‌که باعث کشتار وسیع آنها شود، موجب عصبانیت‌ مردم محلی می‌شود،‌ تحریک قبیله‌ها به حمله به آنها نیز موجب سوق پیدا کردن قبیله‌هایی که بصورت سنتی رقیب آنها هستند به حمایت از حوثی‌ها شده‌است.

بسیاری از تحلیلگران از این بیم‌ دارند که یمن نیز مانند افغانستان تبدیل به یک بحران بین‌المللی شود. 40 درصد از زندانی‌های گوآنتانامو را یمنی‌ها تشکیل می‌دادند. یمن در جنوب عربستان مرفه قرار دارد و در نقطه مقابل آن در سوی دیگر دریای عدن، کشور سومالی قرار گرفته‌است که خود درگیر نبردهای طولانی که میان مبارزان و نیروهای دولتی است.

به گزارش سرویس بین‌الملل «فردا» و به نقل از سایت خبری
The Atlantic Wire، یمن به همراه سومالی و افغانستان بارها به عنوان مکان امنی برای ترورویست‌ها خوانده شده‌اند. زیرا القاعده یک سازمان عربی متنفذ است و یمن بر خلاف سومالی و افغانستان یک کشور عربی‌است، برخی از این بیم‌دارند که ممکن است این کشور بیشتر در معرض نفوذ القاعده قرار بگیرد. انتظار می‌رود اقتصاد ویران یمن تا سال دیگر رو به افول رود. نفت این منطقه تا سال 2017 به اتمام خواهد رسید و هرج و مرج گریبان این کشور را خواهد گرفت.

آمریکا همواره با خونسردی،‌ در مشکلات یمن شرکت داشته‌است. پنجشنبه هفته گذشته، بمب‌افکن‌ها با حمایت آشکار آمریکا پایگاه‌های تروریست‌ها را مورد هدف قرار دادند. اخباری که انحصاراً‌ از سوی کمک‌های اطلاعاتی که به مقامات یمنی به منظور هدف گیری با موشک‌های کروز می‌رسد، میزان دخالت آمریکا کاملا را مشخص نمی‌کند. اما واضح است که مقامات آمریکایی در حال نگران شدن از شرایط یمن هستند.

  آمریکا به جای بمب‌باران یمن باید به آن کمک کند 

«کریستوفر بوکک» رئیس موسسه صلح کارنگی بر این موضوع تکیه کرد: «ما باید بر اقتصاد، کشورداری و جامعه مدنی یمن تمرکز کنیم. کمک آمریکا به یمن در مقابل توجه آن به امنیت ملی خودش بسیار کم است. کمک به رشد و توسعه، تحصیلات و همکاری‌های تکنولوژیکی، گنجایش زیرساخت‌ها، تقویت ساختارها و کمک‌های مالی مستقیم، بیشتر از کمک‌های امنیتی و نظامی می‌تواند برای یمن کمک‌کننده باشد. جوامع بین‌المللی باید در مورد محدودکردن نفوذ و دخالت دیگران واقع‌بینانه‌تر عمل کنند. هرچند عدم واکنش به این مسئله یک راه کار نیست.»

هزینه سنگین و مخاطره‌آمیز بودن تشدید حملات برای آمریکا

«جورجی جانسن»، کارشناس مسائل تروریسم یمن، هشدار می‌دهد: «در ابتدا، انعکاس منفی مشارکت و یا حتی حضور مستقیم آمریکا در تهاجمات توسط رسانه‌های یمنی، جای تعجب نداشت. هر چقدر که پوشش این اخبار بیشتر شود و افکار عمومی از آن مطلع شود، اوضاع بدتر می‌شود.» او از مرگ غیرنظامیان اظهار تاسف کرد و از کشته‌نشدن قاسم الرایمی یکی از سران القاعده ابراز تاسف کرد.« اگر شما تهاجمی به این وسعت می‌کنید، لازم بود‌ الرایمی را هم می‌کشتید. اگر شما به این نتیجه نرسیدید، مهم نیست چه کس دیگری را کشته‌اید،‌ عملیات شکست‌خورده است. به ویژه زمانی که بسیاری از زنان و کودکان کشته‌ شده‌اند. همانگونه که من در مورد دو حادثه متفاوت در دو هفته اخیر در واشنگتن گفتم، هیچ موشک معجزه‌آسایی نمی‌تواند مشکل القاعده در یمن را حل کند. القاعده،‌ در سال 2002 در یمن به شدت قلع و قمع و سرکوب شدند.»

باید یک راه میانی و متعادل در یمن بیابیم

«اسپنسر آکرمن» تاکید می‌کند که آمریکا این استراتژی را در پیش گرفته‌است، «نیروی زمینی با حجم کم، عدم انجام بمب‌باران هوایی، حاکی از این است که خطر تشدید وخامت اوضاع وجود دارد به ویژه اینکه فعالیت سیاسی حداقلی صورت گرفته‌است.» اینها در افغانستان جواب نداد، پس چرا باید اتخاذ چنین سیاست‌هایی در یمن نتیجه دهد؟ اما وی به این موضوع اشاره کرد که سیاست‌های آمریکا در یمن باید قوی‌تر از سیاست‌های افغانستان که پایدار نبود، باشد. ما نمی‌توانیم گفتگوی واقعی در مورد پذیرش سیاست‌های ضد تروریسم که هر دو طرف درگیری را دور بزند، داشته باشیم.

اغراق در شورش‌های یمن

«گرگوری گاس» می‌گوید: «مبارزان گروه الحوثی بیش از ظرفیت حقیقیشان ، تیتر همه اخبار شده‌اند، زیرا به نظر می‌رسد این آخرین نمونه از انتقال قدرت از دولت به گروه‌ها در دنیای عرب است. اما یک نگاه عمیق‌تر نشان‌ می‌دهد که قدرت یافتن گروه‌ها، موضوع جدیدی نیست.» اما وی با محتمل دانستن اینکه درگیری‌های فوق در حقیقت یک نبرد میان دو قدرت منطقه‌ای است می‌گوید:« کشورهای منطقه تلاش می‌کنند تا در این کشورهای ضعیف نفوذ پیدا کنند.» وی مدعی تلاش ایران برای نفوذ در عراق، لبنان، فلسطین و احتمالاً یمن شد. عربستان سعودی و مصر نیز در این کشورها گروه‌های خود را دارند.

جنگ در یمن اوضاع را بدتر می‌کند

نشریه اکونومیست در این مورد بحث می‌کنند که نتیجه «عملیات زمین سوزان ارتش یمن» تشدید درگیری‌هاست. در بیشتر موارد دلیل موفقیت‌های الحوثی، ایرادات خود ارتش است. بمباران هوایی و حملات توپ‌خانه‌ای بجای این‌که باعث کشتار وسیع آنها شود، موجب عصبانیت‌های مردم محلی می‌شود،‌ تحریک قبیله‌ها به حمله به آنها نیز موجب سوق پیدا کردن قبیله‌هایی که بصورت سنتی رقیب آنها هستند به حمایت از حوثی‌ها شده‌است." اکونومیست خطر اصلی را در شرایط کنونی آغاز مجدد ناآرامی‌ها از سوی تجزیه‌طلبان جنوبی و بیداری مجدد زیرمجموعه‌های طالبان دانسته‌است.

دلیل اهمیت بسیار زیاد ماجرای یمن

«مرکز امینت جدید آمریکا» یک مقاله سیاسی جنجالی با عنوان "بی‌ثباتی یمن و تهدید منافع آمریکا" به قلم اندرو اکسام و ریچارد فانتین چاپ کرده‌است:

مواجهه با شورش‌ها در شمال، اقدامات جدایی‌طلبان در جنوب و ظهور یک القاعده داخلی، موجب شده‌است که یمن روی لبه تیغ قرار گیرد. نتیجه بی‌ثباتی در یمن، مشکلاتی فراتر از این سرزمین است و چالش‌های جدی را پیش‌روی منافع آمریکا قرار می‌دهد. بی‌ثباتی شبه‌جزیره عربستان امنیت منطقه‌ای را با خطر مواجه کرده و باعث آشفتگی خطوط تجاری و مسدود شدن مسیر انتقال سوخت فسیلی شده‌است. با دخالت عربستان در درگیری‌های مناطق شمالی یمن و احتمال افزایش خطر تبدیل کشور به مکانی برای تروریست بین‌المللی، آمریکا باید شدیداً تلاش کند تا از این حوادث جلوگیری کند.

در دهه‌های پیش‌رو، یمن از سه مشکل عمده رنج خواهد برد، مشکلات اقتصادی، جمعیتی و محیطی. اقتصادی: یمن به شدت به تولید نفت وابسته است. با کاهش 12 درصدی تولید نفت از 460000 بشکه در سال 2002 به 300000 تا 350000 بشکه در سال 2007، تحلیگران پیش‌بینی کرده‌اند که تا سال 2017 ذخیره نفت این کشور صفر خواهد رسید. بیشتر میزان درآمدهای دولت نیز از طریق فروش نفت است با این روند هیچ طرحی برای آینده بعد از اتمام نفت ندارد. جمعیت یمن نیز، در شبه جزیره عربستان با آمار 40 درصد بیکار، فقیرترین کشور منطقه است و انتظار می‌رود تا سال 2035 این تعداد دو برابر شود. و باورنکردنی است که بدانید 45 درصد جمعیت یمن زیر 15 سال دارند. از لحاظ محیطی نیز، این جمعیت کثیر به زودی ذخایر آبی یمن را به پایان برسانند. 90 درصد از آب مصرفی در یمن نیز به مصرف پروژه‌های بی‌نتیجه کشاورزی می‌رسد، این روند نیز به سوی خرابی پیش می‌رود.»

 

 

 

 



بالا

بعدی * صفحة دری * بازگشت